![]() |
|
كار تحقيقي را از چند ديدگاه ميتوان دستهبندي كرد. يكي از اين دستهبنديها ميتواند بر اساس محتواي اطلاعات كار تحقيقي باشد كه از اين منظر كار تحقيقي به چهار نوع تحقيقي، تحليلي، مروري و گردآوري تقسيم ميشوند: 1. كار تحقيقي تحقيقي (پژوهشي): برگرفته از تحقيقي است كه بهتازگي پايان يافته است و چون متكي بر يافتههاي تحقيقاتي است، گزارش تحقيق نيز به آن گفته ميشود. 2. كار تحقيقي تحليلي: اين نوع كار تحقيقي كه به نام كار تحقيقي نظري نيز شناخته ميشود، كار تحقيقياي است كه مؤلف با استفاده از منابع پژوهشي پيشين، نظرية خاصي را در حوزة كار خود مطرح مينمايد. در اين نوع كار تحقيقي نويسنده ممكن است نظريههاي قبلي را گسترش دهد، آنها را با استفاده از شواهد استحكام بخشد، آنها را بهشكل ديگري بيان كند يا آنها را مورد تأمل و ترديد قرار دهد. 3. كار تحقيقي مروري: اين كار تحقيقي به تحليل كلان و ارزيابي انتقادي نوشتههايي ميپردازد كه قبلاً منتشر شده است. مؤلف كار تحقيقي مروري از طريق مقولهبندي، يكپارچهسازي، و ارزشيابي متون منتشر شدة پيشين، سير پيشرفت پژوهشهاي جاري را در جهت روشن ساختن مسئلهاي مشخص دنبال ميكند. 4. كار تحقيقي گردآوري: اين نوع كار تحقيقي صرفاً به گردآوري و انعكاس نقطهنظرهاي مختلف مندرج در نوشتههاي مرتبط با موضوعي خاص ميپردازد و در واقع كار تازهاي را عرضه نميكند. تفاوت آن با كار تحقيقي تحليلي اين است كه به ارائه نظريه جديدي منتهي نميشود و نيز با كار تحقيقي مروري اين تفاوت را دارد كه الزاماً به سنجش و ارزيابي كليه آثار قبلي نميپردازد. البته علاوه بر 4 مورد ذكر شده، گونههاي ديگري از نوشتههاي مجلات وجود دارند كه از فراواني كمتري برخوردارند؛ نظير ياداشتهاي انتقادي، نقد و بررسي، گزارش كوتاه و... كه براي پرهيز از اطاله كلام از توضيح آنها خودداري ميشود (حري، 1380). با توجه به اينكه نوشته حاضر بيشتر بر كار تحقيقي تحقيقي تأكيد دارد، لازم است ابتدا اجزاء كار تحقيقي تحقيقي و در ادامه شيوه نوشتن اينگونه كار تحقيقيها مورد بحث و بررسي واقع شود. اجزاء كار تحقيقي عنوان عنوان هر اثر جلوهاي از هويت آن اثر است؛ خواه اثر هنري باشد يا علمي. عنوان فشردهاي منظبط از مطالب متن است (حري، 1380). عنوان بايد مختصر، گويا و جذاب باشد تا بتواند علاوه بر ايجاد انگيزه مطالعه در خواننده، او را در انتخاب كار تحقيقي مورد نيازش راهنمايي كند. چكيده چكيده خلاصه كوتاهي از كار تحقيقي همراه با نكات اصلي متن كار تحقيقي است و بهگونهاي تنظيم ميشود كه خواننده را در تصميمگيري براي مراجعه يا عدم مراجعه به اصل كار تحقيقي قادر ميسازد. محتواي چكيده حاوي مطالبي است كه نويسنده كار تحقيقي بر آنها تأكيد ورزيده است. طول چكيده معمولاً تابع نوع كار تحقيقي در دست چكيدهنويسي است (نشاط، ج 1). مقدمه مقدمه سرآغاز هر مطلب يا مبحث است و با اشاره به مسائل و مشكلات موجود در آن زمينه، يافتههاي قبلي در باره موضوع مورد بحث را به اختصار شرح ميدهد و در پايان به ارائه راهحل ميپردازد. درواقع پيوند ميان نويسنده و خواننده از طريق مقدمه صورت ميگيرد و ضروري است كه روان و جذاب باشد (ابوالحسني، 1381). متن اصلي متن يا بدنه اصلي كار تحقيقي شامل اهداف، روش كار، پيشينه پژوهش، محدوديتها و نارساييها، يافتهها و نتيجهگيري است. بنابر اين بايد پيام اصلي نويسنده را بهطور مفصل بيان كند به نحوي كه خواننده با مطالعه آن بتواند نتيجه مورد انتظار را دريافت نمايد. معمولاً پس از بدنه اصلي كار تحقيقي، يعني در پايان كار تحقيقي يا تحقيق از كساني كه در تهيه نوشته يا تحقيق به او كمك كردهاند تشكر و قدرداني ميكند. آخرين بخش كار تحقيقي فهرست مآخذ ميباشد. شيوه نوشتن كار تحقيقي براي نوشتن كار تحقيقي، بايد مراحل و اقداماتي بهصورت گام به گام طي كنيم كه در اينجا به بررسي آنها ميپردازيم: 1. مشخص كردن موضوع كلي . داشتن انگيزه لازم براي يافتن موضوع مناسب و توجه به نيازهاي جامعه از مسائل مهم در اين مرحله است. 2. بررسي و تحليل موضوع بهلحاظ ارزشمندي و امكانپذيري. براي ارزشيابي و امكانپذير بودن نگارش كار تحقيقي ميتوان چند سؤال طرح كرد: موضوع كار تحقيقي تا چه اندازه ارزشمند و بديع است؟ از چه جنبهاي و براي چه كساني مفيد خواهد بود؟ آيا تهيه چنين كار تحقيقياي امكانپذير است و موانع ومشكلات احتمالي انجام كار كدام است؟ در صورتي كه بتوانيم براي اين پرسشها پاسخي مناسب بيابيم، طبيعتاً مراحل نوشتن آسانتر خواهد بود. 3. طرحريزي مقدماتي و تدوين ساختار كلي تهيه فهرست مقدماتي مطالب، تهيه عنوان بخشهاي اصلي و فرعي، توجه به هدف و طيف مخاطبين، هماهنگي بين ساختار و نوع كار تحقيقي و مشورت با افراد صاحبنظر از مواردي است كه در اين مرحله بايد در نظر گرفته شود. 4. تعيين برنامه زماني براي انجام كار (مديريت زمان) زمانبندي مناسب و انجام مرحله به مرحله كارها از مسائلي است كه تهيه و تدوين كار تحقيقي را در مدت زمان از پيش تعيين شده امكانپذير ميسازد. 5. جستجو براي يافتن منابع اطلاعاتي پايه منابع اطلاعاتي پايه شامل دايرهالمعارفهاي موضوعي، خلاصه كار تحقيقي و... است. 6. جستجو براي يافتن اطلاعات مرتبط (تهيه كتابشناسي مقدماتي) پس از مطالعه و بررسي منابع پايه، با استفاده از برگهدان كتابخانه و يا از طريق جستجو در شبكههاي اطلاعاتي (اينترنت) ميتوان كتابشناسي اوليه را تهيه و منابع اطلاعاتي تخصصي را شناسايي و گردآوري كرد. 7. مطالعه منابع اطلاعاتي مهم و مرتبط براي محدود و مشخص كردن موضوع و رويكرد كار تحقيقي. با مطالعه منابع اطلاعاتي اصلي و كليدي ميتوان دامنه موضوعي را مشخص كرد. علاوه بر اين اعتبار و غناي كار تحقيقي بستگي به منابعي دارد كه مورد استفاده قرار ميگيرد. 8. مطالعه عميق منابع گردآوري شده و يادداشتبرداري هدفمند 9. مرتب كردن يادداشتها بر اساس فهرست مطالب و بازنگري و پالايش آنها 10. نوشتن متن كار تحقيقي (نسخه اوليه) بهتر است نوشتن كار تحقيقي با مطالب سادهتر شروع و از پرنويسي و اطاله كلام خودداري شود. توجه به هدف، ساختار و مخاطب و رعايت انسجام و پيوند منطقي ميان بخشها و پاراگرافها و رعايت آيين نگارش صحيح از نكات مهمي است كه نويسنده كار تحقيقي بايد به آن توجه كند. 11. مرور متن اوليه و اصلاح آن (تهيه نسخه دوم) بسياري از صاحبنظران پيشنهاد ميكنند كه پس از آماده شدن نسخه اوليه، يك يا چند روز كار تحقيقي را كنار بگذاريم و پس از آن به بررسي و مرور كار تحقيقي بپردازيم. هنگام بررسي كار تحقيقي بايد جملات و پارگرافهاي غير ضروري حذف شوند و نكات مهم كار تحقيقي در مقايسه با كار تحقيقي ديگر برجسته شود. توالي و ترتيب مطالب به درستي كنترل شود. 12. مشورت با افراد متخصص و صاحبنظر و اصلاح نهايي كار تحقيقي 13. تهيه و تدوين چكيده، كليدواژه، مقدمه و فهرست مآخذ و در پايان تهيه نسخه نهايي كار تحقيقي نكته قابل تأمل در اين مورد اين است كه تمام موارد ذكر شده در اين بند بايد پس از اتمام نوشتن متن اصلي صورت گيرد، و در واقع چكيده برگرفته از كل متن است، و مقدمه بر اساس متن نوشته شده تهيه ميگردد، در حاليكه گاهي اوقات برخي افراد در پاسخ به فراخوان كار تحقيقي سمينارها و كنفرانسها ابتدا چكيده يا خلاصه كار تحقيقي خود را تهيه و ارسال ميكنند و اگر چكيده كار تحقيقي مورد قبول برگزار كنندگان واقع شد اقدام به تهيه متن كامل كار تحقيقي ميكنند كه اين كار مسلماً ساختار و محتواي كار تحقيقي لطمه خواهد زد. همچنين در خصوص فهرست مآخذ بايد توجه داشت كه يكي از اصول اخلاقي و مهم در نگارش، استناد به منابع و مآخذي است كه در حين كار مورد استفاده قرار ميگيرد. استناد و ذكر منابع مورد استفاده علاوهبر ارج نهادن به آثار ديگران، باعث افزايش اعتبار و ارزش اثر خواهد شد. 14. انتخاب مجله مناسب و ارسال كار تحقيقي براي چاپ و انتشار آن (فتاحي، 1384). توجه به سابقه، درجه اعتبار ( علمي- پژوهشي، ترويجي و...) و خطمشي مجله (گرايش موضوعي)، مدت زمان انتظار براي چاپ كار تحقيقي، از نكاتي است كه هنگام انتخاب مجله بايد مد نظر گرفته شود. معيارهاي كنترل طرح و ساختار اوليه كار تحقيقي اگر بخواهيم بر اساس پژوهشي كه در حوزه موضوعي مورد علاقه خود انجام دادهايم، كار تحقيقي بنويسيم، ميتوانيم با طرح چند سؤال به ارزيابي طرح و ساختار اوليه كار تحقيقي بپردازيم. - دليل انجام تحقيق چه بود؟ - چه فرضيههايي مورد آزمايش قرار گرفتند و چه نتايجي بهدست آمد؟ - چه روشهايي مورد استفاده قرار گرفت و اطلاعات چگونه جمعآوري شد؟ - چه پيشنهادهايي براي انجام اينگونه پژوهشها در آينده وجود دارد؟ همانطور كه ميدانيم هر نويسندهاي به قصد چاپ و نشر كار تحقيقياش در مجلات معتبر دست به قلم برده و مطلبي را مينويسد. از طرف ديگر ميدانيم كه هر مجلهاي با توجه به خطمشي خود، كيفيت و محتواي كار تحقيقي دريافت شده را مورد بررسي و ارزشيابي قرار ميدهد. بنابراين بهتر است پرسشهايي كه از طرف داوران مجله براي ارزيابي كار تحقيقي مطرح ميشوند، پيشاپيش از سوي نويسنده مطرح و به آنها پاسخ مناسب داده شود. اين روش علاوه بر صيقل خوردن كار تحقيقي باعث ميشود تا نارساييهاي احتمالي آن برطرف شده و از استحكام لازم برخوردار گردد. كلام آخر براي نوشتن بايد از همين امروز شروع كرد. بنويسيد، بنويسيد، اصلاح كنيد و باز بنويسيد و اصلاح كنيد تا ترس از نوشتن را از بين برده و به مرحله ورزيدگي برسيد. هيچوقت انتظار نداشته باشيد كه بدون تمرين عملي، اولين نوشته شما بيعيب و نقص از كار درآيد و مطمئن باشيد نويسندگان سرشناسي كه امروز با آثار ارزشمند آنها آشنا هستيم نيز اين مراحل را گام به گام سپري كردهاند. بنابراين اگر ميخواهيد در اين راه موفقيتي كسب نماييد، بدون هيچ وقفه و ترديدي از همين حالا قلم را برداريد و شروع به نوشتن كنيد. سخن آخر اينكه بنويسيد، بنويسيد، اصلاح كنيد و باز بنويسيد منبع سایت موسسه فرهنگی واطلاع رسانی نمایه. + نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 23 آبان1386 و ساعت
9:15 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در دوشنبه 21 آبان1386 و ساعت
8:21 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت
12:58 بعد از ظهر |
۱- بايد تمامي مشخصات مربوط به متن پاياننامة تايپشده، اعم از مشخصات دانشجو، اساتيد راهنما و مشاور، عنوان پاياننامه و ... دقيقاً مطابق با پروپوزال تصويبشدة دانشجو باشد. براساس آييننامه، براي انجام هرگونه تغيير در مشخصات فوق، بايد قبلاً فرم مخصوص درخواست از ادارة آموزش دريافت شده و پس از تكميل توسط دانشجو و تأييد توسط استاد راهنما، در شوراي آموزشي پژوهشي دانشكدة پزشكي مورد تصويب قرار گيرد. 2- حروفچيني و صفحهآرايي بايد در برنامة ميكروسافت-وُرد (نسخههاي 2000، XP، 2003 يا جديدتر) انجام گيرد. تايپ در برنامههايي از قبيل زرنگار قابل قبول نيست. هنگام تسويه حساب، بايد آخرين نسخة كامپيوتريِ مربوط به پاياننامة اصلاحشده بهصورت يك فايل واحد (مشتمل بر خلاصة فارسي و انگليسي، صفحة عنوان، فهرست، تمامي فصلها، جداول، نمودارها، منابع و مآخذ و ...) بهانضمام دو فايل ديگر، يكي محتوي خلاصة فارسي و ديگري محتوي خلاصة انگليسي بر روي فلاپي يا CD تحویل واحد پژوهش و پاياننامهها گردد. 3- قلم متن پاياننامه بايد لوتوس يا كُمپسِت معمولي و اندازة آن 13 باشد. همچنين، فاصلة خطوط از هم يكونيم برابر است. فاصلة متن از كنارة صفحات عبارتند از 4 سانتيمتر ازپايين، 4 سانتيمتر از راست، 4 سانتيمتر از بالا و 2 سانتيمتر از چپ. نحوة قرارگيري صفحة خلاصة انگليسي و صفحة عنوان انگليسي در انتهاي پاياننامه همانند كتابهاي انگليسي است يعني اگر پاياننامه از آخر ورق زده شود، روي آنها بهطرف بالا قرار ميگيرد. بنابراين، در اين صفحات بايد فاصلة متن از طرف چپ 4 سانتيمتر و از طرف راست 2 سانتيمتر باشد. تذكر: كلية مطالب اين راهنما با رعايت اصول ذكر شده چاپ شده است. 4- كلية بخشهاي پاياننامه كاملاً ساده و بدون كادر بوده و سرصفحه و پانويس ندارند. قبل از شروع هر فصل و همچنين قبل از شروع بخش مراجع، يك صفحة سفيد بدون كادر كه شماره و نام فصل يا عنوان "مراجع" با اندازة درشت و خوانا در آن درج شده قرار ميگيرد. شمارة صفحات در پايين و وسط اوراق درج ميشوند. شروع شمارة صفحه از ابتداي فصل اول و پايان آن، انتهاي بخش مراجع ميباشد. صفحات سفيد عناوين فصول كه قبل از هر فصل قرار ميگيرند، نبايد شمارة صفحه داشته باشند. 5- تمامي بخشهاي پاياننامه (ازجمله جداول، نمودارها، شكلها، اعداد، شمارة صفحات و ...)، بايد كاملاً فارسي بوده و تاحد امكان از لغات فارسي استفاده شود مگر در مواردي كه معادل فارسي واضح و مصطلح براي آنها يافت نشود و يا استفاده از كلمة فارسي به مفهوم اصلي صدمه بزند تذكر: درمورد شكلها و نمودارهايي كه مربوط به تحقيق دانشجو نيستند و معمولاً در فصل مقدمه مورد استفاده قرار ميگيرند، ترجمة فارسي آنها الزامي نيست. واژة انگليسي معادل اصطلاح علمي بهكار برده شده را بايد در اولين محلي كه مورد استفاده قرار ميگيرد، بهصورت زيرنويس درج نمود. بهعنوان مثال: "اين تحقيق، يك كارآزمايي باليني كور دو سويه بهشمار ميرود." در مورد استفاده از كلمات اختصاري نيز بايد در اولين محل مورد استفاده، عنوان كامل اصطلاح نوشته شده و در جلوي آن، در داخل پرانتز كلمة اختصاري درج شود. در اين مورد نيز واژة كامل انگليسي را بايد بهصورت زيرنويس در پايين صفحه نوشت. مثلاً: "از آزمون ازدياد حساسيت تأخيري (آزمون DTH) براي ارزيابي عملكرد ايمني سلولي استفاده ميشود." بديهي است كه در محلهاي بعدي فقط كلمة اختصاري انگليسي نوشته ميشود. در متن، بايد نام اشخاص به فارسي نوشته شود و تلفظ انگليسي آن بهصورت زيرنويس (با ذكر شماره در متن و آوردن نام در پايين صفحه) نگاشته ميشود. مثلاً: "در تحقيقات دكتر روزنبرگ مشخص شد كه فاکتور اکتیوین مترشحه از غدد جنسی سبب پسروی این ناحیه ميشود [20]." البته لازم بهذكر است كه معمولاً ذكر نام محققين هيچ ضرورتي ندارد زيرا ميتوان با توجه به شمارة منبع كه در آخر جمله ميآيد و مراجعه به قسمت منابع، به مشخصات كامل محقق دست يافت مثلاً ميتوان مثال ذكر شده را بهصورت زير نوشت: "تحقيقات نشان دادهاند كه فاکتور اکتیوین مترشحه از غدد جنسی سبب پسروی این ناحیه ميشود [20]." 6- بايد صفحات بسماللهالرحمنالرحيم، صفحة عنوان، تقدير و تشكر و چكيدة فارسي، چكيدة انگليسي و صفحة عنوان انگليسي بدون شمارهصفحه باشند. در مورد فهرست، بهتر است از شمارهگذاري براساس حروف ابجد (الف، ب، ج، د، ه، ...) استفاده شود. شمارهگذاري اصلي از ابتداي فصل اول (مقدمه) شروع ميشود. 7- كلية جداول، نمودارها و شكلها بهطور جداگانه (جداول جدا، شكلها جدا و نمودارها جداگانه) و بهترتيب شمارهگذاري ميشوند. شمارهگذاري بهاين طريق است كه ابتدا شمارة فصل و بعد شمارة ترتيب قرارگيري ذكر ميشود. مثلاً پنجمين شكل مورد استفاده در فصل دوم بهصورت "شكل 2-5: ..." شمارهگذاري ميگردد. بعد از شمارة شكل، توضيح مختصري از محتويات شكل، نمودار يا جدول ارائه ميشود. عناوين توضيح جداول در بالاي جدول نوشته ميشوند و عناوين توضيح نمودارها و شكلها در زير نمودار يا شكل درج ميشوند. 8- ضمائم پاياننامه با حروف ابجد شمارهگذاري ميشوند. شكلها و جداول موجود در هر ضميمه نيز با توجه به شمارة ضميمه، شمارهگذاري خواهند شد. مثلاً سومين جدول موجود در ضميمة ج بهصورت "جدول ج-3: ..." شمارهگذاري ميگردد. 9- روابط رياضي و فرمولها نيز با توجه به فصل مربوطه و ترتيب قرارگيري، شمارهگذاري ميشوند. بهعنوان مثال: "(رابطة 3-7)" نشان دهندة هفتمين فرمول در فصل سوم است. 10- تعداد صفحات در مورد دكتري عمومي بدون احتساب فهرست، چكيدهها و منابع حداقل 40 صفحة استاندارد و در مورد دكتري تخصصي حداقل 50 صفحة استاندارد ميباشد. 11- تعداد خطوط در هر صفحه بين 16 تا 22 خط است. پاياننامه از بخشهاي زير تشكيل شده است كه بهترتيب ذكرشده پشت سر هم قرار ميگيرند: 1- صفحة بسم الله الرحمن الرحيم 2- صفحة عنوان به فارسي (بايد دقيقاً همانند صفحة اول اين راهنما چاپ شود. از ذكر القابي مثل استاد گرانقدر، بهراهنمايي استاد ارجمند، جناب آقاي، سركار خانم و ... اجتناب شود.) 3- كپي برگة نمرة جلسة دفاع از پاياننامه تكميلشده توسط اساتيد راهنما و مشاور، مدير گروه يا نمايندة ايشان، معاون آموزشي و پژوهشي مربوطه يا نمايندة ايشان . 4- تقدير و تشكر (حداكثر 3 صفحه باشد) 5- چكيدة فارسي (چكيدة فارسي بايد داراي چهار بخش باشد كه اين بخشها با عناوين زير از يكديگر جدا شدهاند: مقدمه، روش كار، نتايج و نتيجهگيري، كلمات كليدي. تعداد كل كلمات با احتساب كلماتي مثل "در، به، از، و، يا" بايد بين 200 تا 300 كلمه بوده و ترجيحاً در يك صفحه چاپ شوند.) 6- فهرست 7- فصل اول: مقدمه (در ابتداي اين فصل، قسمتي بهنام پيشگفتار وجود دارد كه در آن موضوع پاياننامه مختصراً بحث شده و اهميت موضوع پژوهش، فرضيات و اهداف مورد مطالعه و شرح مختصري از پيشينه و مطالعات انجامشده در آن ذكر ميشود. در قسمت دوم اين فصل كه كليات نام دارد، مطالب علمي مرتبط با موضوع كه قبل از ورود به بحث لازمند، ذكر ميشود. مثلاً اطلاعات آناتومي و فيزيولوژي در اين قسمت نوشته ميشوند) 8- فصل دوم: بررسي متون (كه در حقيقت، مروري بر مطالعات انجام شده است و فقط مقالات، پاياننامهها و متوني در آن ذكر ميشوند كه مستقيماً با موضوع پاياننامه ارتباط پيدا ميكنند.) 9- فصل سوم: روش كار (مواردي كه در اين فصل مطرح ميشوند عبارتند از: نوع پژوهش، محيط و مواد پژوهش، حجم نمونه و روش نمونهگيري، روش جمعآوري اطلاعات، روش تجزيه و تحليل دادهها و انواع آزمونهاي آماري و مراحل انجام كار.) 10- فصل چهارم: نتايج (در اين قسمت، نتايج بهدستآمده از تحقيق بيان شده و جداول، نمودارها و نتايج آزمونهاي آماري نوشته ميشوند.) 11- فصل پنجم: بحث و نتيجهگيري (در اين فصل، نتايج حاصله مورد بحث و بررسي قرار گرفته و اين نتايج با نتايج حاصل از ساير مطالعات مقايسه ميشوند. محدوديتهاي پژوهش، نتيجهگيري نهايي و ارائة پيشنهادات نيز در اين فصل گنجانده ميشوند.) 12- ضمائم (در صورت نياز) 13- مراجع (راهنماي كامل نحوة نگارش منابع موجود است و دانشجويان ميتوانند آنرا تهيه و مطالعه نمايند. لازم به ذكر است كه در شمارهگذاري منابع بايد از سبك ونكوور استفاده شود و شمارة منابع در داخل علامت كروشه قرار گيرد. مثلاً: "در جوامع پيشرفته، سرطان دومين عامل مرگومير بهشمار ميرود [12]. ...") 14- خلاصة انگليسي (اين خلاصه بايد دقيقاً ترجمة همان خلاصة فارسي باشد و داراي چهار بخش Introduction، Method، Results and Conclusion و Keywords است) 15- صفحة عنوان به انگليسي.
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت
9:21 قبل از ظهر |
کتابخانه ملی ملک یکی از مراکز مهم علمی –فرهنگی وابسته به آستان قدس رضـــوی است. این کتابخانــه از دیرباز کعبـه آمال اهل تحقیق و قبله اقبال صاحبان تدقیق بوده است چنانچه به همه خواسته های پژوهشگران پاسخ مثبت می دهد. طبق ادعاء محققان بعضی از نفائس مخطوطات این کتابخانه در جهان منحصر به فرد است. + نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت
9:13 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت
9:15 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت
9:12 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت
9:5 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:19 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:16 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:13 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:10 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 13 آبان1386 و ساعت
6:51 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 10 آبان1386 و ساعت
7:45 قبل از ظهر |
ریشه لغوی |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شیالی رامامریتا رانگاناتان (۱۸۹۲-۱۹۷۲)
پدر علم کتابداری و اطلاعرسانی هندوستان

۱ـ کتاب برای استفاده است.
۲ـ هر خوانندهای کتابش.
۳ـ هر کتابی خواننده اش.
۴ـ در وقت خواننده صرفه جویی کنید.
۵ـ کتابخانه موجودی زنده و پویاست.
مدیریت دانش چیست؟
تعاريف مديريت دانش بسيار است. به زبان ساده، مديريت دانش سازمان دادن برای دانستن است. کوششی هماهنگ برای تصرف دانش حياتی سازمان، اشتراک دانش ميان يک سازمان و برجسته کردن در حافظه جمعی سازمانی برای بهبود تصميم گيري، افزايش بهره وری و نوآوری است. مديريت دانش شامل تصرف دانش، خرد، تجربيات باارزش افزوده کارکنان سازمان، آسان کردن بازيابی دوباره و نگهداری آن بعنوان دارايی سازمانيست. مديريت دانش کوششی برای تبديل دانش کارکنان (سرمايه انسانی) به دارايی مشترک سازمانی (سرمايه فکری ساختاری) است.
هدف مديريت دانش ايجاد يک سازمان يادگيری و شراکت با ايجاد جريانی بين مخازن اطلاعات ايجاد شده توسط افراد قسمتهای مختلف شرکت( مالی، عملکرد، هوش رقابتی و غيره) و مرتبط کردن آنها به یکدگر است. بيشتر افراد و سازمانها مديريت دانش را بدلايل ذيل بکار ميگيرند:
· افزايش همکاری
· بهبود بهره وری
· تشويق و قادر ساختن نوآوری
· غلبه بر اطلاعات زيادی و تحويل فقط آنچه مورد نياز است
· تسهيل جريان دانش مناسب از تامين کنندگان به دريافت کنندگان بدون محدوديت زمان و فضا
· تسهيل اشتراک دانش ميان کارمندان و بازداشتن آنان از اختراع دوباره چرخ به کرات
· تصرف و ثبت دانش کارکنان قبل از اينکه آنان شرکت را ترک نمايند، اطمينان يافتن از اينکه دانش باارزش بهنگام ترک کارمند از دست نميرود.
· افزايش آگاهی سازمانی از خلاهای دانش سازمان
· کمک به شرکتها که سبقت جو باقی بمانند با افزايش آگاهی آنان از استراتژيها، محصولات و بهترين کارکردهای رقيبانشان
· بهبود خدمات مشتری
مدیریت دانش دو قسمت دارد: اول مدیریث داده و اطلاعات و دوم مدیریت افرادی که واجد نظر، دانش و توانائی های خاص هستند. این دو قسمت- محتوا و افراد- برای تسهیل مدیریت دانش با کمک فرایندها و تکنولوژی خاصی بهم متصل شده اند. محک زنی، تصرف بهترین عملها، ایجاد سازمانهای یادگیرنده، توسعه جوامع یادگیری، دیتا ماینینگ، ایجاد فرهنگ تغییر، بهبود جریان کاری و گردآوری نظام مند هوشمندی رقابتی و تجاری فقط چند نمونه از ابرازها، تمرینها، مداخلات و رهیافتهای زیربنا محور هستند که برای مدیریت دانش و اطلاعات بکار گرفته شده اند.
دو جزء عبارت مدیریت دانش یعنی مدیریت و دانش با کمک دو عنصر تواناساز تکنولوژی و فرهنگ سازمانی برای تحت کنترل درآوردن حافظه جمعی سازمانها با هم مختلط شده اند. برای فهم مدیریت دانش مسأله حیاتی اینست که مسائل زیر را بدانیم:
· زنجیره اطلاعات و تمایز بین داده، اطلاعات، دانش و معرفت
· نقش چهارعنصر اساسی مدیریت دانش: دانش، مدیریت، تکنولوژی و فرهنگ سازمانی
· تفاوت میان مدیریت داده، مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش و فرایند مدیریت دانش
* ادامه مقاله را در پستهای بعدی ارسال می کنم.
این مقاله ترجمه ای است از:
Gandhi, S 2004, 'Knowledge management and reference services', The journal of academic librarianship, vol. 30, no. 5, pp. 368-81.
ضرورت رويآوري کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني به پژوهش
محمود سالاري[1][1]
چکيده
اهميّت و ضرورت پژوهش در مراکز اطلاعرساني به منظور دستيابي به شيوههاي مناسبتر حفظ ميراث فرهنگي فراهمآوري تا اشاعه اطلاعات و تسهيل دسترسي به منابع براي عموم . توجه به پژوهش براي آسيبشناسي کتابخانه ، توجيه علمي نيازها ، تصميمگيري مطمئنتر ، ايجاد ارزش افزوده و جلوگيري از دوباره کاريها ، موانع پژوهش شامل بيتفاوتي نسبت به پژوهش ، ناکارآيي در انتقال يافتههاي پژوهش ، سابقه تاريخي کوتاه مدت ، کمبود منابع مالي ، نامشخص بودن اولويتها و ضعف نظامهاي اطلاعرساني . راهکارهاي پيشنهادي شامل : نهادينه کردن پژوهش ، فراهمآوري تجهيزات ، امکانات ، انواع نرمافزارها و طراحي ساختار مناسب براي پژوهش .
مقدمه
مراکز اطلاعرساني و کتابخانه ها در دهههاي اخير دستخوش تغييرات شگرف بودهاند . وظايف ، فعاليتها و کارکردهاي کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني به گونهاي چشمگير متحول شده است . نقش و رسالت کتابداران و اطلاعرسانان و به تعبيري نو ” دانش ورزان “[2][2] با چالش روبرو شده است و هر روز اين تغييرات شتاب بيشتري به خود ميگيرد .
اکنون پژوهشگران متوقع هستند که کتابخانهها از انبارهاي کتاب (مدارک ) خارج شده و به مراکز توليد اطلاعات تبديل شود ، تا مقدمات و امکانات عمومي پژوهش و مطالعه براي محققان فراهم آيد . در اين ايام ، اين تحولات در کتابخانههاي کشورهاي توسعه يافته و برخي کتابخانههاي ايران نيز آشکارا مشهود است .
عصري که در آن بسر ميبريم عصر اطلاعات ناميده ميشود . زيرا ، اطلاعات نقش مهمي در فرآيندهاي پيچيده اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي امروز ايفا ميکند . کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني نيز به عنوان فراهم کنندگان ، ساماندهندگان ، پردازشگران و اشاعهدهندگان اطلاعات ، در پيشبرد دانش نوين ، رفاه اجتماعي ، تصميم گيرهاي کلان توليد و فنآوري نقش برجستهاي برعهده دارد . با اطمينان بسيار ميتوان گفت : هيچ طرح پژوهشي و هيچ برنامه توسعه ملي بدون اتکاء به اطلاعات به نتيجهاي مطلوب نميانجامد .
خوشبختانه چشمانداز روشني از آينده کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني پيشروي داريم ، آنها با درک موقعيت حساسشان هر چه بيشتر خود را براي انجام رسالتي و مسئوليت خطيري که جامعه به عهده آنها گذاشته است ، آماده ميسازند .
تعداد زيادي از کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني از رويارويي با محيط جديد اطلاعاتي استقبال کرده و با پذيرش اهداف متفاوت و پيروي از خط مشيهاي اصولي ، خود را با محيط جديد انطباق داده و به بسياري از خواستههاي جامعه استفاده کنندگان خود پاسخ مثبت دادهاند ، ولي هنوز برخي از کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني در مواجهه با چالشهاي جديد سردرگم و حيرت زدهاند و ناتوانتر از آن مي نمايند که پاسخگوي نيازهاي اطلاعاتي مراجعان خود باشند .
عوامل متعددي ميتواند در سازگاري کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني با محيط جديد اطلاعاتي نقش داشته باشد . از اين عوامل ميتوان به ” مديريت کارآفرين “ ، ” آموزش بهينه نيروي انساني “ ، ” نهادينه کردن پژوهش “ و . . . اشاره داشت . توجّه و عمل به هر يک از اين عوامل ميتواند کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني را در جهت خدمات دهي مطلوب گامي به جلو برد . يکي از اين عناصر سوق دهنده و کارآفرين که موضوع بحث اين مقاله است ” پژوهش “ است .
عنصر ” پژوهش “ اين توان را دارد که سهم چشمگيري در فرايند آماده سازي و افزايش توان خدماتي و ارتقاء بهروري کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني در شرايط جديد برعهده گيرد . اين مقاله بر آن است تا با طرح چند بحث پيرامون ” پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني “ بر اهميت پژوهش در حل دشواريهاي سازگاري با شرايط جديد تأکيد کند .
ضرورت پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
1 ـ در جهان معاصر خون پژوهش در رگها و جانهاي سازمانهاي پويا و بالنده جاري است ، اين سازمانها به تمامي مسايل مطرح در سازمانهايشان با رويکرد علمي برخورد ميکنند و مشکلات خود را به دست تواناي تحقيق حل ميکنند . کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نيز براي حفظ و ارتقاء موقعيت تأثيرگذار خويش ، لزوماً بايد بيش از پيش براي تحقيق و پژوهش آفريني اهميّت قائل شوند . با اتکاي به پژوهش است که کتابخانهها اين توانايي را کسب ميکنند که خدمات عميقتر و مطلوبتري ارائه دهند و در سطح گستردهتري نيازهاي اطلاعاتي جامعه استفاده کننده (بالقوه و بالفعل) خود را برطرف سازند .
2 ـ نکته ديگري که بر ضرورت پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني تأکيد دارد اين واقعيت است که کتابخانهها براي نيل به اهداف و وظايف خود از جمله :
ـ حفظ ميراث فرهنگي براي آيندگان (حفاظت و مرمت مدارک ) ،
ـ فراهم آوري ، سازماندهي ، پردازش و اشاعه و توليد اطلاعات ،
ـ تسهيل در دسترسي به منابع ،
به برنامه ريزي منسجم و همه جانبهاي نياز دارند . تدوين برنامهريزي اصولي و پايدار به جز تأثير مسائل مالي و مديريتي تا حد بسياري با عامل آموزش و پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني در پيوند است . آموزش و پژوهش بسان دو بالي مطمئن براي حرکت صحيح کتابخانهها بسوي آرمانهاي متعالي عمل ميکند . اصولاً تفاوت ميان کتابخانههاي فعال و پويا با کتابخانههاي منفعل و سنتي با درجه توجّه آنها به پژوهش و آموزش آشکار ميشود .
با نگاه جستجوگر به کارکردهاي کتابخانه و مراکز اطلاعرساني ، ضرورت بکارگيري پژوهش آشکارتر ميشود . شاهد هستيم که بسياري از فعاليتهاي کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني مانند نيازشناسي اطلاعات ، فراهمآوري اطلاعات ، نمايهسازي و چکيدهنويسي و . . . بدون بهرهگيري از تحقيقات علمي نتايج مطلوبي به بار نمي آورد . بطور مثال اگر ساخت مجموعهاي متناسب با نيازهاي اطلاعاتي جامعه استفاده کننده در نظر است ، لازم است از نيازهاي اطلاعاتي استفاده کنندگان شناخت کافي بدست آيد . اين شناخت قاعدتاً بايد دقيق و منطبق بر واقعيت باشد تا بتوان بر مبناي آن به مجموعهسازي اصولي پرداخت و اين شناخت جز با پژوهش و تحقيق ميسّر نخواهد شد .
3 ـ سوّمين نکتهاي را که ميتوان براي ضرورت پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ذکر کرد اين است که در حال حاضر حداقل بخشي از مشکلات بسياري که گريبانگير کتابخانههاست ناشي از نبود اطلاعات با پشتوانههاي تحقيقاتي است .
فوايد پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
فوايد متعددي را ميتوان براي پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بيان کرد . در زير به چند مورد اشاره ميشود :
1 ـ اصولاً با پژوهش ميتوان به آسيبشناسي کتابخانه پرداخت . با ابزار پژوهش کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني قادر خواهند بود مسير و روند اطلاعرساني خود را در هر نقطهاي مورد بررسي قرار داده و با کنکاش علمي مسائل متعدد و متنوعي را که پيش روي آنهاست تجزيه و تحليل کنند و بهترين و مطمئنترين و اصوليترين راه ممکن را براي حل مسأله موجود در هر نقطه از مسير اطلاعرساني انتخاب کرد .
2 ـ مديران کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني با بيان مسائل خود به زبان علمي بهتر ميتوانند فعاليتها و اقدامات خود را براي جامعه و مسئولان رده بالاتر توجيه کنند .
3 ـ مديران کتابخانهها با اتکاء و بهرهوري از پژوهش ، مطمئنتر و صحيحتر تصميمگيري ميکنند .
4 ـ پژوهش باعث ارزش افزوده در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ميشود . مطالعات انجام شده نشان ميدهد در ازاي هر مبلغي که صرف پژوهش ميشود حداقل 5 الي 10 برابر آن درآمد اضافه به جامعه برميگردد ( قنبري ، 1373 ، ص 36 ) . البته اين نسبت در سازمانهايي که فرآيند تحقيق به درستي جريان مييابد چشمگيرتر است . کتابخانهها نيز از اين قاعده مستثني نيستند .
5 ـ با نهادينه کردن پژوهش از بسياري دوباره کاريها و اهمال کاريها جلوگيري بعمل ميآيد و همچنين ضمن صرفهجويي در هزينه و زمان ، کارها با صحت و دقت بيشتري انجام ميشود .
6 ـ با انجام پژوهش جايگاه و وجهه و مقبوليت علمي کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بطور قابل ملاحظهاي ارتقاء مييابد .
7 ـ زمينه پيادهسازي استاندارد ايزو 9000 با نهادينه کردن پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني هموارهتر ميشود . بکارگيري نظام استاندارد در فعاليتها و خدمات کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني تبعات مثبت فراواني دارد که چند مورد آن فهرستوار ذکر ميشود :
الف ـ امکان هماهنگي بين فعاليتهاي مراکز اطلاعرساني و کتابخانههاي مختلف فراهم ميشود ، در نتيجه بطور قابل ملاحظهاي در هزينههاي تکراري صرفهجويي ميشود .
ب ـ امکان ارائه خدمات کيفي بجاي ارائه خدمات کمّي ميسر ميشود در نتيجه امکان ارائه اطلاعات مرتبط فراهم ميگردد .
ج ـ خود ارزيابي مستمر در مراکز اطلاعرساني و کتابخانهها امکان اجرايي يافته و به عبارت ديگر روشهاي لازم براي انجام چنين کارهايي شناسايي ميشود .
د ـ استراتژيهاي کلان مراکز اطلاعرساني و کتابخانهها جهتدار ميشود و امکان سياستگذاري ، برنامهريزي ، نظارت و کنترل فعاليتها فراهم ميشود .
هـ ـ کنترل مداوم پروژهها فراهم ميشود و امکان بهرهوري کامل از امکانات و نيروي انساني ميسر ميشود ( شيري ، 1379 ، پيشگفتار ) .
تنگناهاي پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
تنگناهاي پژوهشي که کم و بيش در اغلب کتابخانهها ، مراکز اطلاعرساني و حوزه کتابداري به چشم ميخورد توسط کومار ( 1374 ، ص 10 ) بشرح زير اعلام شده است .
1 ـ نه تنها نوعي بيتفاوتي شديد نسبت به فرايند پژوهش در حوزه کتابداري و اطلاعرساني وجود دارد ، بلکه نتايج پژوهش نيز از اين بيتفاوتي بينصيب نيست . خود کتابداران به ندرت به نتايج تحقيقات توجّه ميکنند و علاوه بر بيتوجهي ، برخوردشان نسبت به پژوهشگران و فرايند و نتايج پژوهش غالباً با بياعتمادي و بعضاً دشمني همراه است .
2 ـ مبادله يافتههاي پژوهش در ارتباطات علمي و پژوهشي در اين زمينه رضايت بخش نيست در حاليکه براي بهبود بخشيدن به اين وضعيت زمينه هاي مناسبي وجود دارد .
3 ـ در اين رشته سنت پژوهش طولاني نيست . در بسياري از کشورها از جمله ايران پژوهش در رشته کتابداري و اطلاعرساني پديده تازهاي است و در نتيجه اين کشورها فاقد سنّت و سابقه پژوهشي در اين زمينهاند . هر چند سنّت پژوهش در اين رشته در کشور آمريکا نيز به دهه 1930 باز ميگردد .
4 ـ کمبود منابع مالي ، تسهيلات ، مدارک و پشتيباني هاي اداري و سازماني در اکثر کشورهاي در حال رشد وجود دارد . به ويژه کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني وابسته به دولت بيشتر از کمبود منابع و امکانات پژوهشي رنج ميبرند . اين امر در کشورهاي در حال توسعه که بودجههاي سالانه آنها نوسان بيشتري دارد . به گونه آشکارتري صادق است .
5 ـ عدم هماهنگي در تعيين اولويتهاي پژوهشي در زمينه کتابداري و اطلاعرساني ، اين مشکل درکشورهاي که فاقد متولي مشخص براي تعيين سياستهاي کلان پژوهشي هستند ، بيشتر نمايانگر است . کشور ايران نيز دچار سردرگمي و بيبرنامهگي در پژوهشهاي کتابداري و اطلاعرساني است .
6 ـ بانک اطلاعاتي جامع از تحقيقات انجام شده و يا در حال اجرا در زمينه کتابداري و اطلاعرساني وجود ندارد . وجود چنين بانکي ، ضمن اينکه به پژوهشگران کتابداري کمک فراوان ميکند ، از بسياري دوباره کاريها جلوگيري به عمل مي آورد و آخرين يافتهها را در اين حوزه ارائه ميدهد .
7 ـ فقدان فرهنگ گرايش به تحقيق در کتابداران و اطلاعرسانان .
به عقيده کومار ( 1374 ، ص 10 ) بين کتابداران و اطلاعرسانان تقريباً نوعي بيميلي به پژوهش به چشم ميخورد . وي اين جريان را ناشي از اين امر ميداند که صاحبنظران اين حرفه نتوانستهاند شناخت و دلگرمي کافي نسبت به نتايج و پيشرفتهاي پژوهشي ايجاد کنند .
فتاحي (1379 ، ص 33 ) نيز تلويحاًعلت عدم گرايش کتابداران و اطلاعرسانان ايران را به امر تحقيق ناشي از برنامهها و شيوههاي تدريس حوزه کتابداري و اطلاعرساني ميداند . وي معتقد است برنامهها و شيوههاي تدريس در اين حوزه از يک زير بناي محکم و مبتني بر نظريههاي نوين آموزشي برخوردار نبوده است .
از اين رو شاهد هستيم فقط تعداد قليلي از کتابداران و اطلاعرسانان از توانايي تحقيق و نگارش مقالههاي تحقيقي برخوردارند .
انگيزه لازم براي انجام تحقيق در آنها وجود دارد . اين وضعيت اخير را ميتوان با مقايسه بين تعداد فرهيختگان اين حوزه و تعداد توليدات علمي آنها نيز دريافت .
دياني ( 1379 ، ص 1 ) و فتاحي ( 1379 ، ص 31 ) خواستار تحول در نحوه آموزش رشته کتابداري و اطلاعرساني شدهاند تا آموختهگان اين حوزه توانايي لازم را براي پژوهش بيابند .
راهکارهاي پيشنهادي براي بسترسازي پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
عوامل بسياري لازم است تا فرايند پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نهادينه شود . در اين بخش به برخي از آن عوامل که وجود آنها در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ضروري است تامحيط مناسب و بستري مطمئن براي پژوهش فراهم شود ، اشاره ميگردد :
1 ـ مهمترين عامل که مي تواند تأثير بسزايي در نهادينه کردن پژوهش داشته باشد ايجاد بينش علمي و اعتقادي دروني در کارکنان کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نسبت به پژوهش و تحقيقات است . بينش علمي وضع موجود را طبيعي تلقي نميکند . راز تحولات علمي و تسلط به طبيعت در طول تاريخ همين انديشه بوده است . انديشهگراني چون گاليله ، کپرنيک ، بيکن و دهها انديشهگر ديگر که کوشندگان علوم جديد هستند ، نخست بر طبيعي بودن وضع موجود ، شک کردند . به دنبال اين شک علمي بود که به پژوهش پرداختند و به يافتههاي نو دست يافتند . انسان جستجوگر از شک علمي نميهراسد . انسان داراي بينش علمي به تغيير و تحول مستمر اعتقاد دارد و پيوسته به دنبال تجربه و نوآوري است ( قاسمي پويا ، 1375 ، ص 593 ) .
بنابراين ضرورت دارد با هر نوع تدبيري ، بينش علمي لازم و آمادگي پژوهش را در محيط کتابخانه و مراکز اطلاعرساني ايجاد کنيم . اين باور جدّي را ميتوان به روشهاي گوناگون که از پشتوانههاي تحقيقاتي برخوردار باشد بوجود آورد . البته اين نوع تغييرات بنيادي نياز به زمان طولاني دارد و لازم است با برنامهريزي و سياستگذاري دراز مدت بينش علمي را ايجاد کرد . بينش علمي هر چند بايد از دوران کودکي آغاز شود ولي براي آموختن هيچوقت دير نيست . در کتابخانهها در درجه نخست ميبايست آموزش اصولي را پايهگذاري کرد . آموزشي که به توليد علمي و بهرهوري در کار بيانجامد .
2 ـ فراهم کردن امکانات و تجهيزات ضروري پژوهش
بدون امکانات پژوهشي در داخل هر سازمان تحقيقاتي ، پژوهش يا به کُندي پيش ميرود يا امکانپذير نخواهد بود . خوشبختانه با توجّه به ماهيت مراکز اطلاعرساني و کتابخانهها ، برخي امکانات از قبل آماده است . صرفاً بايد امکانات لازم پژوهشي را به خدمت گرفت . از چند مورد از امکانات و تسهيلات ضروري براي پژوهش موارد زير است :
الف ـ فراهم بودن امکان دسترسي به منابع چاپي و منابع الکترونيکي داخل و خارج از کتابخانه .
ب ـ تهيه کپي مقالههاي مورد نياز پژوهشگران چه از داخل و چه از خارج کشور .
براي انجام اين کار ، بخش سفارش و فراهمآوري کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بايد به گونهاي فعال عمل کند . براي نمونه تهيه کپي از مقالههاي نشريات ادواري در ايران ميتوان از لوح مجله نمايه ، از بانک اطلاعاتي نشريات لاتين مرکز اسناد و مدارک علمي ايران و از طريق پايگاه اطلاعاتي مقالات فارسي مجلات در کتابخانه منطقهاي علوم و تکنولوژي شيراز استفاده کرد . براي مقالههايي که در ايران امکان تهيه آن نيست ميتوان از کتابخانه بريتانيا ( British library ) مرکز تأمين مدارک اين کتابخانه ( British Library Document Supply Center ) کپي مقالهها يا در برخي مواقع اصل منبع را براي پژوهشگران درخواست کرد . کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ميتوانند با عقد قرارداد با کتابخانه بريتانيا يا نمايندگان کتابخانه بريتانيا مانند کتابخانه منطقهاي علوم و تکنولوژي شيراز منابع مورد نياز خود را درخواست کنند .
ج ـ فراهم کردن انواع نرم افزارهاي عمومي براي تحقيق
توسعه رايانهها و برنامههاي رايانهاي محقق را در زمينههاي مختلف تحقيق ياري ميکند بطوريکه در اجراي پژوهش سرعت و دقت بيشتري را باعث مي شود . به چند نوع نرمافزار که لازم است محققان با آنها آشنايي کافي داشته باشد در زير اشاره ميگردد :
ـ نرمافزارهاي متننگار يا واژهنگار : نوعي نرمافزار است که براي نوشتن متون مختلف مانند يک گزارش تحقيقي ، مقاله و پاياننامه به کار ميرود . مانند نرمافزار Word و زرنگار.
ـ نرمافزارهاي ترسيمي : اين نوع نرمافزار در هنگام ارائه يافتهها و نتايج پژوهش به کار ميآيد . معمولاً ارائه نتايج با ترسيم منحني دادهها بصورت نمودارهاي علمي انجام ميشود . محقق با استفاده از اينگونه نرمافزارهاي رايانهاي توانايي مييابد که تفسير نتايج تحقيق خود را سادهتر انجام دهد . از جمله اين نرمافزارها EXCel است .
ـ نرمافزارهاي آماري : امروزه اغلب تحقيقات نياز به بررسي آماري دادهها دارند . کمتر تحقيقي در زمينههاي علوماجتماعي از جمله کتابداري و اطلاعرساني يافت ميشود که محقق نياز به بررسي ساده يا مفصل آماري ، نداشته باشد . از طرف ديگر توسعه روزافزون نرمافزارهاي آماري و ساده شدن نحوه به کارگيري روشهاي آماري موجب ترغيب محققان به استفاده بيشتر از روشهاي آماري شده است که در مجموع ضرورت بکارگيري هر چه بيشتر آنها را ميرساند . دونمونه برجسته اينگونه نرمافزارها SAS و SPSS است .
ـ نرمافزارهاي بانک داده (Database ) : از اينگونه نرمافزارها براي نگهداري و استفاده مطلوب از داده ها يا به عبارت ديگر براي تشکيل بانک دادهها در کارهاي تحقيقي استفاده ميگردد . از جمله اين نرمافزارها ميتوان Access , Foxpro , Endnot , Idealist را نام برد ( فاخر ، 1378 ، ص 37 ـ 51 ) .
3 ـ ايجاد فضاي مناسب تحقيقاتي
براي ايجاد محيط مناسب پژوهشي ضرورت دارد به چند جنبه توجه شود .
الف ـ جنبه مالي : ناگفته پيداست که وضعيت مالي مناسب تا چه حد ميتواند به گونه قابل ملاحظهاي گستره پژوهش را به لحاظ کيفي و کمّي افزايش دهد . همانگونه که دکتر منصوري (1373 ، ص 86 ) بيان ميدارد : ” صرف بودجه تحقيقاتي کلان مانند ديناميت تمامي موانع را منفجر ميکند و موتور قوي براي تحقيقات خواهد شد “ ، وجود حمايت مالي به ويژه در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني که در شروع کار پژوهشي بسر ميبرند براي دادن شتاب اوليه امر ضروري به نظر ميرسد .
معمولاً چون بهرهگيري از سرمايهگذاري تحقيقي نيازمند زمان است ، مديران کمتر راغب به سرمايهگذاري پژوهشي هستند . امّا با توجيه کافي فؤايد و ثمرات پژوهش ، مديران نيز علاقمند به سرمايه گذاري در امر پژوهش خواهند شد .
ب ـ جنبه اداري : يکي ديگر از عوامل لازم جهت بهبود پژوهش ، وجود ساختار اداري مطلوب بخش پژوهش است . به نظر چنانچه مؤسسههاي پژوهشي يا بخشهاي پژوهش هر سازمان از استقلال بيشتري برخوردار باشند ، کارآيي آنها به طور قابل ملاحظهاي افزايش پيدا خواهد کرد . به گونهاي که مسئولان پژوهشي در امور خود سريعتر به تصميمگيري ميپردازند . استقلال نسبي بخش پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني با ساختار مناسب نقش بورکراسي را کم رنگتر ميکند . با تمرکز اختيارات بيشتر به بخش پژوهشي ، جريان پژوهش از سرعت بيشتري برخوردار خواهد شد . بهتر است در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بخش پژوهش به طور مستقيم زير نظر رئيس کتابخانه و مرکز اطلاعرساني به وظايف خود عمل کند .
ج ـ جنبه رواني : اين جنبه بسيار حساستر و به تعبيري مؤثرتر از ديگر جنبههاي لازم در محيط پژوهشي است . از آنجائيکه اين جنبه نامحسوستر از ديگر جنبههاي مطرح شده ميباشد . بايد توجّه بيشتري به اين قضيه معطوف گردد تا محيط مناسب و خوشايندي براي امر پژوهش فراهم آيد . اصولاً ايجاد محيط مناسب و آرامش بخش رواني جزو عناصر اجتنابناپذير تحقيق محسوب ميشود و بدون آرامش رواني از پژوهش نميتوان نتيجهاي گرفت . آرامش واقعي در محيط پژوهشي به عوامل مختلفي بستگي دارد از جمله :
1 ـ رفع تنشهاي رواني در محيط پژوهشي لازم است موانع احتمالي ايجاد تنش شناسائي و مرتفع گردد تا هر پژوهشگري بدون دغدغه و مانعي به پژوهش بپردازند .
2 ـ به جز حمايت مالي ، شايسته است پژوهشگران از حمايت معنوي لازم نيز برخوردار باشد . اين حمايت بايد به گونهاي باشد که محققان در سازمانهايشان جايگاه ويژهاي داشته باشند . از وجود آنها در اموري که لااقل مرتبط با زمينه پژوهشي آنهاست . به عنوان يک کارشناس استفاده شود تا ضمن اينکه کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني از نظرات آنها بهرهمند ميشوند . پژوهشگران احساس کنند که پژوهش آنها را جدي گرفتهاند . حمايت معنوي در روحيه و انگيزه محققان تأثير بسزايي دارد و در جذب و ترغيب ديگر کارکنان به سوي پژوهش ، کارآفرين است .
3 ـ براي تکريم کتابداران و اطلاعرسانان محقق و تسريع در فعاليتهاي پژوهشي شايسته است ، حداقل ، کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بزرگ داراي کتابخانه تخصصي کتابداري و اطلاعرساني باشند . با وجود کتابخانه تخصصي کارکنان پژوهشي بهتر ميتوانند با فراغ بال و با صرف کمترين زمان به منابع تحقيق خود دست يابند .
خلاصه و نتيجهگيري
” تتبع و پژوهش در عصر امروز ، بيش از هر زمان ديگر به عامل اصلي تحرک و پويايي روابط اجتماعي بدل شده است . پيش از ظهور عصر جديد ، پژوهش اشتغال مدام گروه اندک نخبگان و عموماً معطوف به مسائل ذهني آنان بود “ (مشايخي ، 1373 ، ص 9) . اما در حال حاضر پژوهش ديگر به افراد و مکانهاي خاص تعلق ندارد ، بلکه متعلق به همگان است و به گونهاي است که تمامي ارکان زندگي را تحت تأثير قرار داده است .
کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نيز از اين تحول بينصيب نماندهاند . کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني از اين رهگذر به تناسب آمادگي خود بهرهگرفتهاند . آنهايي که زمينه و بستر پژوهشي مناسبتري فراهم کردهاند بهتر توانستهاند از پژوهش استقبال کنند .
با توجّه به مطالب ارائه شده ، چنانچه کتابخانه ها و مراکز اطلاعرساني خواستار تحول و نقش آفريني بيش از پيش باشند ، بيترديد بايد به پژوهش و کند و کاو علمي روي آورند . به نظر اولين گام براي حرکت بسوي وادي پژوهش ، شناخت کافي و صحيح از امر تحقيق است درک اين نکته پشتوانه غني براي ايجاد انگيزه در کتابداران و اطلاعرسانان خواهد بود . بعد از رسيدن به شناخت لازم شايسته است ، موانع پژوهشي که ميتواند مزاحم روند پژوهش باشد ، شناسائي و در جهت رفع آنها کوشيده شود . به دنبال رفع موانع و مشکلات پژوهشي ميتوان به بسترسازي و تقويت راهکارهاي پژوهشي در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني پرداخت .
در مجموع اگر کتابداران و اطلاعرسانان به اين باور رسيده باشند که کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ميتوانند به عنوان يک پژوهشکده ايفاي نقش کنند ، احتمالاً در آينده نزديک شاهد تحولات و تغييرات چشمگير در جايگاه کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني و به تبع آن در نقش کتابداران و اطلاعرسانان خواهيم بود .
منـابـع :
1 ـ اليس دبي ، نوتين ، باب ، « پيادهسازي استاندارد ايزو 9000 در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني » ترجمه علي اصغر شيري ، تهران : جهادسازندگي ، معاونت آموزش و تحقيقات مرکز اطلاع رساني و خدمات علمي ، 1375 .
2 ـ دياني ، محمد حسين ، « برنامه آموزش دوره کارشناسي کتابداري و اطلاعرساني ، پيشنهادي براي تحول کتابداري و اطلاعرساني » ، جلد سوّم ، شماره 1 ، سال 1379 ، ص 1 ـ20 .
3 ـ فاخر ، علي ، « ابزار عمومي تحقيق » ، تهران : دانشگاه تهران ، مؤسسه انتشارات و چاپ ، 1378 .
4 ـ فتاحي ، رحمت الله ، « الگويي براي بازنگري و تجديد ساختار آموزشي کتابداري و اطلاعرساني در ايران با توجّه به تحولات جديد در محيط اطلاعاتي کتابداري و اطلاعرساني » جلد سوّم ، شماره 1 ، سال 1379 ، ص 21 ـ 44 .
5 ـ قاسمي پويا ، اقبال ، « تأثير بينش علمي و پژوهشي و آموزشي در بهرهوري » ارائه شده در کتاب « شيوههاي علمي ارتقاي بهرهوري نيروي انساني » نوشته گروهي از اساتيد مديريت ، تهران : مرکز آموزش مديريت دولتي ، 1375 ، ص 590 ـ 609 .
6 ـ قنبري ، افسانه ؛ تنکابني ، حميد ، « درآمدي بر وضعيت مؤسسات پژوهشي ( شناخت تنگناها و مسائل موجود ) » ، رهيافت ، شماره هفتم ، پاييز و زمستان 1373 ، ص 32 ـ 44 .
7 ـ کومار ، کريشان ، « روشهاي پژوهش در کتابداري و اطلاعرساني » ترجمه فاطمه رهادوست با همکاري فريبرز خسروي ، تهران : کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ، 1374 .
8 ـ « گفتمان با دکتر حسين علينقي مشايخي ، دکتر محمد ميرزايي ، دکتر محمد گلشني و دکتر خطيب الله صدرنژاد درباره « پژوهش ، دغدغهها و اميدها » ، رهيافت ، شماره ششم ، بهار 1373 ، ص 6 ـ 21 .
9 ـ منصوري ، رضا ، « توسعه علمي ايران » ، تهران : مرکز نشر انتشارات کميسيون ملي يونسکو در ايران ، 1373 .
دکتر اسدالله آزاد[1]
مريم اخوتي[2]
پيشرفت فناوري رايانه و نرمافزار و پيدايش حوزههايي همچون هوش مصنوعي و نظامهاي مبتني بر دانش، افقهاي تازهاي را پيشروي بشر نهاده است. از طرف ديگر، بهدليل حجم بالاي اطلاعات، ديگر ابزارها و شيوههاي سنتي سازماندهي اطلاعات کافي نيستند و استفاده از روشهاي سنتي، وقتگير و غيراقتصادي است. اکنون چند دهه از راهيافتن رايانه به کتابخانهها ميگذرد و روز به روز بر تعداد کتابخانههايي که از رايانه براي انجام امور مختلف استفاده ميکنند افزوده ميشود. با پيشرفت در حوزههايي همچون هوش مصنوعي[3] و نظامهاي خبره[4] و مبتني بر دانش، کتابداران و اطلاعرسانان نيز کوشيدهاند با استفاده از فناوريهاي جديد، کميّت و کيفيت ارائة خدمات به کاربران را بهبود بخشند. اگرچه تاکنون اين پيشرفتها تا حدود زيادي بر سرعت فعاليتها افزوده، اما فقط چند سالي است که پژوهشگران تلاش نمودهاند در طراحي نظامهاي هوشمند که از فعاليتهاي انسان تقليد ميکنند، از حوزههاي جديد بهره ببرند. هرچند که اکثر اين نظامهاي طراحيشده نيمهوشمندند، اما به سمت هوشمندترشدن پيش ميروند.
نظام عبارت است از سلسله عناصري که به عنوان يک موجوديت واحد و بر اساس هدف، عمل ميکند و هوشمند يعني سطح عملکرد نظام در رسيدن به اهدافش.[5] طبق لغتنامة آکسفورد، منظور از هوشمند نظامي است که در امر يادگيري، درک و فکرکردن به روش منطقي از سطح خوبي برخوردار باشد و رايانهاي هوشمند است که قادر باشد اطلاعات را ذخيره نمايد و در موقعيت جديد از آن استفاده کند.[6] به عبارت ديگر، نظامي هوشمند است که اهداف خاص خود را دنبال ميکند و داراي محرک و حس است.[7] به طور کلي نظامهاي هوشمند، يا طبيعي هستند يا مصنوعي. بارزترين نمونة نظام هوشمند طبيعي، انسان است؛ در نظامهاي هوشمند مصنوعي نيز تلاش ميشود که رفتار هوشمندانة بشر تقليد شود. «تربان» کاربردهاي تجاري هوش مصنوعي را نظام هوشمند ميداند.[8] طبق تعريفي ديگر، آن نظام اطلاعاتي که يک جزء دانش مثل نظام خبره يا شبکة عصبي[9] داشته باشد نظام هوشمند است. در اينجا ميتوان به دو نظريه دربارة نظامهاي هوشمند اشاره کرد. نظرية اول نظام هوشمند را نظامي مبتني بر محرک و پاسخ تعريف ميکند. محرک مجموعهاي است از ارتباطاتي که از طريق حواس وارد نظام ميشود و مغز، اطلاعاتي از آن استخراج ميکند و به عنوان يک موقعيت ارائه ميدهد؛ بعد نظام هوشمند پاسخي متناسب با موقعيت عرضه ميکند و اين پاسخ را از ميان آنچه قبلاً از طريق تجربه کسب کرده و در حافظه ذخيره نموده است، انتخاب ميکند. طبق اين نظر، نظام هوشمند نظامي است که در طي حيات خود، ميآموزد؛ به عبارت ديگر محيط را حس ميکند، ياد ميگيرد و براي هر موقعيت پاسخي ارائه ميکند تا به هدفش برسد.[10]
نظرية ديگر، نظرية کنش[11] است که مبتني بر رفتار هدفمدار ميباشد و به موجب آن، هر نظام بر آن است که محيط را از حالت نامطلوب به مطلوب تغيير دهد؛ از اينرو بايد يک نمونه و مثال دروني از آن محيط داشته باشد تا به هدفش برسد.[12]
به هر حال اگر نظامي داراي تواناييهاي زير باشد هوشمند تلقي ميشود:
ـ يادگيري از تجربه، ـ بهکارگيري دانش براي مهار محيط،
ـ درک و مداخله در مسائل عقلاني روزمره، ـ پاسخ سريع و بموقع به موقعيت جديد،
ـ برداشت و درک صحيح از پيامهاي متضاد و مبهم،
ـ استفادة مؤثر از استدلال براي حل مشکلات،
ـ تشخيص اهميت نسبي عناصر مختلف در يک موقعيت.[13]
نظامهاي هوشمند بهتدريج ارتقا يافتهاند و اکنون در برخي از کارها که به هوش بشري نياز است، از اين نظامها استفاده ميشود.
تعدادي از نظامهاي هوشمند اصلي عبارتاند از نظامهاي خبره، تشخيص صدا،[14] پردازش زبان طبيعي،[15] غلامکها (رباتها) و نظامهاي حسي،[16] آموزش هوشمند رايانهاي،[17] يادگيري ماشيني[18] و عاملهاي هوشمند.[19] از ميان نظامهاي هوشمند مذکور، نظامهاي خبره، پردازش زبان طبيعي، غلامکها، آموزش هوشمند رايانهاي و عاملهاي هوشمند، کاربرد بيشتري دارند. پردازش زبان طبيعي به کاربران اين امکان را ميدهد که با رايانه به زبان انساني ارتباط برقرار کنند. در آموزش هوشمند رايانهاي، از هوش مصنوعي استفاده ميشود و هدف، ايجاد معلمهاي رايانهاي است که بتوانند فنون آموزشي مناسب با نمونة فرد يادگيرنده را بسازند. اکنون از اين فناوري در سطح وسيع در اينترنت استفاده ميشود که منجر به ايجاد دانشگاهها و مدارس مجازي شده و در آموزش از راه دور کاربرد دارد.[20]
«غلامک» ابزار الکترومکانيکي است که قابل برنامهنويسي ميباشد و وظايفي را بهطور خودکار انجام ميدهد. اما غلامک نرمافزاري يا عناصر نرمافزاري هوشمند عبارتاست از «يک برنامة خودکار و مستقل که اطلاعاتي را به درخواست کاربر و در صورت امکان با تکرار خود در رايانة ميزبانهاي ديگر در شبکه فراهم ميکند. وقتي غلامک اطلاعاتي کار خود را انجام ميدهد، گزارشهايي براي کاربر بازميفرستد و زماني که وظيفة خود را بهطور کامل انجام داد، محو ميشود» («هي»، 1379).
عامل هوشمند، فناوري نسبتاً جديدي است که امکان دارد به مهمترين ابزار فناوري اطلاعاتي قرن بيست و يکم تبديل شود. عامل هوشمند به نامهاي ديگري همچون عامل نرمافزاري و «ويزارد»[21] هم مشهور است. عامل هوشمند، موجوديت نرمافزاري است که برخي از کارها را به جاي کاربر يا برنامهاي ديگر، با درجهاي از استقلال انجام ميدهد.[22]
خصوصيات عامل هوشمند عبارتاند از:
1. استقلال دارد و بدون مداخلة مستقيم انسان عمل ميکند؛
2. ميتواند با ديگر عاملهاي هوشمند و انسان ارتباط برقرار کند؛
3. واکنشپذير است، محيط را درک ميکند و بموقع به تغييرات محيط پاسخ ميدهد؛
4. هدفمدار است و ميتواند اعمال پيچيده و سطح بالايي انجام دهد. به طوري که کارها و وظايف پيچيده را به وظايف کوچکتر تقسيم ميکند و انجام ميدهد؛
5. صرفاً در پاسخ به محيط عمل نميکند، بلکه ميتواند با ابتکار عمل، رفتاري هدفمدار داشته باشد؛
6. مدام در حال انجام فرايندهايي است.[23]
عامل هوشمند قادر به انجام فعاليتهاي زير است:
1. دسترسي به اطلاعات و جستجو و بازيابي اطلاعات؛
2. پشتيباني و تقويت تصميمگيري؛
3. انجام فعاليتهاي تکراري و يکنواخت؛
4. آموزش؛
5. کاربرد عامل متحرک در شبکه.[24]
عامل هوشمند در طراحي رابط کاربر[25] در سيستمهاي عامل از جمله در «ويندوز انتي»[26] و شبکهها مورد استفاده قرار ميگيرد. نمونة ديگر استفاده از آن را ميتوان در برنامة صفحههاي گسترده از جمله «اکسل»[27] مشاهده کرد. «اکسل» داراي «ويزارد» است. اين ويژگي مراقب کاربر است و اگر کاربر براي انجام عملياتي مسير نادرست را انتخاب کند، «ويزارد» به او در مورد مسير درست تذکر ميدهد.[28]
عامل هوشمند در نظامهاي رايانهاي چندرسانهاي، داراي پنج عملکرد است. 1) مهار پايگاههاي چندرسانهاي و به دست آوردن اطلاعات مرتبط جديد، 2) کمک به کاربر در شناسايي و جستجوي پايگاههاي چندرسانهاي مناسب، 3) کمک به کاربر در مديريت و دستيابي به پايگاههاي شخصي، 4) راهنمايي کاربر در تجزيه و تحليل اطلاعات بازيابيشده با استفاده از ابزارهاي آماري، 5) کمک به کاربر در خلق محصولات فکري جديد با استفاده از اطلاعات بازيابيشده و اصلي.[29]
دو نکته بايد در رابطه با عامل هوشمند درنظر گرفته شوند: اول اين که بايد به کاربر اطمينان داد که عامل هوشمند، همان کاري را که کاربر ميخواهد انجام ميدهد؛ دوم، قابليت عامل است، بدين معنا که عامل بايد ابتدا مهارتهايي را براي انجام وظايف محول شده کسب کند تا بتواند در مورد اينکه چه زمان و چگونه به کاربر کمک کند، تصميم بگيرد.[30] مثلاً «کوکس»[31] نظام هوشمندي است که با استفاده از عامل هوشمند طراحي شده و ميتواند با ديگر عاملان ارتباط برقرار کند و به انجام کارهاي مشترک از جمله تهيه و گردآوري گزارش بپردازد.[32]
نظام خبره بر آن است تا فرايندهاي استدلال متخصصان را در حل مسئلههاي پيچيده تقليد کند و بيش از ديگر فناوريهاي هوش مصنوعي، کاربرد داشته است. نظام خبره، برنامة پيچيدهاي است که فرايند حل مسئله در انسانهاي خبره را تقليد ميکند و نظامي دانشپايه است که دو جزء اساسي دارد: 1. دانشپاية مناسب براي حوزة موضوعي موردنظر، که دربردارندة قواعد کاربردي است؛ 2. يک موتور استنتاجي که راهکارهاي حل مسئله را ارائه ميدهد. «مايسين»[33] و «اينترنيست»[34] دو نمونه از نظامهاي خبره هستند: «مايسين» براي تشخيص و درمان بيماريهاي عفوني و «اينترنيست» براي تشخيص بيماريهاي داخلي است. البته هدف از استفاده از نظامهاي خبره، جايگزين ساختن انسان خبره با ماشين نميباشد («پائو»، 1378).
در نظامهاي هوشمند کتابخانهاي:
1. سلسله عملياتي که در طي آن، اطلاعات مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد بايد به قدري واضح و عميق باشد که مرتبطترين اطلاعات مبتني بر درخواستهاي اطلاعاتي کاربران را در اختيار آنان قرار دهد؛
2. امکان بيان درخواست اطلاعاتي کاربر به بهترين نحو ممکن فراهم باشد؛
3. يک مدرک با استفاده از فرمولهاي مختلف قابل بازيابي باشد؛
4. ضريب همبستگي بين کلمات براساس «هموقوعي» کلمات و دفعات تکرار اين هموقوعيها سنجيده شود؛
5. با استفاده از روشهاي تجزيه و تحليل نحوي، عباراتي براي شناسايي هر مدرک مشخص گردد و بين اين عبارات نيز روابطي برقرار شود؛
6. با استفاده از روشهاي شناسايي آماري عبارات، با استفاده از يک واژهنامة ازپيشساخته (همانند روش تجزيه و تحليل نحوي)، عباراتي براي شناسايي مدرک معرفي گردد، با اين تفاوت که ميزان همبستگي بين ترکيبات سنجيده نشود؛
7. رويههايي وجود دارند که با استفاده از آنها درخواست کاربر مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد و آنگاه با مدارک از قبل تحليل شده، مقايسه ميشود و سپس بازيابي اطلاعات صورت ميگيرد («گزني»، 1380).
عناصر نظامهاي هوشمند به سه دسته تقسيم ميشوند: دستة اول، عناصر رابط کاربر هستند که با کاربردر تعاملاند و مشخصات موردنظر کاربر را دريافت و نتايج را ارائه ميکنند. دستة دوم، داراي دانش مربوط به حوزة موردنظر هستند و با تدوين نقشههاي حل مسئله، زمينة تصميمگيري را فراهم ميکنند. اين نقشهها را از طريق سؤال و تبادل اطلاعات با ساير عناصر نرمافزاري اجرا ميکنند. اينها عناصر وظيفهمند ناميده ميشوند. دستة سوم، عناصر اطلاعاتي ميباشند که دسترسي هوشمندانه به مجموعههاي نايکنواخت منابع اطلاعاتي را فراهم ميآورند («هي»، 1379).
آنچه که در طراحي نظامهاي هوشمند نبايد فراموش کرد، ارزيابي اين نظامها است. نظامهاي هوشمند از دو بُعد تأييد[35] و اعتبارسنجي،[36] ارزيابي ميشوند. در تأييد، بررسي ميکنيم که آيا نظام را درست ساختهايم، آيا همة عملکردهاي لازم را در نظام درنظر گرفتهايم، و آيا نظام، قابل اعتماد است يا نه. اين بُعد از ارزيابي، ثبات نظام را تضمين ميکند. اما در اعتبارسنجي، بررسي ميکنيم که آيا نظام مناسب و درستي را ساختهايم. به عبارت ديگر منظور از اعتبارسنجي، تکميل موفق (آيا مناسبترين عملکرد مدنظر قرار گرفته است؟) و تطبيق برونداد با شرايط تعيين شده ميباشد (آيا نظام طوري طراحي شده است که با شرايط و استفادة ازپيشتعيينشده مطابقت داشته باشد؟). فنون تأييد نظامهاي هوشمند، با فنون سنتي ارزيابي تفاوت دارند، اما فنون اعتبارسنجي بسيار شبيه همان روشهاي سنتي هستند. به هرحال هدف از هر دو، کاهش و حذف خطاها است. از آنجا که نظامهاي هوشمند به تقليد رفتار هوشمند بشر ميپردازند، در ارزيابي به مقايسة رفتار نظام هوشمند و رفتار انسان پرداخته ميشود و يکي از ابزارهايي که کاربرد زيادي در ارزيابي اين نظامها دارد آزمون «ترينگ»[37] است.[38]
نکتة ديگر در ارتباط با نظامهاي هوشمند اين است که در طراحي اين نظامها به مسائل فني توجه شده، اما موضوع تعامل بين انسان و رايانه کمتر مدنظر بوده است.[39]
طراحي نظامهاي هوشمند بسيار خطير و مشکل است و در طراحي آنها بايد نکات زير در نظر گرفته شوند:
هزينه و توجيه: اگرچه نظامهاي هوشمند مزاياي بسياري دارند، امّا به سادگي نميتوان روي آنها قيمت گذاشت، چرا که کيفيّت و امنيّت مهمتر است و اين موارد را نميتوان با معيارهاي کمّي اندازهگيري کرد؛
توقعات و انتظارات موردنظر؛
کسب دانش: اين نظامها بر دانش افراد متخصص متکي هستند و نحوة کسب اين دانش، مشکل اصلي است؛
پذيرش نظام: برخي دلايل روانشناختي، اجتماعي و فني و سياسي براي رد نظامهاي هوشمند وجود دارند؛
انسجام نظام؛
فناوري مورد استفاده؛
مسائل اخلاقي: اين احتمال وجود دارد که نظامهاي هوشمند طبق پيشبيني عمل نکنند و باعث خساراتي بشوند. مواردي گزارش شده که کار غلامکها موجب مرگ افرادي هم شده.
نکتة ديگر در ارتباط با دانش فرد متخصص استـ مثلاً آيا وقتي از دانش کسي استفاده ميشود، آيا بايد فرد متخصص به ديگران معرفي شود يا خير. موضوع ديگري که درخصوص استفاده از نظامهاي هوشمند موجبات نگراني بسياري از متخصصان و از جمله کتابداران و اطلاعرسانان را فراهم نموده، موضوع انسانزدايي است.[40]
نظامهاي هوشمند در بسياري از حوزههاي علوم، کاربرد پيدا کردهاند، از جمله در پزشکي، آموزش، فناوري اطلاعات، تجارت و بازرگاني. اگرچه از اين نظامها ميتوان در کتابداري و اطلاعرساني بهره گرفت، اما هنوز کاربرد چندان گستردهاي در اين حوزه پيدا نکردهاند. از اين نظامها ميتوان در فهرستنويسي، ردهبندي، بازيابي اطلاعات، جستجوي پايگاهها، خدمات مرجع، امانت بين کتابخانهاي، و بسياري از فعاليتهاي ديگر کتابداري براي کمک به کتابداران و اطلاعرسانان و همچنين کاربران استفاده کرد.
با ظهور لوحههاي نوري،[41] «ديويدي»[42] و ديگر ابزارهاي مختلف، تحولي اساسي در امر ذخيرة اطلاعات به وجود آمد؛ اما درخصوص بازيابي اطلاعات، با وجود پايگاههاي پيوسته و اينترنت، کاربران با انبوهي از اطلاعات بازيابيشده مواجهاند و در هر جستجو، پيشينههاي بسياري بازيابي ميشوند که تعداد نسبتاً زيادي از آنها ربط چنداني با موضوع موردنظر کاربر ندارند. شايد علت اين باشد که در بازيابي، به معناي کلمات در بافت زبانشناختيـ اجتماعي توجه نميشود. بهطورکلي در طراحي و ساخت پايگاههاي اطلاعاتي، در زمينة ساختشناسي، واژگان و نحو، موفقيتهاي چشمگيري حاصل شده، اما در زمينة معناشناسي که ميتواند در بازيابي پيشينههاي مرتبط نقش مهمي داشته باشد هنوز به کار بيشتري نياز است. يک راهحل، اين است که به نمايهسازي مفهومي و استخراج کليدواژهها بپردازيم، و اين عملاً ممکن نيست، زيرا نميتوان ميليونها صفحة وب را بررسي و نمايهسازي مفهومي کرد. راهحل ديگر، استفاده از عاملهاي هوشمند است.[43]
يکي از موارد استفاده از غلامکهاي اطلاعاتي در حوزة کتابداري و اطلاعرساني است. نمونة غلامکهاي اطلاعاتي اينترنتي که روزبهروز قويتر و پيشرفتهتر هم ميشوند، غلامکهاي اطلاعاتي وب ميباشند. نمونههاي اولية اين غلامکها، بيشتر به فنون ابتدايي بازيابي شبيه بودند و با برنامهريزي براي تکرار جستجو، نمونة پيشرفتهاي از برنامة «اشاعة گزينشي اطلاعات» در پايگاههاي پيوستة سنتي خواهند بود. «شکارچي اخبار»[44] نمونهاي است که براساس تمايلات موضوعي کاربر، به طور خودکار مقالات را در طيف وسيعي از روزنامهها و شبکههاي خبري جستجو ميکند و مدارک مرتبط را به صندوق پست الکترونيکي کاربر مربوطه ارسال ميدارد. اين غلامکهاي ارتباطي ميتوانند روي شبکه مستقر شوند و شبکه را جستجو کنند و از يک رايانه به رايانة ديگر بروند. بنابراين برنامههاي خودگرداني هستند که قادرند اطلاعات اينترنت را جستجو و پردازش کنند.
به طور کلي دو نسل غلامک اطلاعاتي عرضه شده: غلامکهاي نسل اول، سراسر وب را ميپيمايند و دادههاي خام را بدون پردازش بعدي بازيابي ميکنند. ـ شکارچي اخبار يکي از اين نمونهها است. اما غلامکهاي نسل دوم از نوعي نظام خبره استفاده ميکنند، و از اينرو پيچيدهترند و اطلاعات برگرفته از اينترنت را پالايش ميکنند ـ مانند «وجينگر اخبار»[45] («هي»، 1379). بنابراين يکي از مهمترين کاربردهاي نظامهاي هوشمند در جستجو و بازيابي اطلاعات است.
اولين نظامهاي هوشمند بازيابي اطلاعات بين سالهاي 1962 تا 1965 در دانشگاه هاروارد طراحي شدند. منظور از نظامهاي هوشمند بازيابي اطلاعات، نظامهايياند که در آنها، تمام پردازشها روي متن به صورت خودکار انجام ميشود، جستجو صورت ميگيرد، و مرتبطترين اطلاعات برمبناي درخواست کاربر مورد ارزيابي قرار ميگيرد («گزني»، 1380). «کُنيت»[46] که در انستيتو فناوري ماساچوست طراحي شده، يک نظام واسطة خودکار براي جستجو است. نظام ديگر با ويژگيهاي هوشمندانه، سايت کتابخانة ملي پزشکي امريکا ميباشد که نظامي است با ويژگيهاي پيشرفته براي کمک به جستجوگر. اين نظام، سياههاي از واژهها را بر مبناي ريشهيابي واژة مورد جستجو ايجاد ميکند و درنتيجه، ديگر واژههاي سودمند براي جستجو را نيز نمايش ميدهد. «پِيپرچِيس»[47] نظام ديگري است که داراي زيرمجموعهاي از مشخصات کتابشناختي مجلات پراستفاده ميباشد و از ويژگيهاي قوي براي کمک به کاربر در حين جستجو برخوردار است. «اکسپِرت»[48] نمونة ديگري از نظامهاي هوشمند است که به کاربران بيتجربة خود در جستجو در نظامهاي بازيابي اطلاعات کتابشناختي کمک ميکند. «ايندکسينگ ايد»[49] طرحي نمونه است که توسط کتابخانة ملي پزشکي امريکا براي نمايهسازان «مدلاين»[50] طراحي شده و از فنون هوش مصنوعي براي ايجاد يکدستي در نمايهسازي مقالات بهره برده است («پائو»، 1378).[51] براي ارزيابي نظامهاي هوشمند در بازيابي از ضريب دقت و ضريب بازيابي استفاده ميشود («گزني»، 1380).
«پلوکس»[52] نظام هوشمند ارجاعي است. اين طرح براي ارائة دانش تدوين گرديده و ميتواند پرسشهاي به زبان طبيعي را بفهمد. در اين طرح، واژههاي ردهبنديشده و دستهبنديهاي معنايي، همراه با زيرگروههاي سلسلهمراتبي تعبيه شدهاند و بين ردههاي معنايي و اصطلاحها ارتباط برقرار شده و قابليتهايي در خصوص تشخيص مترادفها و همنويسهها نيز به آن افزوده شده. «انسرمن»[53] نظام هوشمند در زمينة مرجع است که به کاربر در پاسخ به سؤالات مرجع کشاورزي کمک ميکند. در حوزة فهرستنويسي هم تلاشهايي صورت گرفته است. «اگزتر»،[54] «مپر»[55] و «کاتالوگ ايد»[56] نيز نمونههايي از نظامهاي هوشمند فهرستنويسي هستند («پائو»، 1378).[57] اولين کاربرد نظام خبره براي فهرستنويسي در 1984 در دانشگاه «اگزتر» انگلستان صورت گرفت.[58]
همچنين تکامل و همگرايي چندين فناوري (شامل کشف خودکار، چندرسانهاي، شيءگرايي، نظامهاي خبره و پايگاههاي سنتي) باعث ايجاد پايگاههاي هوشمند شده.[59] از نظامهاي هوشمند در طراحي کتابخانههاي مجازي نيز بهره بردهاند.[60]
قدم مثبت ديگر، ترجمة متون از يک زبان به زبان ديگر است که اکنون در وب به کمک برخي موتورهاي کاوش صورت ميگيرد. «گوگل»،[61] ترجمه از زبانهاي آلماني، پرتغالي، ايتاليايي، فرانسوي، اسپانيايي به انگليسي و برعکس را انجام ميدهد.
با ظهور عاملهاي هوشمند، اين تصور وجود داشت که نظامهاي تخصصي همچون «گريتفول مد»[62] جايگزين واسطههاي انساني ميشوند. اما در عمل، فقط نقش متخصصان اطلاعاتي از جستجوگر به مربي و آموزشدهنده تغيير خواهد يافت.[63]
اکثر نظامهاي هوشمند در حوزه کتابداري و اطلاعرساني، توسط افراد غيرکتابدار طراحي شدهاند. از اينرو هنوز با نيازهاي کتابداران و کاربران مطابقت چنداني ندارند. اگرچه کتابداران نيز در اين حوزه تلاشهايي را شروع کردهاند اما طرحهاي آنان اکثراً سادهاند. دستيابي به نظامهاي هوشمند کتابخانهاي مستلزم همکاري و همفکري کتابداران و اطلاعرسانان و متخصصان هوش مصنوعي ميباشد. لازم نيست هر کتابخانهاي جداگانه به طراحي نظامي جامع و منسجم براي انواع فعاليتهاي خود بپردازد، بلکه اگر نظام جامعي طراحي گردد، کتابخانهها ميتوانند از آن استفاده کنند و برحسب نيازهاي خود و جامعة خود در آنها تعديلاتي بهعمل آورندـ همانطور که براي نرمافزارهاي کتابخانهاي نيز وضعيت به همين شکل بود و هر کتابخانه اقدام به طراحي نرمافزار خود نکرد، بلکه برخي کتابخانهها به طراحي نرمافزار پرداختند يا شرکتهايي خارج از کتابخانهها، اين طراحيها را به عهده گرفتند و کتابخانههاي ديگر از اين نرمافزارهاي آماده استفاده کردند، اما در کيفيت و ويژگيهاي آنها اعمال نظر کردند.
دلايل نپرداختن کتابداران و اطلاعرسانان به طراحي نظامهاي هوشمند عبارتاند از محدوديتهاي مالي کتابخانهها براي طراحي و پشتيباني اين نظامها، محدوديتهاي مهارتي کاربران، وظايف و فعاليتهاي متنوع کتابخانهها که در اولويتبندي فعاليتها، اين کار از اولويت برخوردار نميباشد، کمبود وقت کتابداران براي طراحي اين قبيل نظامها، ناآشنايي يا کمآشنايي کتابداران با مفاهيمي همچون هوش مصنوعي، نظامهاي خبره، و... ـ و مهمترين نکته اين که فعاليتهاي کتابخانه خطي نميباشد، از اينرو تقليد از آنها کار آساني نيست.[64]
استفاده از هوش مصنوعي در طراحي نظامها باعث ايجاد نظامهاي هوشمندي گرديده که رفتار انسانهاي خبره و استدلال آنها را تقليد ميکند. اگرچه نظامهاي اوليه بيشتر شبههوشمند بودند، اما به تدريج به سمت نظامهاي هوشمندتر پيش ميرويم. اين نظامها که انواع متنوعي همچون نظامهاي خبره، غلامکها، و ... دارند خدماتي را براي بشر و به جاي بشر انجام ميدهند، اما جايگزين انسانهاي خبره نميگردند. با وجود مزايايي که ميتوان براي اين نظامها برشمرد، برخي مسائل روانشناختي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي در عدم پذيرش اين نظامها دخالت دارند.[65]
در حوزة کتابداري و اطلاعرساني، همانطور که ورود رايانه و استفاده از نرمافزارهاي کتابخانهاي و پايگاههاي اطلاعاتي رايانهاي، کتابخانههاي رقومي، و ... توانسته است بر سرعت و دقت دسترسي به اطلاعات اثرگذار باشد، بهرهگيري از نظامهاي هوشمند ميتواند در بسياري از فعاليتهاي کتابخانهها از جمله فهرستنويسي، ردهبندي، کتابخانههاي رقومي، امانت، امانت بينکتابخانهاي، و جستجو و بازيابي اطلاعات مفيد واقع گردد. البته نظامهايي همچون «ايندکسينگ ايد» در نمايهسازي، «انسرمن» در زمينة مرجع، و ... طراحي شدهاند، اما اکثر اين نظامها اولاً چندان پيشرفته نيستند و به عنوان نمونه تهيه شدهاند؛ ثانياً طراح تعداد زيادي از اين نظامها، غيرکتابداران ميباشند. البته طراحي نظامهاي هوشمند کتابخانهاي کار آساني نيست، زيرا اولاً کتابخانه با کاربراني با نيازهاي متعدد و متفاوت سروکار دارد؛ ثانياً فعاليتها و کارکردهاي کتابخانه متنوعاند؛ ثالثاً بسياري از فعاليتهاي کتابخانه (از جمله فهرستنويسي) خطي نيستند و بنابراين تقليد و استفاده از استدلال يک فرد متخصص کتابداري به دليل بسياري از ريزهکاريهاي فرايندهاي کتابخانهاي آسان نيست. در کتابخانه بايد هم به مسائل فني و هم به مسائل روانشناختي و ... کاربران و انتظارات متفاوت آنان توجه نمود. با توجه به محدوديتهايي همچون بودجة کتابخانه، کمبود وقت و تخصص کتابداران، تعدد فعاليتها و بسياري مسائل ديگر انتظار نميرود که هر کتابخانهاي اقدام به طراحي نظام هوشمند خاص خود نمايد، بلکه به دليل صرفهجويي در وقت، نيروي انساني و بودجه، لازم است کتابخانهها يا مؤسساتي در اين زمينه فعاليت جدي بنمايند تا نظامهايي منسجم و جامع ارائه گردد و از پراکندگي جلوگيري شود. اما همة کتابخانهها بايد با طراحان اين نظامها در تعامل باشند و در هنگام انتخاب، نيازهاي داخلي خود را مدنظر قرار دهند و از طراحان، نظامي مناسب با نيازهاي خود را طلب کنند. با اين همه انتظار ميرود که کتابداران تا حدي با مفاهيمي همچون هوش مصنوعي آشنا گردند. از طرف ديگر، با بهرهگيري از اين فناوري جديد، نه تنها از نقش کتابداران کاسته نميشود، بلکه نقش آموزشي برعهده خواهند گرفت.
پائو، ميراندا لي، مفاهيم بازيابي اطلاعات، ترجمه اسدالله آزاد و رحمتالله فتاحي. مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1378.
گزني، علي. «سازماندهي اطلاعات در نظامهاي بازيابي اطلاعات». کتابداري و اطلاعرساني، فصلنامه کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد آستان قدس رضوي. دوره چهارم 1 (بهار 1380): 95ـ70.
هي، جسي. «متخصصان اطلاعاتي به عنوان عناصر هوشمند». ترجمه رحمت الله فتاحي. فراگامهايي در اطلاعرساني (3): گزيده مقالات بيستمين کنفرانس بينالمللي اطلاعرساني پيوسته، دسامبر 1996. تهران: مرکز اطلاعرساني و خدمات علمي جهاد سازندگي، 1379، ص. 42ـ20.
Bailey, C. W. "Intelligent multimedia computer systems: emerging information resources in the network environment", Library Hi. Tech 1990, 8: pp. 29-41.
Bailey, C. W. Intelligent Library Systems: Artificial intelligence technology and library automation systems. http://info.lib.ub.edu/cwb/intlibs.pdf, 1991.
Blandford, A. "Intelligent interaction design: The role of human- computer interaction research in the design of intelligent system". Expert Systems 2001: pp. 3-18.
Cronin, B. "Information professionals in the digital age". Intl Inform. & Libr. Rev. 1998, 30: pp. 37-50.
Fritz, W. Intelligent Systems and their societies. http://www.Anice.net.ar./intsyst/index.htm,1997.
Gonzaez, A. J. & Barr V. "Validitation and verification of intelligent systems. What are they and why are they different? "J. Expt. Theor. Artif Intell. 2000, 12: pp. 407-20.
Hermans, B. Intelligent software agents on the Internet. An inventory of currently offered intelligent agents. http://KSICPSC.Ucalgary.Ca/Courses/547-95/benttey/S47talk.html#agent.
Jansen, J. Using an Intelligent agent to enhance search engine performance. www.firstmonday.dk/issues/issue2-3/jansen/index.html#note23.
Juhta. Intelligent agents for information retrieval and integration. http://www.ida.liu.se/labs/iislab/courses/Agents/paper/section54.html,1998.
Kohout, L. A perspective on intelligent systems: A framework for analysis and design.
Mizzaro, S. Intelligent interfaces for information retrieval: A review. http://citeseer.nj.nec.com/mizzaro96intelligent.html,1996.
Olmstadt, W. "Cataloging expert systems: Optimism and frustrated reality". Journal of Southern Academic and special librarianship. 2000. http://southernlibrarianship.icaap.org/content/vol1no3/olmstadt_wd.html
Onoyama, T. & Tsuruta, S. "Validitation method for intelligent systems". J. Expt. Theor. Artif. Intell. 2000, 12: pp. 461-72.
Rasmusson A., Olsson, T. & Hansen, P. A virtual community library: SICS digital library infrastructure project. http://www.sics.se/isl/diglib.
Turban, E. Mclean, E. & Wetherbe, J. Information technology for management, transforming business in the digital economy. 3rd ed.
نگاهی اجمالی به خدمات کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی
از جعفر درباغ عنبران ، مرداد ماه 1384
|
مقدمه قبل از انقلاب اسلامي، کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي به صورت يک اداره و زير نظر اداره مرکزي آستان قدس رضوي فعاليت مي کرد. با گسترش فعاليتهاي اين اداره، استقبال مردم و همچنين توجه خاص مقام منيع توليت عظماي آستان قدس رضوي به فعاليتهاي فرهنگي، اداره مزبور ابتدا به اداره کل کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد آستان قدس رضوي و بالاخره به سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوي تغيير نام داد.[1] معاونت هماهنگي و کتابخانه مرکزي يکي از چندين معاونت سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوي است. اين معاونت سه اداره خدمات کتابداري، کتابخانه عمومي و مخطوطات را زير مجموعه خود دارد. 1- اداره خدمات کتابداري وظيفه سفارش، فراهم آوري، سازماندهي و اطلاع رساني انواع منابع چاپي و ديداري – شنيداري و الکترونيکي، نيز کليه امور رايانه اي سازمان را بر عهده دارد و علاوه بر پشتيباني فني از 23 تالار کتابخانه مرکزي، 36 کتابخانه وابستة سازمان در سطح کشور را نيز پوشش مي دهد. 2- اداره کتابخانه عمومي با20 تالار و مخزن تشکيل دهندة قسمت عمده کتابخانه مرکزي است. اين اداره در خدمت انبوه مراجعاني است که هر روز جهت رفع نيازهاي اطلاعاتي خود به اين کتابخانه غني مراجعه مي نمايند. تالارها در دو نوبت کاري از ساعت 7 صبح الي 19 براي بانوان و تا ساعت 22 شب براي آقايان به ارائه خدمات متنوع مي پردازند. روزهاي تعطيل نيز تا ساعت 19 خدمات ارائه مي شود. 3- اداره مخطوطات با دارا بودن مصاحف شريفه و نسخ خطي با ارزش و نفايسي که طي قرون و اعصار گذشته توسط افرادي پاک سرشت و با ايمان، با طيب خاطر و خلوص نيت وقف روضه مطهر رضوي شده است از اهميت ويژه اي در کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي برخوردار است. اين اداره علاوه بر تالار محققان داراي سه مخزن نسخ خطي، کتب چاپ سنگي و آرشيو ميکروفيلم مي باشد. خدمات کتابخانه مرکزی اگر خدمات کتابخانه مرکزي را بخواهيم از جنبه هاي مختلف بيان کنيم مي توان با توجه به مقاله آقاي دکتر فتاحي[2] از هشت منظر اين خدمات را ذکر نمود. 1- از نظر جامعه استفاده کننده و مراجعان: کتابخانه مرکزي تلاش نموده تا همه گروهها و قشرهاي مختلف جامعه را تحت پوشش قرار دهد. بخصوص بر ارائه خدمات به محققان، پژوهشگران، دانشجويان دوره هاي تحصيلات تکميلي و حوزويان تأکيد خاص دارد. تعداد اعضاي کتابخانه مرکزي در پايان تير ماه 1384 در مجموع 109694 نفر شامل 58% بانوان (62904 نفر) و 42% آقايان (46790 نفر) مي باشد.. 2- از بعد تنوع خدمات: اين کتابخانه با توجه به عضويت قشرهاي مختلف جامعه و نيازهاي متنوع اطلاعاتي آنان، خدمات مناسب را برنامه ريزي کرده و ارائه مي دهد و تلاش دارد تا علاوه بر خدمات سنتي امانت کتاب، مطالعه در محل، خدمات مرجع عمومي و خدمات عمومي ديگر مانند تهيه فتوگپي، پرينت، غذاخوري؛ خدمات تخصصي تري مانند خدمات تحويل تصوير و سي دي نسخ خطي، کتب چاپ سنگي و نفايس به افراد حقوقي و حقيقي، برقراري امکان جستجوي اطلاعات کتابشناختي انواع منابع موجود در سازمان از طريق وب سايت، انتشار فصلنامه کتابداري و اطلاع رساني، تدوين فهرست هاي مختلف منابع، ايجاد کتابخانه ديجيتالي آستان قدس رضوي، اطلاع رساني جاري اخبار، منابع، خدمات و امکانات سازمان به روشهاي مختلف از جمله انتشار نشريه دانشورز و اطلاع رساني از طريق وب سايت و در آينده نزديک راه اندازي ميز مرجع اينترنتي، تمديد و رزرو اينترنتي کتب را ارائه دهد. 3- از نظر کيفيت خدمات: بدون ترديد، ارائه خدمات کيفي در راستاي برنامه ريزي هاي کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي قرار گرفته است. بعنوان مثال ارائه خدمات اينترنت به مراجعان کتابخانه، جستجوي مقالات تمام متن سي دي نمايه، گسترش واحد امانت مواد ديداري - شنيداري و الکترونيکي، تسريع در پاسخگوئي به تقاضاهاي مراجعان و ارائه مشاوره مطالعاتي، قفسه باز بودن تالارها و دسترسي آزاد اعضا به منابع، و از طرف ديگر، تنوع منابع و روزآمدي آنها در کنار تقويت مجموعه غني مخزن اصلي کتابخانه باعث رضايت مراجعان و کاربران گرديده است. 4- از بعد ارتباط کتابداران با مراجعان: در طي چندين سال گذشته تلاش شده با استخدام تعداد زيادي از کارشناسان ارشد و کارشناسان کتابداري و برگزاري دوره هاي آموزشي ضمن خدمت براي کارکنان، شيوه ارتباط و نوع برخورد کتابداران و ساير کارکنان کتابخانه با جامعه استفاده کننده، محققان و مراجعان بهبود يابد. بهمين دليل تاکنون در چندين طرح پژوهشي انجام شده در کتابخانه مرکزي، اکثر مراجعان اعلام نموده اند از نحوة برخورد کتابداران رضايت خوبي دارند. 5- از نظر انواع منابع اطلاعاتي: بي شک، کتابخانه مرکزي آستان قدس رضوي داراي يکي از مجموعه هاي غني منابع خطي، چاپ سنگي، چاپي و مواد ديداري – شنيداري و الکترونيکي است. تعداد منابع کتابخانه مرکزي تا پايان تير ماه 1384 عبارت است از: الف - کتابهاي چاپي: 517/022/1 نسخه در 000/244 عنوان شامل 000/67 نسخه کتابهاي خارجي به 70 زبان بعلاوه 184/105/1 نسخه کتابهاي موجود در کتابخانه هاي وابسته سازمان در مجموع سازمان داراي 701/127/2 نسخه کتاب چاپي است.
ب - نسخ خطي، ميکروفيلم و چاپ سنگي: در کل سازمان داراي 66956 نسخه خطي است. که شامل 20360 نسخه در کتابخانه هاي وابسته و 46596 نسخه در کتابخانه مرکزي است. در ضمن کتابخانه مرکزي داراي 31178 نسخه کتاب چاپ سنگي و 726/34 حلقه ميکروفيلم، 5013 نسخه سي دي و 2229 نسخه تصوير عکسي از نسخ خطي مي باشد. ج - مواد ديداري - شنيداري و الکترونيکي: 952/35 نسخه د- نقشه: 1800 نسخه البته سازمان با توجه به گستردگي آن داراي انواع ديگر منابع اطلاعاتي در محمل هاي مختلف مانند مجلات، مطبوعات، اسناد، عکس و انواع اشياي موزه اي است شامل: شش ميليون برگ سند، 25000 قطعه عکس، 5074 عنوان مجله شامل 3602 عنوان فارسي، 278 عنوان عربي، 31 عنوان اردو، 1163 عنوان ساير زبانها؛ 1463 عنوان روزنامه و هفته نامه شامل 1404 عنوان فارسي، 39 عنوان عربي ، 5 عنوان اردو، 14 عنوان ساير زبانها؛ 239 عنوان سالنامه و تقويم؛ 69 عنوان سي دي نشريات شامل 371 نسخه 6- از بعد زماني: کتابخانه با افزايش ساعات کار و پذيرفتن مراجعان در ساعتهايي فراتر از ساعات کاري معمولي (اداري) از 7 صبح الي 22 شب و روزهاي تعطيل از 7 صبح الي 19 ، همچنين فراهم آوردن امکانات جستجوي اطلاعات کتابشناختي منابع موجود در سازمان از طريق اينترنت و وب سايت سازمان به آدرس www.aqlibrary.org باعث دسترسي بيشتر مراجعان به خدمات و منابع کتابخانه مرکزي شده است. 7- از نظر مکاني: با توجه به موقعيت ويژه کتابخانه مرکزي در حوزه اماکن متبرکه حرم رضوي و مرکزيت شهر مشهد، علاوه بر پذيرش خيل عظيم مردم مشهد بخصوص جوانان، پاسخگوي نيازهاي اطلاعاتي زائران گرامي نيز مي باشد. از طرف ديگر با ارائه خدمات تحويل تصوير و سي دي نسخ خطي، کتابخانه تلاش نموده است نيازهاي اطلاعاتي محققان و دانشجويان فرهيخته کشور و ساير کشورهاي جهان را بدون لزوم حضور افراد برطرف نمايد. تلاش سازمان براي ايجاد کتابخانه ديجيتالي آستان قدس رضوي گامي مهم در فراهم آوري دسترسي مراجعان راه دور به کتابخانه و استفاده از منابع الکترونيکي است. 8- از بعد نيروي انساني: کتابخانه تلاش نموده با برگزاري دوره هاي مختلف آموزش ضمن خدمت، تشريک مساعي کتابداران در شوراهاي مختلف تخصصي، اخذ نظرات و پيشنهادات کارکنان، برگزاري نشست هاي علمي – آموزشي، بازديد از کتابخانه هاي مختلف کشور، اخذ مشاوره از استادان رشته هاي مختلف مرتبط با وظايف سازماني و ارزشيابي دقيق کارکنان، به سوي توانمندسازي نيروهاي انساني بخصوص کتابداران گام بردارد. اين امر بدون ترديد در امر خدمات کتابخانه تأثير بسزائي دارد.
|
سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي
|
چرا دانششناسان را تا كنون كتابدار خواندهايم؟ به خاطر فقر كلمه(اصل چهارم) به سبب آنكه براي مفهوم علم جديدي كه پديد آمده نتوانستهايم برقآسا كلمهاي خلق كنيم. يكي از راههاي جدال با درد كمبود كلمه آنست كه از يك كلمه براي چند مفهوم مختلف استفاده كنيم.
قرنها پيش، آنكه را كه كتاب ثبت مي كرد و كتاب ميداد و كتاب ميگرفت «كتابدار» مي خواندند و اين كلمه درست معادل«Book Keeper » بود اما كلمهي اخير در زبان انگليسي براي اين مفهوم ديگر مرده است و كلمه Librarian نيز رو به مرگ است. اكنون در اين زمان به سرعت عبارت Information Scientist جانشين Librarian ميشود تازه همين عبارت جديد نيز براي همگان رسا و گويا نيست. شگفت است اگر بخواهيم در زبان فارسي براي علم نويني كه در چند دهه گذشته هيولاآسا رشد كرده است كهنهي نيمجان نامفهومي را همچنان به كار بنديم. پيداست مادام كه در اين كار اصرار ورزيم نه خود اهل فن اهميت حرفهي خويش را خواهند دانست و نه آنان كه خارج از ميدان ايستادهاند پي به مفهوم واقعي اين كلمه خواهند برد. كلمهي «كتابداري» و مفهومي كه واقعا از آن مراد است، به كلي از هم جدا افتادهاند.كتاب فقط يك وسيله از چندين وسيله ارتباط جمعي است(اصل پنجم). كتابخانه مدرن مركز همه اين وسائل است. ديگر متخصصي كه در اين سازمان كار ميكند، فقط كارش با كتاب نيست. شكل مادي و فيزيكي فقط يك وسيله ارتباط جمعي نميتواند نام اين علم نو را تعيين كند. در اصل آنچه كه افراد تخصصيافته اين علم با آن روبرويند كل دانش است، به هر شكل و فرمي كه مدون شده باشد. آنكه را از مفهوم «كتابدار» ميطلبيم كسي است كه در شناخت دانش آدمي تخصص يابد، بداند كه اين دانش را از كدام منابع گرد آورد، چگونه دانش گردآوردهي نظم بخشيده را بين افراد توزيع كند و در انتظار بازده باشد. در واقع بتدريج وسايل ارتباط جمعي ديگر جانشين كتاب ميشود. به طوري كه به جرئت ميتوان گفت كه در آينده عمر كتاب رو به نيستي خواهد بود.
واژه دانششناسي براي منظوري كه اينجا پيشنهاد ميشود از جهاتي جامعتر از Epistemology خواهد بود، زيرا كه فرد دانششناس نه تنها از نظر فلسفه آموزش و پرورش با تئوري، منشأ، ماهيت، روشها و محدوديتهاي علم و معرفت آشنايي پيدا ميكند بلكه از جهت فيزيكي يعني اخذ منابع دانش و گسترش آنها وظايفي عهدهدار ميشود.كلمهي معادل دانششناسي كه دكتر هوشنگ ابرامي در زبان انگليسي پيشنهاد ميكند و مورد تأييد چند تن از استادان وي نيز قرار گرفته است كلمهي Universology است. اين كلمه از دو جز تشكيل يافته است: يكي universe كه در اينجا به معناي «عالم كل دانش» و همرديف با همين جزء در كلمهي university و ديگري logy به معناي شناخت و آگاهي است.
<< برگرفته از کتاب "شناختی از دانش شناسی" نوشته دکتر هوشنگ ابرامی>>
|
خلاصه :
سرعنوان هاي موضوعي كتابخانة كنگره (LCSH) كه سيستمي در اصل طراحي شده به عنوان ابزاري جهت دسترسي موضوعي به مجموعه خود كتابخانه در اواخر قرن نوزدهم بود، در جريان قرن گذشته، ابزار اصلي بازيابي موضوعي در فهرست هاي كتابخانه اي در سراسر ايالات متحده آمريكا و در بسياري از كشورهاي ديگر شده است.اين ابزار يكي از بزرگترين واژگانهاي كنترل شدة غير تخصصي در جهان مي باشد. همچنان كه LCSH وارد قرن جديد مي شود، با محيط اطلاعاتي مواجه مي}شودكه درمقايسه با وضعيتي كه در بدو شروع، يا، در حقيقت، در اولين روزهاي عصر Onlineداشته است، دستخوش تغييرات گسترده اي شده است . LCSH به منظور ادامه دادن به رسالت خود و نيز مفيد بودن در فضاي خارج از فهرستهاي كتابخانه اي بايد با تنوعات محيطي منطبق شود .
يك رهيافت احتمالي اتخاذ مجموعه هايي از قواعد نحوي و كاربردي ميزان پذير و انعطافْْپذير جهت تأمين نيازهاي اجتماعات مختلف كاربران مي باشد.
كليد واژه ها:
سر عنوانهاي موضوعي كتابخانة كنگره ، كتابخانة كنگره ، واژگان كنترل شده ، دسترسي موضوعي
LCSH تا اين تاريخ : در دورة قرن بيستم ، سرعنوان هاي موضوعي كتابخانة كنگره (LCSH) از سيستم دسترسي موضوعي طراحي شده براي يك كتابخانه منفرد به ابزار اصلي بازيابي موضوعي براي كتابخانه هاي سراسر ايالات متحده و در بسياري از كشورهاي ديگر جهان تبديل شد . با حجم كنوني اش تقريباًًًًًًًََََ در يك چهارم ميليون اصطلاح، حالا جامع ترين واژگان كنترل شدة غير تخصصي به زبان انگليسي، ميباشد، و علاوه بر اين، به استاندارد بالفعل (defacto) فهرست نويسي موضوعي و نمايه سازي در شرايطي بسيار فراتر از آن شرايطي كه در اصل براي آن طراحي شده ، تبديل شده است. LCSH در حال حاضر، به انجام وظيفة اصلي خود به عنوان ابزار فهرست نويسي موضوعي كتابخانة كنگره ادامه ميدهد. اما با توجه به افزايش ميزان استفاده ازآن در بيرون از سيستم ـ و با دسترسي آسان به آن از طريق اينترنت و ديگر محمل هاي online ـ نقش آن همچنان رو به گسترش است.
در داخل ايالات متحده آمريكا، LCSHابزار مسلطي براي دسترسي موضوعي به فهرستهاي كتابخانهاي ONLINE ميباشد. افزون بر اين ، بسياري از سرويس هاي تجاري بازيابي همچون WILSONLINE و DIALOG حامل پايگاههاي اطلاعاتي با پيشينه هاي MARC هستند، بنابراين دسترسي موضوعي از طريق سرعنوانهاي موضوعي LC ، و، علاوه بر آن، بسياري از پايگاه هاي اطلاعاتي تجاري از اقتباس هاي (adaptations) LCSH به عنوان واژگاني كه آنها نمايه سازي موضوعي شان را بر مبناي آن بنا مي كنند، ارائه مي دهند. در سطحي بسيار گسترده ، همچنان كه كتابخانه ها و ديگر آژانس هاي اطلاع رساني در سراسر جهان به استفاده از واژگانهاي كنترل شده روآورده ا ند ، بسياري نيز به سمت LCSH به عنوان مدل ـ شايد به علت آن كه يكي از بزرگترين واژگانهاي كنترل شده غير تخصصي است، چرخيده اند. از جمله كتابخانه هايي كه LCSH را اقتباس، ترجمه و يا به عنوان مبنايي براي واژگانهاي كنترل شده شان پذيرفته اند، ميتوان به كتابخانه هايي در بلژيك ، برزيل ، كانادا ، جمهوري چك ، فرانسه ، بريتانياي كبير، ليتواني ، مالزي ، و پرتغال اشاره كرد .LCSH از معتدل ترين شروع ها سرچشمه مي گيرد. در انتهاي قرن نوزدهم ، مقامات كتابخانة كنگره تصميم گرفتند تا فرم ديكشنري را براي فهرست اصلي اتخاذ كنند. در آن زمان، تازه ويرايش سوم قواعد چارلز.اي.كاتر براي فهرست ديكشنري منتشر شده بودوترتيب ديكشنري كاملا به فرم فهرست مسلط در كتابخانه هاي آمريكايي تبديل مي شد .
علاوه بر اين، انجمن كتابخانه هاي آمريكا ليستي از سرعنوان هاي موضوعي «را كه براي كتابخانه هاي كوچك و متوسط يك ويژگي كاملا عامه پسند به حساب مي آيد»، منتشر كردهبود (هانسون، 1909). اين ليست بود كه به عنوان مبنايي براي ليست LC ، با اين استنباط كه تعديل و تخصصي شدن قابل ملاحظه مورد نياز خواهد بود، انتخاب شد. دربازنگري، جي، سي.ام، هانسون، اولين رئيس شعبة فهرست نويسي، چگونگي شروع شدن كار بر روي ليست را شرح داد: به عنوان اولين گام مقدماتي براي كار واقعي تدوين (compilation) ، تعدادي از نسخه هاي ليست مطابق با آن تهيه شدند، تعدادي از برگ هاي خالي به اندازة كافي براي سه برابر كردن اندازة جلد اصلي اضافه شدند، و نسخه هايي متعاقب آن در چرم انعطاف پذير صحافي شد... موضوعات جديد بطوري كه آنها وارد بحث و تصميم گيري شدند بر روي تكه كاغذ يادداشت و بايگاني شدند. اگر موضوع از قبيل بوسيلة كميته A.L.A اتخاذ مي شد، يعني به عنوان سر عنوان چاپ شدة دائمي بر روي ليست ظاهري مي شد، آنكاه يك علامت وارسي براي نشان دادن اقتباس دائمي از سوي كتابخانة كنگره افزوده مي شد. (هانسون 1909)
در همان گزارش گزارش، هانسون متذكر شد كه بسياري از فهرست ها ، دائرõالمعارف ها ، و ديكشنري هاي ديگر مورد مشورت قرار گرفتند. اين منابع شامل ليست موضوعات هاروارد، نمايه موضوعي نيوساوت ويلز (New South Wales) ، و نماية موضوعي فورسكه (Foroscue’subject index) مي شد.
پرسش را مي توان مطرح كرد آن است كه ، به طوري كه سيستم از علامت قرن موضوعي، طراحي شده براي استفاده در يك محيط (اجتماعي – فرهنگي ) محدود، مي تواند به چنين پذيرش و رشد تحسين برانگيزي دست يافته باشد؟ دو عامل، نه ذاتي براي خود سيستم، بدون شك از اين لحاظ عمل كرده اند.
يكي از اين عوامل آن است كه در سراسر قرن بيستم، كتابخانة كنگره پيشينه هاي فهرست نويسي اش را در دسترس مؤسسات ديگر قرار داده است. البته، طي بخش اعظم قرن توزيع از طريق خدمات كارت چاپ شدة كتابخانه كه در 1902 شروع شد، بود. اين اواخر، با ظهور عصر online ، پيشينه هاي MARC بطور الكترونيك توزيع شده اند. و، از 1993 به اين سو، داده هاي فهرست نويسي LC و خود LCSH از طريق اينترنت به صورت online نيز در دسترس قرار گرفته اند. تحت اين شرايط اخير، افزايش بي رويه در استفاده از اطلاعات فهرستي نويسي LC وجود داشت.
دومين عامل آن است كه، تقريباًُ از آغاز، كتابخانه مسئوليت ارائه گزارشي در مورد خط مشيها و روشهاي فهرست نويسي خودش را به كتابخانه هاي ديگر برعهده گرفت.درحقيقت،بنابرنظر هانسون،يكي ازدلايل كتابخانه كنگره براي اتخاذ شكل فهرست ديكشنري ” ميل به قرار گرفتن در وضعيتي بود تا با بزرگترين تعداد ممكن كتابخانه هاي آمريكا همكاري كند .“ (هانسون 1909) يك نمونه انتشار خود ليست ! گزارشهاي مداوم اضافات و تغييرات بود.درهمان اوايل ،بطوري كه استفاده از كارتهاي چاپي كتابخانه كنگره افرايش يافت ، كتابخانه هاي مشاركت كننده خواستار دسترسي به ليست سرعنوانهاي موضوعي LC شدند ، و كتابخانه كنگره با مجموعه هاي مستمر ويرايشها و تكمله هايي كه ما آنها را به عنوان LCSH مي شناسيم ، به اين خواست پاسخ داد. (دهمين ويرايش [1986] اتمام تبديل آن به فرم ماشين خوان را ديد ، و فايل حالا برروي اينترنت ، ازطريق ابزارهاي مفيد كتابشناختي ، ودرتركيب با رده بندي LC ، برروي يك محصول CD-ROM موسوم به رده بندي به علاوة (Classification plus) دردسترس است .افزون بر اين، براي كمك به فهرست نويسان دربكارگيري سيستم ، در1984، كتابخانه كنگره انتشار راهنماي دستي فهرست نويسي موضوعي : سرعنوانهاي موضوعي(Subject Cataloging Manual: Subject Heading) راشروع كرد.علاوه بر اين ، تلاش ثابتي درسراسر قرن گذشته به منظور پاسخگو كردن سيستم دربرابر تغييرات اجتماعي و استعمال درحال تكامل زبان انجام شد ، تلاشي كه دردهه هاي اخير شتاب بيشتري به خود گرفت . يك سنجش درباره اين هدف آن است كه از اواسط دهه 1980 ميلادي ، به عنوان راهي به سوي افزايش سودمندي LCSH براي اجتماع گسترده كتابخانه اي ، كتابخانه كنگره كتابخانه هاي بيرون را به همكاري در تهيه سرعنوانها براي سيستم فراخوانده است . بيش از هفتاد و پنج كتابخانه در سراسر جهان حالا از طريق SACO ، برنامه همكاري در تهيه مستند موضوعي (the Suject Authority Cooperative Program) اين كار را انجام مي دهند .
هرچند ، درپايان ، بايد نتيجه گرفت كه دليل عمده تسلط طولاني مدت LCSH دوري از يك سيستم ايده آل است . اين سيستم ناسازگاري دروني قابل ملاحظه اي را به نمايش مي گذارد، و ويژگي هاي معيني را حفظ مي كند كه هنوز هم درمقايسه با سيستمهايonline براي راهنماي دستي ارضاكننده تر است . از طرف ديگر ، طي ساليان متمادي ، LCSH برديگر جايگزينهاي موجود . خود را ارجح نشان داده است .
|
تاریخچه کتاب و کتابخانه در عهد باستان |
|
از خرابه های شهرهای باستانی سومریان چنین برمی آید که سومریان در حدود 2700 سال پیش از میلاد کتابخانه های شخصی ، مذهبی و دولتی بر پا کرده بودند، مشهور است که کتابخانه « تلو» مجموعه ای متجاوز از 30000 لوحه گلین داشته است ، تمدن سومریان از 3500 سال پیش از میلاد پا گرفت و در عهد طلایی « اور » شکوفا شد . |
منابع آزمون کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی
كتابخانه و كتابداري
- تاريخ و فلسفه کتابداري/ نوشته ا. ک. موکهرجي؛ مترجم اسدالله آزاد.- مشهد: آستان قدس رضوي، موسسه چاپ و انتشارات، ۱۳۷۵.
- تاريخ اصول کتابداري/ نوشته تامپسون، جيمزThompson؛ترجمه محمود حقيقي.- تهران: مرکز نشر دانشگاهي، ۱۳۶۶.
- شناختي از دانششناسي (علوم کتابداري و دانشرساني)/ نوشته هوشنگ ابرامي؛.- تهران: نشر كتابداري، 1379.
- کتابخانه و کتابداري/ تاليف و تنظيم علي مزيناني.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۹.
- درآمدي بر کتابداري/ ترجمه و اقتباس حسين مختاري معمار.- شيراز: نشر قو، ۱۳۷۴.
- مباني علوم كتابداري و اطلاعرساني/ نوشته ريچارد اي رابين؛ ترجمه مهدي خادميان .-مشهد: كتابخانه رايانهاي، 1384
مواد و خدمات مرجع و اصول كار مرجع
- مصاحبه در بخش مرجع کتابخانه/ نوشته الاين زارمبا جنريش و ادوارد جي. جنريش؛ ترجمه محمدحسين دياني.- اهواز: دانشگاه شهيد چمران، ۱۳۷۳.
- مباني مرجع: فنون پرسش کاوي و پاسخ يابي از منابع کتابخانه/ جرالد جهودا، جوديت شيک براوناگل؛ ترجمه و تاليف محمدحسين دياني، عبدالحميد معرف زاده، ويراسته اسدالله آزاد.- مشهد: آستان قدس رضوي، معاونت فرهنگي، ۱۳۷۰.
- مرجعشناسي: شناخت خدمات و کتابهاي مرجع/ نوشته نورالله مرادي.- تهران: فرهنگ معاصر، ۱۳۷۲.
- مقدمهاي بر خدمات مرجع عمومي/ جعفر مهراد.- شيراز: دانشگاه شيراز، ۱۳۶۷.
- اصول و خدمات مرجع در كتابخانهها و مراكز اطلاع رساني/ محمدحسين دياني
- جستجوي اطلاعات علمي و پژوهشي در منابع چاپي و الکترونيکي (شامل حوزههاي علوم، فني مهندسي، کشاورزي ...)/ تاليف محمدرضا داورپناه؛ ويراستار محمدحسين دياني.- تهران: دبيزش، چاپار، ۱۳۸۱، ۱۳۸۲.
مجموعهسازي و فراهمآوري
- مجموعهسازي و فراهمآوري در کتابخانهها/ تاليف محمدحسين دياني.- اهواز: دانشگاه شهيد چمران، ۱۳۷۷.
- مجموعه سازي در کتابخانهها/ علي سينائي؛ ويراسته سيمين عارفي.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۶.
- مجموعهسازي: پيدايش، گزينش و گسترش مواد کتابخانهاي/ ريچارد گاردنر؛ ترجمه اسدالله آزاد.- مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۶.
- خدمات فني/ ويراستار پوري سلطاني.- [ويرايش ۸].- تهران: کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۷
- سفارش و خدمات تحويل مدرک (کتاب، پايگاه اطلاعاتي، مقاله، مجله و...)/ تاليف حميد محسني؛ ويراستار رزيتا بهزادي.- تهران: [ح. محسني]، ۱۳۷۷.
- مجموعهسازي و خدمات تحويل مدرک/ تاليف حميد محسني.- ويرايش دوم.- تهران: کتابدار، ۱۳۸۲.
- مجموعهسازي منابع الکترونيکي (راهنماي عملي)/ نوشته استوارت د. لي؛ ترجمه محمد زرهساز، عليرضا اسفندياري مقدم.- مشهد: کتابخانه رايانهاي، ۱۳۸۳.
- مديريت نشريههاي ادواري: جنبههاي نظري و کاربردي گزينش، فراهمآوري، سازماندهي و ارائه خدمات ادواريها (چاپي و الکترونيکي)/ رحمتالله فتاحي، با همکاري يزدان منصوريان.- تهران: دبيزش، ۱۳۸۱.
سازماندهي مواد
- فهرستنويسي: اصول و روشها/ تاليف رحمتالله فتاحي.- ويرايش 3.- مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، ۱۳۷9.
- سرعنوانهاي موضوعي فارسي. (مقدمه). تهران: كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران.
- دستنامه قواعد فهرستنويسي/ تنظيم و تدوين ماندانا صديقبهزادي.- تهران: کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۷۳.
- خلاصه ردهبندي دهدهي ديوئي و نمايه نسبي/ ملويل ديوئي؛ مترجم ابراهيم عمراني؛ ويراستار پوري سلطاني.- تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، ۱۳۷۲.
- درآمدي بر ردهبندي و شمارهسازي در نظام ديويي/ نويسنده بلومبرگ مارتي و هانسن، علي آدينه قهرماني.- تبريز: دانشگاه تبريز، ۱۳۶۹.
- ردهبندي دهدهي ديويي: راهنماي عملي شمارهسازي/ تاليف ركن الدين احمدي لاري و فاطمه مكيزاده .- تهران: نشر كتابدار، 1384.
- راهنماي استفاده از ردهبندي كنگره/ فاطمه مرتضايي فرد.- تهران: سمت، 1383.
مقدمهاي بر آرشيو
- شناخت اسناد آرشيوي/ غلامرضا فدايي عراقي.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۷
- مقدمهاي بر آرشيو/ تاليف محمدحسين دياني.- مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، ۱۳۷۷.
مواد سمعي و بصري
- مواد غير کتابي در کتابخانهها/ ريچارد فادر گيل، ايان بوچارت؛ مترجم کاظم خادميان.- مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۹.
اداره كتابخانه
- فنون مديريت براي کتابداران/ ادوارد اوانز؛ ترجمه فرشته ناصري.- مشهد: آستان قدس رضوي، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۷۷.
- اداره کتابخانه/ طاهره علومي.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۶.
آشنايي با پايگاههاي اطلاعاتي
- مفاهيم و روشهاي ذخيره و بازيابي اطلاعات در نظامهاي کامپيوتري کتابخانههاي ايران/ تاليف محمدحسين دياني و
- محمدرضا داورپناه.- ويرايش 2.- مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، موسسه چاپ و انتشارات، ۱۳81.
- آشنايي با بانکهاي اطلاعاتي/ آتش جعفرنژاد.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۹.
- مديريت کتابخانه و مراکز اطلاعرساني/ تاليف حسينعلي براتي علويجه.- اصفهان: حسينعلي براتي علويجه، ۱۳۸۰.
آمار و روشهاي تحقيق
- آمار و روشهاي کمي در کتابداري و اطلاع رساني/ عليرضا هويدا.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، ۱۳۷۸.
گزارشنويسي
- آئين نگارش علمي/ تاليف عباس حري.- [ويرايش ۲].- تهران: هيات امناي کتابخانههاي عمومي کشور، دبيرخانه،
- روشهاي تحقيق در کتابداري/ تاليف محمدحسين دياني.- تهران: مرکز نشر دانشگاهي، ۱۳۶۹.
مواد و خدمات كتابخانه براي نوسوادان
- کتابخانهها و سوادآموزي/ نوشته دبرا ويلکاکس جانسون با همکاري جنيفر ا. سول؛ ترجمه رحمت الله فتاحي؛ ويراستار اسدالله آزاد.- مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، ۱۳۷۳.
- مواد و خدمات كتابخانه براي نوسوادان/ زهره ميرحسيني.- تهران: سمت، 1383.
مواد و خدمات كتابخانه براي كودكان و نوجوانان
- ادبيات کودکان و نوجوانان: ويژگيها و جنبهها/ نگارش بنفشه حجازي (فراهاني).- تهران: روشنگران، ۱۳۷۴.
- کتابخانههاي کودکان/ نوشته ليونل ر. مک کولين؛ تهيه شده توسط سازمان انتشارات کانون پروش فکري کودکان و نوجوانان.- تهران: کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، ۱۳۵۳.
- ادبيات کودکان/ علياكبر شعارينژاد .- تهران: اطلاعات، ۱۳۶۴.
- ادبيات كودكان و نوجوانان و ترويج خواندن (مواد و خدمات كتابخانهاي براي كودكان و نوجوانان)/ تأليف ثريا قزل اياغ.- تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، 1383.
وسايل و تجهيزات كتابخانه
- وسايل و تجهيزات کتابخانه/ تهيه و تنظيم از شيرين تعاوني (خالقي).- تهران: موسسه تحقيقات و برنامهريزي علمي و آموزشي، مرکز خدمات کتابداري، ۱۳۵۲.
- ساختمان و تجهيزات کتابخانه/ تاليف پرويز عازم.- تهران: دبيرخانه هيات امناي کتابخانههاي عمومي کشور، ۱۳۷۶.
- استانداردهاي وسايل و تجهيزات کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني/ تهيه و تدوين شيرين تعاوني، با همکاري ناصر آصفي.- تهران: شيرين تعاوني، ناصر آصفي، ۱۳۷۷.
زبان انگليسي تخصصي
- انگليسي براي دانشجويان رشته کتابداري و اطلاعرساني ج(۱)و(2)/ تاليف ناهيد بنياقبال. تهران: سمت، 1378.
- متون تخصصي انگليسي: ويژه دانشجويان علوم کتابداري و اطلاعرساني و داوطلبان کنکور کارشناسي و کارشناسي ارشد (سراسري، دانشگاه آزاد، و پزشکي)/ گردآورندگان عليرضا رستمي گومه، حسين مختاري معمار.- تهران: چاپار، ۱۳۸۲.
Your library: what's in it for you?/ John Lolley; in consultation with Samuel J. Marino.-
ملزومات ديگر
- آشنايي با نشريههاي ادواري كتابداري،گرايش آنها، ناشران آنها، فاصله انتشار، محتوا، بخشهاي نشريه.
- فصلنامه كتاب، فصلنامه پيام كتابخانه، كرانه، كتابداري (كتابخانه مركزي دانشگاه تهران)، آئينة پژوهش، نشر دانش، مشكوة ، …Library Journal, IFLA Journal
- آشنايي با ابزارهاي اصلي كار كتابداري مثل«كتابشناسي ملي ايران» ( در شكل چاپي و الكترونيكي)، سرعنوانهاي موضوعي فارسي و لاتين، ردهبندي ديويي، كنگره، قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن، دستنامه قواعد فهرستنويسي، فهرست مستند اسامي افراد و مشاهير، فهرست مستند سازمانها، اصطلاحنامهها.
- آشنايي با منابع مرجع كه به صورت ادواري منتشر ميشوند، مثل « نمايه»، «كتابنامه»، «فهرست مقالات فارسي».
- آشنايي با سازمانهاي ايراني و بينالمللي كه در زمينه كتابداري و اطلاعرساني فعاليت مي كنند، مانند: كتابخانه ملي، مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، ايفلا، كتابخانه كنگره امريكا، كنفرانس اطلاعرساني كشورهاي مسلمان.
- آشنايي كلي با پايگاهها و شبكههاي اطلاعرساني مهم، مانند: LISA, ISA, ERIC,، پايگاههاي فارسي،« فهرست مشترك نشريات» « ادواري چكيدهنامه پاياننامهها»و نرمافزارهاي فارسي: نوسا، پارسآذرخش، كاووش.
- آشنايي با اينترنت و امكانات آن
- آشنايي با برخي اصطلاحها و واژهها در كتابداري، اطلاعرساني، كامپيوتر
منابع آزمون دکتری کتابداری و اطلاع رسانی
1- ميراندا لي پائو. مفاهيم بازيابي اطلاعات. ترجمه اسدا... آزاد و رحمت ا... فتاحي. مشهد: دانشگاه فردوسي، 1379، 1380.
2- ويليام آرمز. کتابخانه هاي ديجيتالي. ترجمه فرزانه شکوري و ديگران. تهران: نشر قو، 1381.
3- فهرستهاي رايانه اي: کاربرد و توسعه. به کوشش رحمت ا... فتاحي. مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، تهران: مرکز اطلاعات و خدمات علمي جهاد سازندگي، 1379.
4- اينترنت: جنبه هاي نظري و کاربردي آن، تاليف ابراهيم افشار زنجاني و ديگران. تهران: نشر کتابدار، 1378.
5- عليرضا هويدا، آمار و روشهاي کمي در کتابداري و اطلاع رساني. تهران، سمت، 1378.
6- ادوارد جي . اوانز. فنون مديريت براي کتابداران . ترجمه فرشته ناصري، 1377.
7- مباني، تاريخچه و فلسفه علم اطلاع رساني. زير نظر عليرضا بهمن آبادي. تهران: کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1381.
8- جان. م. کرايست. مباني فلسفه کتابداري آموزشي. ترجمه دکتر اسدا... آزاد. مشهد، موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، 1365.
9- موکهرجي. تاريخ فلسفه کتابداري. ترجمه دکتر اسدا... آزاد. مشهد: آستان قدس رضوي. 1368.
10- پيتز فاگمن. تحليلي موضوعي و نمايه سازي، مباني نظري و توصيه هاي عملي، ترجمه دکتر مزيناني. تهران: کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، 1374.
11- رونالد پاول. روشهاي اساسي پژوهش براي کتابداران. ترجمه نجلا حريري. تهران: دانشگاه آزاد اسلامي، 1379.
12- روشهاي تحقيق در علوم رفتاري، تاليف زهره سرمد، عباس بازرگان و الهه حجازي. تهران: آگاه، 1376.
13- محمد حسين دياني. روشهاي تحقيق در کتابداري. تهران: مرکز نشر دانشگاهي: 1369.
14- محمد حسين دياني. گلوگاههاي پژوهش در علوم اجتماعي. مشهد: انتشارات كتابخانه رايانهاي، 1382.
15- ريچارد اي. رابين. مباني علوم كتابداري و اطلاعرساني. ترجمه مهدي خادميان. مشهد: انتشارات كتابخانه رايانهاي، 1383.
16- آرلين. جي. تيلور. سازماندهي اطلاعات. ترجمه محمد حسين دياني. مشهد: انتشارات كتابخانه رايانهاي، 1380.
17- محمد رضا داورپناه. اطلاعات و جامعه. تهران: دبيزش، 1384.
18- عباس حري. مروري بر اطلاعات و اطلاعرساني. تهران: دبيرخانه هيأت امناي كتابخانههاي عمومي كشور، 1372.
19- الانين زارمبا جنريش و ادواردجي. جنريش . مصاحبه در بخش مرجع کتابخانه. اهواز: دانشگاه شهيد چمران، 1377، 1380.
20- جرالد جهود، و جوديت شيک راوناگل. مباني مرجع، فنون پرسش کاوي و پاسخ يابي از منابع کتابخانه . ترجمه و تاليف محمد حسين دياني و عبدالحميد معرف زاده. مشهد: موسسه انتشارات آستان قدس رضوي، 1370، 1377. صفحات 1-89.
21- عبدالحسين آذرنگ. مترجم و مولف. اطلاعات و ارتباطات. تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1370.
22- جستجوي اطلاعات علمي – پژوهشي در منابع چاپي و الکترونيکي. تاليف محمد رضا داورپناه، تهران: دبيزش، 1381.
23- جان باد. ارتباط شناسي و کتابداري. ترجمه محبوبه مهاجر و نورا... مرادي. تهران: سروش، 1377.
24- ريچارد ک. گاردنر. مجموعه سازي: پيدايش، گزينش و گسترش مواد کتابخانه اي. ترجمه اسدا... آزاد. مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي،1376، 1379.
25- محمد حسين دياني. مجموعه سازي و فراهم آوري . اهواز: دانشگاه شهيد چمران. 1377،1380
26- اف. دبليو لنكستر. نمايهسازي و چكيدهنويسي: مباني نظري و عملي. ترجمه عباس گيلوري، تهران: نشر چاپار، 1382
مجله هاي تخصصي 1384-1380 ساله اخير:
1- فصلنامه کتاب
2- مجله کتابداري و اطلاع رساني (آستان قدس رضوي)
3- پيام کتابخانه
4- اطلاع رساني (مرکز مدارک علمي ايران)
5- اطلاع شناسي (دفتر پژوهشهاي فرهنگي)
| ||||
| نام مقاله : | سرسخن | |||
| نام نشريه : | کتابداري و اطلاع رساني | |||
| شماره نشريه : | 30 - شماره دوم، جلد 8 | |||
| پديدآور : | دياني، محمد حسين | |||
| تاريخ : | تابستان 1384 | |||
|
| ||||
|
سر سخن اشباع در چند سال گذشته تحقيقات کتابداري و اطلاعرساني در ايران بيش از هر مورد ديگري، بر مطالعة رفتارها و نيازهاي اطلاعاتي اعضاي هيئت علمي تأکيد داشته است. اين نوع مطالعات را که اکثراً توسط دانشجويان کارشناسي ارشد در گروههاي آموزشي کتابداري داراي دورة کارشناسي ارشد انجام شدهاند ميتوان به دو گروه عمده تقسيم کرد:گروهي به دليل اتکا به شمارش آثار بهجايمانده از رفتارهاي گذشته، از عينيت برخوردارند و گروهي که با عنوان کلي «بررسي نيازهاي اطلاعاتي» شکل گرفته، به دليل اتکا بر کسب اطلاعات با پرسشنامه، بيشتر بر ذهنيّت متکي هستند. مطالعات گروه اول پس از انتشار نخستين مقالة فارسي دربارة کتابسنجي1، ابتدا بيش از دانشکدههاي کتابداري ديگر، در «دانشکدة مديريت کتابداري و اطلاعرساني پزشکي» مورد توجه قرار گرفتند و گروههاي آموزشي ديگر نيز به مرور به اينگونه تحقيقات روي آوردهاند. يافتههاي اين گونه تحقيقات، کم و بيش مشابه يافتههاي تحقيقاتي است که در اين حوزه در غرب به آن دست يافتهاند و جمعبندي آنها آنگونه که در مقالة «کتابسنجي» تشريح شده، به شرح زير است: قواعد حاکم بر بهره مندي از اطلاعات علمي و بهره دهي به آن ها 1. درصد بالايي از مقالات همموضوع، در تعداد کمي از مجلات منتشر ميشود؛ 2. دانشمندان و محققان از مقالات مجلات گروه هستة اصلي، بيش از مقالات ديگر مجلات استفاده ميکنند؛ 3. نخبگان، بيشتر از حاصل تحقيقات نخبگان ديگر بهره ميبرند؛ 4. تعداد بسياري از افراد، تعداد کمي نوشته توليد مي کنند، در حالي که تعداد اندکي از افراد تعداد زيادي نوشته توليد ميکنند. تأثير زمان در بهره وري از اطلاعات علمي و بهره دهي به آن ها 5. با گذشت زمان، از سودمندي اطلاعات موجود در مقالات و کتاب ها کاسته 6. تحقيقات جديد بر اساس تحقيقات اخيرـ حتي تحقيقات منتشرنشدهـ پيريزي ميشوند؛ 7. دانشگاه نامرئي (تماسهاي شخصي، دريافت گزارش قبل از انتشار، شرکت در کنفرانسها) مجموعه روشهايي است که محققان را از تحقيقات در جريان، يا تحقيقاتي که گزارش رسمي آنها منتشر نشده است، آگاه ميسازد. ابزارهاي متفاوت اشاعه و کسب اطلاعات علمي 8 . حدود 80% از منابعي که در نوشتههاي علمي به آنها استناد ميشود مقالات مجلات هستند؛ 9. در رشتههاي علوم انساني، کتابها بيش از ديگر منابع مورد استناد قرار 10. در حالي که محققان علوم، تهية گزارش فني را ترجيح ميدهند، دانشمندان علوم اجتماعي حاصل تحقيقات خود را بيشتر به صورت کتاب عرضه ميدارند. ارتباط متقابل علوم 11. پيشرفت هر رشتة علمي، نه تنها تحت تأثير دانشمندان همان رشته است، بلکه تحت تأثير دانشمندان رشتههايي است که با آن رشته رابطة نزديک دارند؛ 12. شش رشتة علمي به مقدار زيادي با يکديگر در ارتباط متقابل هستند، به نحوي که براي تحقيق در هر يک از آنها لازم است که از بقيه نيز آگاهي کافي وجود داشته باشد. اين رشتهها عبارتاند از تاريخ، روانشناسي، اقتصاد، جامعهشناسي، علوم سياسي، و آموزش و پرورش. مطالعات گروه دوم، که با عنوان بررسي نيازهاي اطلاعاتي اعضاي هيئت علمي مورد توجه قرارگرفتند، از زمان راهاندازي خدمات الکترونيکي يا از زماني که دسترسي به اينترنت در دانشگاههاي ايران ميسر شد رواج يافته است. اين گونه تحقيقات ابتدا با شدت زياد در دانشگاهها و بتدريج در ديگر سازمانهاي دولتي يا مراکز تحقيقاتي انجام شده يا در حال انجام است. اينگونه تحقيقات معمولاً پرسشهاي واحدي دارند، از روش گردآوري واحدي استفاده ميکنند و کم و بيش، جز موارد استثنايي که اکثراً متأثر از شرايط محيطي يا تفاوت امکانات در محيطهاي متفاوت است، به نتايج واحدي همان طور که آمد اين گونه تحقيقات، سؤالات و روش هاي گردآوري مشابه دارند، امّا جوامع مورد مطالعة آنها متفاوتاند و ذهنيّت، بيش از عينيّت در آنها دخالت دارد. در عين حال هر گاه جامعة آنها به لحاظ تحصيلات همسطح بوده، تحليل پاسخهاي دريافتشده به نتايج مشابهي انجاميده است که مهمترين آنها عبارتاند از: 1. انگيزة اعضاي هيئت علمي از جستجوي اطلاعات، کسب اطلاعات تخصصي براي تدريس، و بيشتر براي پژوهش است. 2. اعضاي هيئت علمي از دو روش رسمي و غيررسمي براي کسب اطلاعات استفاده ميکنند. مهمترين منبع رسمي براي رشتههاي علوم، مقالات مجلات خارجي و براي رشتههاي علوم اجتماعي و انساني، کتاب است. ارتباط با متخصصان داخل و خارج از کشور و حضور در گردهماييها، دو منبع اصلي کسب اطلاعات غيررسمي است. 3. اعضاي هئيت علمي بيشتر از مجلات الکترونيکي و پايگاههاي اطلاعاتي 4. استفاده از منابع الکترونيکي حدود بيست درصد، و استفاده از منابع چاپي حدود هفتاد درصد است. 5. موانع زباني، عدم کفايت امکانات الکترونيکي، و بيتجربگي در استفاده از منابع الکترونيکي مهمترين عوامل استفادة اندک از منابع الکترونيکي هستند. 6. بيشترين استفاده از اينترنت، مربوط به استفاده از پست الکترونيکي است. 7. سابقة کاري و درجة تحصيلي، در نوع منابع اطلاعاتي و ابزارهاي جستجوي مورد استفاده مؤثرند. با توجه به اين که بيشتر اين گونه مطالعات را دانشجويان کارشناسي ارشد براي مواردي که در بالا به اختصار مورد توجه قرار گرفت اين نکته را آشکار ميسازد که بخش قابل توجهي از تحقيقات در گروههاي آموزشي کتابداري و اطلاعرساني، عاري از نوآوري و پرداختن به موضوعات نومايه شده است. گرچه مراجعه به شبکههاي اطلاعاتي براي کسب اطلاعات، دنياي کاملاً متفاوتي را در برابر استفادهکنندگان منابع علمي که مخاطبان اصلي کتابخانهها هستند، قرار داده و مطالعة رفتارهاي اطلاعيابي و بررسي نيازهاي اين مخاطبان وظيفهاي توجيهپذير براي کتابداران است، امّا مخاطبان ما هنوز در مرحلة نوزادي استفاده از اين گونه منابع هستند و به همين دليل، يافتههايي که از اينگونه تحقيقات حاصل ميشوند فاقد دوام لازم براي برنامهريزيهاي آينده هستند. زيرا با گذشت زمان، بويژه با آشنايي و دسترسي بيشتر و با آموزشها و کارگاههاي مربوط به استفاده از شبکهها و کلاسهاي تقويت سواد اطلاعاتي، يافتههاي تحقيقات اعتبار خود را از دست ميدهند. در اين ميان ناديدهانگاشتن تواناييهاي زباني و تأکيد کتابداران بر استفاده از منابع غيرفارسي، موردي است که توان بالفعل استفاده از منابع الکترونيکي را به حدّ مطلوب نرسانده است. در اين ميان نابساماني، بيمحتوايي و دشواري دسترسي به منابع الکترونيکي فارسي مباحثي هستند که در گروههاي آموزشي، کمتر به آنها توجه شده و دانشجويان به کار و پژوهش در اين حوزهها هدايت نشدهاند. در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي گروه کتابداري دانشگاه تهران با اين آگاهي که اطلاعات کتابشناختي منابع مکتوب فارسي به درستي شناسانده و نظمدهي نشده است، بر توليد کتابشناسيهاي موضوعي به عنوان پاياننامة دانشجويي تأکيد داشت. به نظر همه ميدانيم که مجموعههايي باارزش از منابع اطلاعاتي در شکلهاي متفاوت، در مخازن کتابخانههاي دانشگاهي و غيردانشگاهي ذخيره شدهاند و الکترونيکيکردن آنها، درهاي بستة مخازن را به روي محققان ميگشايد. اينگونه تحقيقات، غناي علمي پايگاههاي اطلاعاتي دانشگاهها و ديگر ممکن است تصور شود که اين گونه فعاليتها در قالب پاياننامههاي کارشناسي ارشد، بيشتر به عمل متکي است تا به نظر. هدايت دانشجو به ترکيبي از اين دو، هنري است که يک استاد راهنما را از استاد راهنماي ديگر متمايز مي سازد. | ||
در بررسي ديدگاه ها و ترديدهاي زيادي كه پيرامون فرآيند نوآوري مطرح شدهاند؛ جاي شگفتي بسياري است كه شركتهايي كه سعي در نوآوري دارند؛ هميشه دچار شكستهاي بزرگ ميشوند. آنچه كه جالبتر است؛ اين كه عامل اصلي اين پديده ناتواني اين شركتها در پيشبيني كاربردهاي آتي نوآوريهاي موفق ميباشد. اين امر هم در مورد موتور بخار 200 سال پيش و هم در مورد ليزر در دورهي خودمان صادق است.
ترديد در مورد آثار آيندهي يك نوآوري از منابع گوناگوني ناشي ميشود؛ و حتي بعد از تجاري شدن يك تكنولوژي جديد نيز از بين نميرود. پيشگامان، ميبايست با اطلاعاتي ضعيف و محدود تصميمگيري كنند. اما يك نوآوري موفق تمام ترديدهاي قبلي را برطرف ميكند، صحنه را براي آنهايي كه فقط تقليد ميكنند آماده ميكند ـ كساني كه تكنولوژي جديد را پخش ميكنند، از اين چشمانداز، زندگي براي تقليدكنندگان راحت است؛ چرا كه تنها كاري كه بايد بكنند اين است كه گامهاي يك پيشگام را كه اين راه را طي كرده تقليد كنند و تمام ترديدها را از بين ببرند.
اين درست است كه برخي از ترديدها در آن مقطع كاهش پيدا ميكنند ـ به ويژه آنهايي كه به اين سؤال ربط پيدا ميكنند: آيا كار خواهد كرد؟ اما بعد از اينكه يك توانايي تكنولوژيكي جديد ايجاد شد، سؤالها عوض ميشوند. ترديدهاي جديد ـ به ويژه ترديدهاي اقتصادي ـ كم كم از راه ميرسند.
در تغييرات تكنولوژيكي، ابعاد مهمي از ترديد وجود دارد كه فراتر از فرآيند نوآوري ميباشند. آنها بازتاب قدرتهاي به هم پيوستهاي هستند كه در قلب رابطه بين تغييرات تكنولوژي و پيشرفتهاي عملكرد اقتصادي قرار دارند.
ليزر در در نظر بگيريد، يك نوآوري كه قطعاً يكي از قدرتمندترين و متحولكنندهترين پيشرفتهاي تكنولوژي در قرن بيستم است و پيشرفتي است كه هنوز مطمئناً در مراحل اوليه توسعه خود است. ميزان كاربردهايي كه براي ليزر براي 40 سال از تاريخ اختراع آن كشف شده است واقعاً جالب است و شامل سنجش دقيق، ابزارآلات ناوگاني، ارائهي موسيقي در ديسكهاي فشرده و روشهاي جراحي ميگردد.
شايد هيچ كاربرد واحدي از ليزر مهمتر از كاربردش در ارتباطات راه دور نباشد ـ به همراه فيبرهاي نوري ـ كه در آن انتقال را متحول ميكند بهترين كابل تلفني عبور كرده از اقيانوس در سال 1966 صرفاً 138 مكالمهي همزمان بين اروپا و آمريكاي شمالي را انتقال ميدهد. اولين كابل فيبر نوري كه در سال 1988 نصب شد توانست 40 هزار مكالمهي همزمان را انتقال دهد. كابلهاي فيبر نوري كه در اوايل دههي 1990 نصب شدند ميتوانند تقريباً 5/1 ميليون مكالمه را انتقال دهد. و همچنان مسئولين ثبت حق امتياز در لابراتوارهاي Bell تمايلي نداشتند كه در مورد ليزر درخواست ثبت حق امتياز كنند. به اين دليل كه چنين اختراعي هيچ ارتباطي به صنعت تلفن ندارد. به گفتهي Chrles Towll كه براي تحقيقاتش در ليزر برندهي جايزهي نوبل شد. "قسمت ثبت حق امتياز در Bell ابتدا امتناع كرد تا آمپليفاير يا اسيلاتور ما را براي فركانسهاي اپتيكي ثبت كند چون كه گفته ميشد كه موجهاي اپتيكي هيچ گاه در ارتباطات نقشي ندارند و در نتيجه اين نوآوري تأثير چنداني بر منافع سيستم Bell نخواهد داشت.
اگر بخواهيم ميتوانيم خودمان را با شكستهاي نسلهاي قبلي متعجب كنيم و ببينيم كه امروزه چه چيزي براي ما آشكار شده است. اما اين يك دريافت اشتباه است چرا كه با ترديد ميتوان گفت كه امروزه ميتوانيم به نحو بهتري كار انجام دهيم.
عمدهي اين مشكلات به اين واقعيت ربط دارد كه تكنولوژيهاي جديد به طور كلي در يك شرايط بدوي و اوليه وارد دنيا ميشوند. كاربردهاي نهايي آنها در طول يك فرآيند طولاني پيشرفت ظاهر ميشود كه تا حد زيادي كاربرد عملي آنها را گسترش ميدهد.
Thomas Watson Sr از شركت IBM لزوماً از معروف شدن خيلي فاصله نداشت؛ زمانيكه به اين نتيجه رسيد كه بازار آينده براي كامپيوتر بسيار محدود است "اگر كسي به كامپيوتر در قالبي بلافاصله بعد از جنگ جهاني دوم در آن قرار گرفت فكر نكند". اولين كامپيوتر ديجيتال ـ ENIAC ـ بيش از 100 فوت طول داشت و يك اتاق بزرگ را اشغال ميكرد و كمتر از 18 هزار لامپ خلا نداشت. هر وسيله كه به عملكرد همزمان 18 هزار لامپ خلا منتهي باشد قطعاً غيرقابل اعتماد خواه بود.
شكست واتسون در اين پيشبيني شكست در پيشبيني تقاضاي كامپيوتر بود. آن هم زمانيكه خيلي كوچكتر، ارزانتر، قابل اعتمادتر و ايمنتر شده بودند. بايد ببينيم كه اين شكست ناتواني در پيشبيني خط سير پيشرفتهاي آينده را نوآوريها و پيامدهاي اقتصادي آن بوده است. تاريخچهي هواپيمايي تجارتي را ميتوان با كلماتي مشابه بيان كرد. همانطور كه تاريخچهي بسياري از نوآوريهاي ديگر را ميتوان گفت.
اين يك مكان مناسب است كه در آن ميتوان مشاهدهاي ساده اما اساسي انجام داد: اكثر هزينههاي R&D صرف پيشرفت محصولات ميشود. حدود 80% از R&D صرف توسعهي محصولاتي است كه از قبل موجودند نه اينكه صرف ابداع محصولات جديد شود. اين موضوع نبايد تعجبآور باشد. تلفن بيش از 100 سال است كه در دسترس است اما اخيراً استفادهاش از طريق Voicemail تماسهاي كنفرانسي، اعداد 800 و غيره ارتقاء يافته است. واضح است كه اين فرآيند توسعه نياز به توجه بيشتري در مقايسه با ابداعات عجيب دارد.
ابعاد ترديد
تكنولوژيهاي جديد در يك شرايط بدوي و اوليه وارد دنيا ميشوند و ويژگيهايي دارند كه كاربرد آنها را سريعاً نميتوان درك كرد. كلاً سخت است كه كاربردهاي تكنولوژيهاي جديد را معلوم كنيم. مثلاً نه الكتريسيته و نه ليزر جايگزين چيزهايي كه قبلاً موجود بودند به نظر نميرسيدند. هر كدام از آنها يك پديدهي كشف شدهي جديد بود كه نتيجهي تحقيقات كامل علمي بود.
چرا پيشبيني تأثيرات آتي يك نوآوري اينقدر سخت است؟ ابعاد مهم گوناگوني در مورد اين ترديد وجود دارد.
ـ استفادههاي بالقوه. در دارو و پزشكي ـ پيچيدگي ذاتي بدن انسان (و مختلف بودن ژنهاي بدن انسانها)، پيدا كردن ارتباطات علي و معلولي را بسيار سخت ميكند حتي در زمينهي داروهايي كه مدتهاست استفاده ميشوند. آسپرين تقريباً يك قرن است كه استفاده ميشود اما در چند سال گذشته توانايياش در كاهش حملات قلبي به عنوان پيامد رقيقسازي خون توسط اين دارو كشف شده است.
اگر چه كشف عوارض جانبي منفي توجه همگان را بيشتر به خود جلب كرده است اما كشف استفادههاي جديد سودمند براي محصولات درماني نيز مهم ميباشد. به عنوان مثال داروي ماينوكسيديل كه براي فشارخون استفاده ميشود را ميتوان ذكر كرد. به طور ناگهاني كشف شد كه اين دارو باعث رشد مو ميشود. استفادهي گسترده و نامرتب انواع داورها نمونهي خوبي از ميزان ترديدات موجود در استفادههاي بالقوهي نوآوريهاي جديد پزشكي و آثار آن بر جامعه ميباشد.
نوآوريهاي مكمل. ترديد نيز ظاهراً ابتكارات و پيشرفتهاي تكميلكننده را نيز احاطه ميكند. تأثير نوآوري A غالباً به نوآوري B وابسته است در حاليكه نوآوري B ممكن است كه هنوز بوجود نيامده باشد.
براي مسئولين ثبت حق امتياز در لابراتوار Bell جهت پيشبيني اهميت ليزر براي ارتباطات تلفني، نيازمند تأييد فيبرهاي نوري بودند كه در مراحل اوليهي توسعه بود ـ روشهايي كه ليزر و فيبرهاي نوري ممكن بود تركيب شوند در واقع ليزر بدون وجود داشتن فيبرهاي نوري استفادهي خاصي براي تلفن نداشت. امروزه انتقالهاي تلفني به وسيلهي قدرت بالقوهي اين دو تكنولوژي جديد تغيير يافته است.
اختراعات غالباً يك تحقيق براي اختراعات مكمل را تحريك ميكند. يك تأثير مهم در اختراع A اين است كه تقاضاي نوآوري B را افزايش ميدهد؛ اگر چه زمانبنديها كه اين نوآوريهاي مكمل در آنها توسعه پيدا ميكنند تا حد زيادي متفاوت است. مثلاً يك دليل مهم براي موفقيتهاي آينده كه براي كامپيوتر در اواخر دههي 1940 ذكر شده است و بعد از آن IC در كامپيوترها رخدادهايي تكاندهنده بودند كه صنعت كامپيوتر را تغيير داد.
دنيا امروزه مكاني متفاوت خواهد بود البته اگر كامپيوترها هنوز بدون IC ساخته ميشوند.
رژيمهاي اصلي تكنولوژيهاي جديد قبل از اينكه جايگزين يك تكنولوژي تثبيتشده گردند سالهاي سال طول كشيد تغيير ساختار يك كارخانه در كنار يك منبع انرژي الكتريكي ـ در مكان موتورهاي بخار يا نيروي آب ـ نيازمند يك طراحي و تغيير ساختار دوبارهي يك كارخانه بود و شركتهايي كه سرمايهگذاري حجيم در كارخانههاي توليدي كرده بودند ـ كه هنوز در جلوي خود توليدات زيادي را ميديدند ـ به طور طبيعي براي بكارگيري تسهيلاتي كه مناسب بودند اضافي به حساب ميآمدند.
يكپارچهسازي سيستمها و نوآوريهاي مهم در تكنولوژي غالباً سيستمهاي كاملاً جديد تكنولوژيكي را ايجاد ميكنند.
چيزي كه كاملاً به سختي ميتوان آن را مفهومسازي كرد ـ بنابراين تفكر در مورد تكنولوژيهاي جديد ممكن است به وسيلهي گرايش به سمت به حساب آوردن آنها برحسب تكنولوژيهاي كهنه مورد ترحم قرار بگيرد كه ممكن است نهايتاً جايگزين آن شود. در اواخر دههي 1830 و 1840 راهآهن به عنوان آذوقهرسان به كانالهاي موجود به حساب ميآمدند.
در يك سيستم پيشرفتهاي عملكرد در يك بخش بدون پيشرفتهاي همزمان در قسمتهاي ديگر اهميت كمي دارند. سيستمهاي تكنولوژيكي خوشههايي از اختراعات مكمل را ايجاد ميكنند. مثلاً پيشرفت در توليد انرژي ميتواند تأثير محدودي به هزينهي برق داشته باشد تا اينكه در شبكهي انتقال پيشرفتي حاصل شود و هزينهي انتقال برق در فاصلههاي طولاني تغيير كند.
نياز به نوآوري بيشتر در فعاليتهاي مكمل دليل مهمي است كه چرا حتي تغييرات به ظاهر مهم خيلي طول ميكشد تا كارايي پيدا كنند و براي اقتصاد ارزشمند شوند. بنابراين در سيستمهاي تكنولوژيكي پيشرفتهاي مهم در قابليتهاي توليد به ندرت از نوآوريهاي واحد تكنولوژيكي سرچشمه ميگيرند اما ممكن است به نظر مهم بيايند. در همان زمان آثار انبوه انواع پيشرفتها در يك سيستم تكولوژيكي ممكن است بسيار مهم باشند.
نزديكبيني در حل مشكلات. اكثر اختراعات مهم تلاشي براي حل مشكلات خاص و تقريباً نامعلوم بودند اما غالباً وقتيكه يك راهحل پيدا ميشود؛ اين اختراع ناگهان كاربردهاي مهمي در چارچوبهاي پيشبيني نشده پيدا ميكند. اختراعات داستانهاي زندگي لبريز از خوشبختي داشتند.
موتور بخار در قرن هجدهم و به عنوان وسيلهاي براي خارج كردن آب از معادن سيلزده، اختراع شد. در واقع براي مدتي طولاني حكم يك پمپ را داشت. از طريق پيشرفتهاي موفق؛ تبديل به يك منبع امكانپذير از قدرت براي كارخانههاي پارچهبافي، كارخانههاي آهن و يك طيف گسترده از پيشرفتهاي صنعتي گرديد. در مورد اوايل قرن نوزدهم، موتور بخار يك منبع قابل درك از انرژي گرديد و در انتقالات كاربرد مهمي پيدا كرد.
ابداعات مهم ـ وقتيكه ايجاد ميشدند ـ سرمايهگذاري و پيشرفتهاي بيشتر در يك مرز وسيع را نشان ميدادند كه تعريف خوبي از آنچه كه يك نوآوري را تشكيل ميدهد ميباشد. تمايز گذاشتن بين پيشرفتهاي تكنولوژيكي كه صرفاً پيشرفتهايي هستند كه ميتوانند يك تأثير اقتصادي مهم را داشته باشند بسيار مهم ميباشد؛ پيشبيني تأثير نهايي سخت است چرا كه به حجم و مسير اين نوآوريهاي آتي آينده و سرمايهگذاري مرتبط، بسيار سخت است. داستان زندگي موتور بخار به وسيلهي قدرتهايي كه ممكن است به وسيلهي مخترعين انگليسي شكل گرفته باشد؛ كه در روشهاي جداسازي آب از ذغالسنگ در قرن هجدهم كار ميكند. با اين اوصاف وجود موتور بخار ـ به هنگامي كه اصول كاركردي آن كاملاً درك ميشود ـ يك عامل محرك قوي براي اختراعات ديگر ميباشد.
قبول شدن در آزمون "نيازها". موفقيت نهايي يك توانايي جديد تكنولوژيكي تنها در ممكن بودن فني يا عملكرد پيشرفتهي فني خلاصه نميشود بلكه در رفع نيازهاي خاص انساني در شيوههاي كمهزينه و بهينه ميباشد. تكنولوژيهاي جديد لازم است تا يك آزمون اقتصادي را پشت سر بگذارند نه فقط يك آزمون تكنولوژيكي. بنابراين Concorde يك موفقيت چشمگير در عملكرد پرواز ميباشد. اما يك فاجعهي پولسيت كه براي انگليس و فرانسه ميلياردها دلار هزينه ايجاد كرده است.
نوآوريها غالباً تأثيرات مهمي در صنايع ديگر دارند ـ تأثيراتي كه پيشبيني آنها سخت است. حمل و نقل هوايي تجاري حداقل به اندازهي كاربرد كامپيوترها سود برده است، چون كه به همان اندازه از بكارگيري مستقيم R&D در آن صنعت سود كسب كرده است. چند مثال:
اكنون ابركامپيوترها يك معاملهي خوب براي تحقيقات مهم آيروديناميكي انجام ميدهند كه عمدهي آن قبلاً در تونلهاي هوا انجام ميشده است.
كامپيوترها منبع مهمي از كاهش هزينه در طراحي اجزاء خاص هواپيما بودهاند، مثل بال هواپيما. آنها نقش مهمي در طراحي بال در بوئينگ 747، 757، 767 و ايرباس 310 داشتهاند.
كامپيوترها اكنون مسئول عمدهي فعاليتهايي هستند كه در هواپيما انجام ميشود _ كه شامل خلبان اتوماتيك نيز ميگردد.
كامپيوترها و شبكههاي كامپيوتري در قلب سيستم بليطفروشي و ررزواسيونهاي امروزي قرار گرفتهاند.
شبيهسازي كامپيوتري اكنون روش ايدهآل براي آموزش نحوهي پرواز به حساب ميآيند.
كامپيوتر به همراه رادار كاملاً در عملكرد سيستمهاي كنترل ترافيك هوايي جا افتادهاند كه انجام آن بدون كامپيوتر سخت خواهد بود.
كامپيوترهايي كه در ماهوارههاي آب و هوا استفاده ميشوند به طور كلي موقعيت جديد جتهاي ارتفاع بالا را تعيين ميكنند تا مسيرهاي مناسب پروازي را محاسبه كنند. سوخت براي صنعت حمل و نقل هوايي تجاري دنيا شايد ساليانه يك ميليارد دلار هزينهي اضافي دارد.
اين نمونهي خوبي از چگونگي تأثير اقتصادي يك تكنولوژيست (كامپيوتر) كه به يك تكنولوژي مكمل (ماهوارهي آب و هوا) وابسته است و چند سال پيش تهيه شد.
نهايتاً پيشبينيكنندگان تكنولوژيكي لازم دارند تا علاوه بر تجربهي فني يك تصوير ذهني هم داشته باشند، درك پايهي فني در ارتباطات بيسيم ـ كه ماركوني انجام داد ـ موضوعي متفاوت با پيشبيني اين موضوع است كه چگونه اين دستگاه ممكن است براي گسترش تجربهي انسان استفاده شود. ماركوني در اين زمينه هيچ نظري نداشت از سوي ديگر David Sarnoff ـ يك مهاجر بيسواد روسي در آمريكا ـ يك ديدگاه زنده از چگونگي استفاده شدن تكنولوژي جديد براي انتقال اخبار، موسيقي و سرگرميهاي ديگر و اطلاعرساني به تكتك خانوادههاي كشور داشت.
Sarnoff رئيس RCA بود كه تأسيس NBC را انجام داد تا براي برنامهريزي راديوهايي كه RCA ميفروخت برنامه ايجاد كند. واضح است كه او احتمالات تجاري اين تكنولوژي جديد را درك كرده بود.
تغيير اجتماعي يا تأثير اقتصادي چيزي نيست كه بتواند با از يك سختافزار استنباط گردد. تكنولوژيهاي جديد ميبايست به عنوان موانع ساخت به حساب بيايند كه تأثير نهايي آنها وابسته به اين است كه چه چيز ديگري اختراع شود. تكنولوژيهاي جديد قدرتهاي بالقوهي درك نشدهاي هستند كه ممكن است انواع ساختارهاي متفاوت را به خود بگيرند. اشكال نهايي كه آنها به خود ميگيرند به توانايي مشاهدي اين امر بستگي دارد كه چگونه آنها ميتوانند در مفاهيم جديد بكار گرفته شوند.
توليد واكمن به وسيلهي شركت سوني يك نمونهي عالي از اين است كه چگونه يك توانايي تكنولوژيكي موجود (كه شامل باتري، نوارهاي مغناطيسي و گوشي ميشود) ميتواند تركيب شود تا يك محصول كاملاً جديد بوجود آورد كه ميتواند در محيطهايي كه قبلاً امكان آن نبود سرگرمي ارائه كند _ جايي كه در واقع هيچكس حتي فكر آن را هم نميكرد: هم براي آنهايي كه پياده راه ميروند و هم براي آنهايي كه ميدوند. براي اطمينان از اينكه اين محصول نيازمند مهندسي ابداعگرايانه براي طراحي دوبارهي قطعات موجود ميباشد ميتوان شناسايي يك فرصت بازار توسط Akio Morita را مثال زد كه قبلاً مشخص نشده بود.
رقابت با گذشته؛ يكي ديگر از پيشبينيكنندگان يك تصوير مبهم از آيندهي يك تكنولوژي جديد است. چرا كه تكنولوژي كهنه هنوز به قوت خود باقي است و بكار گرفته ميشود.
در جوامعي كه شديداً رقابت ميكنند و انگيزههاي قوي براي اختراع تكنولوژيهاي جديد وجود دارد؛ همچنين انگيزههاي قوي براي توسعهي تكنولوژيهاي قديم نيز وجود دارد. برخي از بزرگترين پيشرفتها در كشتيهاي چوبي بين سالهاي 1850 و 1880 رخ داد؛ دقيقاً بعد از آمدن كشتيهاي بخار فلزي و موتورهاي تركيبي بخار كه نهايتاً جايگزين آنها خواهند شد به همين صورت بزرگترين پيشرفتها در لامپهاي گازي كه براي نور كم استفاده ميشود اندكي بعد از آمدن لامپهاي الكتريكي سيمابي رخ داد.
در حاليكه تكنولوژيهاي جديد غالباً ميبايست براي مهيا شدن تكنولوژيهاي مكمل صبر كنند؛ تكنولوژيهاي اثبات شده ممكن است به قدرتهاي رقابتي جديد در پيشرفتهاي مستمر دست پيدا كنند. يك مشكل ديگر اين است كه تكنولوژيهاي مكملي كه برايشان انتظار ميكشيم ممكن است جايگزين باشند؛ بنابراين به طرز قابل توجهي طول عمر تكنولوژيهاي را كم ميكند كه زماني نسبت به انتظارها و توقعات پوچ هشدار ميدادند.
موفقيتهاي آتي ماهوارههاي ارتباطي در طول دههي 1980 به طور غيرمنتظرهاي كاهش پيدا كرد، يعني زمانيكه فيبرهاي نوري آمدند و توانايي كانالها گسترش زيادي پيدا كرد. در عوض فيبرهاي نوري جايگزين سنسورهاي جديد الكترونيكي شوند كه تصاوير بسيار دقيق بدست ميدهند كه به وسيلهي فيبرهاي نوري ميسر نميباشند.
اين نوع ترديدها عنصر گستردهاي از ريسك در سرمايهگذاريهاي طولاني مدت در تكنولوژيهاي جديد و گرانقيمت را آشكار ميسازند. فرآيند مناسب كه نهايتاً اين ترديدها را حل خواهد كرد رقابت كتابهاي آموزشي مرسوم در ميان توليدكنندگان نيست كه به دنبال عرضهي يك مهمول با هزينهي كمتر به بازار ميباشند در عوض رقابت بين تكنولوژيهاي مختلف است ـ مثلاً رقابت بين Beta و VHS در فيلمهاي ويدئويي.
بنابراين به صراحت ميتوان گفت كه يكي از بزرگترين ترديدهايي كه با تكنولوژي جديد مواجه است اختراع شده انواع جديدتر آنها است.
از آنجائيكه تكنولوژيهاي جديد در همان زمان كه تكنولوژيهاي قديمي ارتقاء مييابند؛ پيشرفت ميكنند، تصميمگيرندگان صنعتي بايك ترديد فراگير مواجه ميشوند. آدم بايد خيلي خوشبين باشد _ و صادق _ كه فكر كند كه برخي از طرحهاي هوشمند ميتوانند تهيه شوند تا تمامي متغيرهاي مرتبط را به نحوي منظم و مرتب رسيدگي كند. اما مطمئناً يك تجزيه و تحليل دقيقتر از اين موارد ميتواند به نحو قابل توجهي نحوهي تفكر ما در مورد نوآوري را توسعه دهد.
جامعهي تحقيق دائماً تشويق ميشود تا برحسب نيازهاي اجتماعي و اقتصادي بيشتر تغيير كند. اما ما غالباً نميدانيم كه چه يافتههاي جديدي ممكن است مناسبتر باشند يا چه حوزهي خاصي از فعاليت انساني ممكن است به آن يافت ارتباط پيدا كند تعهد ناتمام به هر تكنولوژي خاص و عمده ـ كه مخالف يك روش تصميمگيري محدودتر ميباشد ـ نيز ممكن است بيفايده باشد.
فراگير بودن ترديد حاكي از اين است كه دولت ميبايست با ضريب هر تكنولوژي جايگزين ـ مثل نيروي هستهاي ـ يا هر تمركز محدودي بر پشتيباني تحقيقي ـ مثال سرطان ـ مقاومت كند. در عوض اداره كردن يك چارچوب تحقيقي متنوع كه شامل يك سري از جايگزينها در جابهجايي اولويتهاي اقتصادي و اجتماعي ميگردد، معقولتر خواهد بود. سياست انرژي دولت آمريكا در بعد از جنگ غلط نبود به اين دليل كه تعهد بزرگي به نيروي هستهاي داد كه در نتيجه عاري از مشكل بود كه شامل توسعهي كارايي و توسعهي كارايي و توسعهي منابع جديد انرژي ميشد.
اوضاع بخش خصوصي كاملاً فرق دارد. شركتهاي خصوص ممكن است به طور عادي از آنها انتظار داشته باشيم كه سرمايههاي R&D خود را در راههايي اختصاي دهند كه اميد دارند مناسب باشد. شركتهاي خصوصي ميدانند كه با ترديدهاي عمدهاي در عرصهي بازار مواجه خواهند شد و قادر هستند كه تخمينهاي خود را اعمال كنند و متعاقباً ريسك كنند. يك معناي مهم ارزيابي اين است كه جستجو همراه با انواع مسيرهاي جايگزين را ترغيب ميكند. اين امر به ويژه در مراحل اوليهاي كه ترديدها شديد هستند و همچنين زمانيكه افراد داراي ديدگاههاي مختلف (غالباً براساس تفاوت در دستيابي به اطلاعات) نياز دارند تا براي پيگيري كردن منافع خودشان ترغيب شوند؛ مناسب خواهد بود. براي اينكه آن را مثبتتر بيان كنيم؛ دستيابي به پيشرفت تكنولوژيكي؛ نيازمند ديدگاههاي مختلف ميباشيم.
نهايتاً يك معناي مهم از بازار اين خواهد بود كه انگيزههاي قوي در تمام كردن ـ سريع و بدون وقفه ـ مسيرهاي تحقيق كه موفقيتهاي آنها از سوي اطلاعات موجود تحتالشعاع قرار گرفته است را ايجاد خواهد كرد كه در محيط اقتصادي تغييراتي اعمال ميكند يا اولويتهاي سياسي و اجتماعي را سازماندهي مجدد ميكند. منبع سایت فناوری اطلاعات
شايد براي شما هم اين اتفاق افتاده باشد كه در ارزيابي يك كتاب با پرسش هاي گوناگوني در ذهن خودتان رو به رو شده باشيد و نتوانسته باشيد به يك جمع بندي از اين پرسش ها برسيد. اگر اين گونه است، 17 پرسش زير مي تواند شما را در يك ارزيابي نسبتاً دقيق و موثر ياري دهد:
1. آيا بهره برداري از اين كتاب نيازمند برخورداري از دانش خاصي است؟
2. مخاطبان اصلي كتاب چه كساني هستند؟
3. آيا مطالب كتاب متناسب با سطح دانش عمومي و تخصصي خوانندگان تنطيم شده است؟
4. آيا مباني و مفاهيم پايه مرتبط با موضوع اصلي در كتاب موجود است؟
5. كتاب تا چه اندازه انگيزه خواننده را به مطالعه بيشتر در اين زمينه يا مراجعه به منابع ديگر تقويت مي كند؟
6. اگر اين كتاب مرتبط با يكي از حوزه هاي فناوري است، آيا جنبه هاي نوآوري فناورانه در اين كتاب مورد توجه قرار گرفته است؟
7. اگر قرار باشد كتاب چاپ مجدد داشته باشد، بازنگري و بازنويسي مطالب موجود در آن يا حتا طراحي مجدد آن تا چه اندازه با توجه به تغييرات روز ضروري است؟
8. موضوع اصلي كتاب يا پرسشي كه در كتاب به آن پاسخ داده شده است براي جامعه مخاطب امروزي آن تا چه اندازه مهم يا جذاب است؟
9. اگر چنين كتابي نوشته نمي شد، چه اتفاقي مي افتاد؟
10. كتاب مورد نظر كدام يك از نيازهاي دانشگاهي يا پژوهشي جامعه را تامين مي نمايد؟
11. آيا اين كتاب بايد تدريس شود يا آنكه قابليت استفاده انفرادي توسط خود خواننده را نيز دارد و به اصطلاح خودآموز است؟
12. تا چه اندازه به موضوع اصلي كتاب پرداخته شده است و حجم مطالب حاشيه اي در چه حد است؟
13. چه محورهايي در كتاب وجود دارند كه مي شود آنها را بيش از آنچه كه اكنون هستند، تقويت كرد؟
14. كتاب مورد نظر در مقايسه با آثار مشابه حائز چه امتياز و رتبه اي خواهد بود؟
15. كيفيت چاپي كتاب نظير جلد، كاغذ، تصاوير و رنگهاي آنها، نوع قلم هاي به كار گرفته شده و ... چگونه است؟
16. اگر كتاب مورد نظر به گونه اي با موضوع نشر الكترونيك در ارتباط است، آيا داراي نسخه الكترونيك نيز مي باشد؟
17. در صورت توصيه آن به عنوان يك منبع دانشگاهي، قابليت استفاده در چه سطح يا مقطعي و براي چه رشته هايي را دارد؟
در اين مقاله به تأثيرات مثبت اينترنت بر اخلاق كاربران پرداخته شده است. ديدگاه اتخاذ شده در اين مقاله مبتني بر قابليتهايي است كه به صورت بالقوه در اينترنت وجود دارد و ميتواند سبب تسهيل ارتباطات جهاني ميان انسانها، از ميان برداشتن تبعيضها در دستيابي به اطلاعات و در نهايت ايجاد جامعه اطلاعاتي جهاني شود. از نظر نويسندگان اين مقاله اينترنت عليرغم چهره فناوريمحور خود ميتواند پديد آورنده فضايي باشد كه در آن اخلاق و روابط اجتماعي افراد تقويت گردد. معمولاً از چنين اخلاقي با عنوان «اخلاق سازنده» ياد ميشود. استفاده از اينترنت اخلاق خاص خودش را به شيوهاي خودكار در كاربرانش به وجود ميآورد، كاربراني كه در هر لحظه داده يا اطلاعاتي را توليد ميكنند. از اينرو «اخلاق اينترنتي» جداي از «اخلاق سازنده» نيست. مقاله حاضر با يادآوري امكان همكاري ميان اينترنت و انسان به منظور ارتقاي روابط انساني و اصول اخلاقي نگارش يافته است.
موضوعات اخلاقي معمولاً بر مبناي اصول فلسفي يا ديني جوامع مورد بحث و بررسي قرار ميگيرند، مانند اينكه انسان بايد با پدر و مادر، همسر و فرزندان خود چگونه رفتاري داشته باشد؟ پيشرفتهايي هم كه در حوزه دانش و فناوري روي ميدهند گاهي اوقات روابط ميان انسانها و اصول اخلاقي پذيرفته شده در هر جامعه را به چالش ميگيرند. اغلب در رابطه با انسان و ماشين اين ايده مطرح ميشود كه ماشينيشدن جامعه سبب كمرنگ شدن عواطف انساني و سردي روابط ميان انسانها شده است. چنين ديدگاهي در نگاه اول ميتواند درست به نظر برسد، اما براي دنياي امروز چندان مصداق ندارد. امروزه اينترنت و كاربردهاي گوناگون آن نظير پست الكترونيكي1، گروههاي بحث2 محاوره مستقيم يا اصطلاحاً چت3 فرصتهاي جديدي را براي آشنايي ميان كساني كه هرگز يكديگر را نميشناختهاند، فراهم ساخته است و دوستيهاي جديدي را از نوع مجازي4 بوجود آورده است كه گاهي به دوستيهاي واقعي ميان افراد همفكر و همعلاقه منجر ميشود. بدين ترتيب ميتوان انقلاب اطلاعاتي و در رأس آن اينترنت را بر خلاف انقلاب صنعتي و مظاهر آن كه سبب جدايي انسانها از يكديگر شد، عاملي پيوند دهنده ميان عناصر انساني و نزديك كننده جوامع انساني در نظر گرفت و به تعبيري در كنار هر رويداد يا تحول تكنولوژيكي ميتوان نتايج و تأثيرات مثبتي را نيز مشاهده نمود.
تأثير اينترنت بر روابط اجتماعي انسانها گسترهاي فراتر از ابعاد فردي را در بر گرفته است تا آن حد كه در هنگام وقوع بلاياي طبيعي و فجايع انساني عاملي مهم در انعكاس عواطف و احساسات انساني به شمار ميرود. نقش راهبردي اينترنت در دو رويداد بزرگ اخير يعني جنگ در عراق و حادثه سونامي5 مثال زدني است. در هر يك از ايندو رويداد، اينترنت جداي از ايفاي نقش اطلاعرساني خود، رسانهاي مهم در اعلام موجوديت گروههاي مختلف اجتماعي جهت حمايت از آسيب ديدگان و جلب كمكهاي مردمي از سراسر جهان بود. بسياري از كاربران اينترنتي با استفاده از امكانات اين رسانه جهاني به كمك نيازمندان شتافتند.
هدف از بيان اين مطالب ارائه يا القاي يك تفكر مثبتانديش يا خوشبينانه به ذهن خواننده نيست بلكه تبيين امكان تحقق جامعه اطلاعاتي آرماني در سراسر جهان است. شكي نيست كه همه كاربران اينترنتي به ارزشها و اصول والاي انساني اهميتي نميدهند. هكرها6 يا راهزنان اينترنتي كه با شيوههاي مختلف در صدد نفوذ به نقاط مشخصي از اينترنت هستند، از همين نوع كاربران هستند. اصولاً، اينكه در اينترنت چه چيزي پسنديده است يا چه چيزي نامطلوب است، همچنان در هالهاي از ابهام قرار دارد.
حتي در تعاريف قوانين بهرهبرداري از شبكه كامپيوتري و اينترنت همواره جلب نظر طرفهاي ذينفع مطرح بوده است. گاهي اوقات جانبداريهاي اقتصادي از توليدكنندگان دانش و اطلاعات به حدي ميرسد كه ديگر «حق»7 يا به عبارت بهتر ارزشي براي كاربران قائل نميشوند. اين وضعيت در جوامع اقتصادگرايي8 مانند آمريكا و كشورهاي غربي به خوبي مشهود است. كاربران براي برخورداري از خدمات پيوسته اطلاعرساني مجبور به پرداخت هزينههايي هستند كه چندان واقعبينانه به نظر نميرسند. گستره اقتصاد آنقدر وسيع شده است كه ديگر حوزه اخلاق را هم تحتالشعاع خود قرار داده است. امروزه ثروت و پول تنها ارزش اخلاقي پذيرفتهشده در بسياري از جوامع شده و كليه روابط انساني بر اساس همين عامل تنظيم و برقرار ميگردد.
اما در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و به ويژه اينترنت، گستره اخلاق درست از لحظهاي آغاز ميشود كه يك كاربر پشت رايانه شخصي خودش مينشيند و روي دگمه مرورگر اينترنتي9 كليك ميكند تا به درون جامعه جهاني اطلاعات گام بگذارد (كولمن 2001). اينكه كسي ميهمان اينترنت باشد و براي اولين بار باشد كه از اين رسانه استفاده ميكند، يا از مشتريان پر و پا قرص اينترنتي يا اصطلاحاً «نرد»10 باشد، زياد مهم نيست. مهم اين است كه همه اين افراد تحت محيطي به تبادل اطلاعات با يكديگر ميپردازند كه هيچ قانون يا مقرارت رسمي بر آن حاكم نيست. خوب يا بد، درست يا نادرست، بايد يا نبايد، همگي تعابير منحصر بفردي هستند كه به ازاي تك تك كاربران ميليوني يا ميلياردي اينترنت قابل بررسي و تعريف است.
در چنين فضايي تدوين هر گونه قانون و مقررات نه تنها غيرممكن به نظر ميرسد، بلكه مضحك هم جلوه ميكند. چيزي كه ممكن است از نظر يك كاربر مطلوب و خواستني باشد، ميتواند از ديدگاه كاربر ديگري نامطلوب و ناپسند باشد. اما فصل مشترك همه كاربران از مبتدي گرفته تا پيشرفته، يك چيز است و آن «ساختن»11 است. همه كاربران اينترنت به نوعي در حال ساختن داده يا اطلاعات هستند. حتي كاربراني كه فقط نقش دريافت كننده12 يا مصرف كننده13 اطلاعات را دارند، در واقع به نوعي اطلاعات را در جايي مصرف ميكنند و سبب ساختن چيزي در جايي ديگر ميشوند. بدين ترتيب همه آنها برخودار از نوعي از اخلاق هستند كه اصطلاحاً «اخلاق سازنده» (كولمن 2001) ناميده ميشود.
با وجود همه مباحثي كه تاكنون درباره اينترنت و پيامدهاي استفاده از آن بر اخلاق كاربران مطرح شده است، هنوز به درستي نميتوان تصوير روشني را در اين خصوص مشاهده كرد. روانشناسان و متخصصان علوم رفتاري اغلب توجه خود را بر جنبههاي منفي اينترنت معطوف مينمايند. اين بيشتر بدان جهت است كه اين دسته از افراد انسانها را در قالب سوژههاي مطالعاتي خود در نظر ميگيرند و به علت اضمحلال فزاينده بنيانهاي خانوادگي و ارزشهاي انساني در جوامع غربي، نقش مخرب اينترنت بيشتر از نقش سازنده آن مورد عنايت محققان واقع شده است. بارزترين مصداق اين وضعيت استفاده نادرست و كنترلنشده كودكان از اينترنت و گمراهي و به خطر افتادن آنها توسط سودجويان اينترنتي است كه هر چند وقت يكبار اخبار نگرانكنندهاي در اين رابطه از رسانههاي جمعي منتشر ميشود و هوشياري والدين كودكان را در استفاده آنها از اين رسانه گوشزد ميشود. اما به لحاظ چند جانبه بودن پديده اينترنت، نميتوان نگرشي يكسويه به آن داشت.
به عنوان نمونه هنگامي كه بحث تجارت الكترونيكي مطرح ميشود، جنبههاي سودآور و سرمايهساز اينترنت بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد. حتي از سوي بسياري از مؤسسات بين المللي نظير يونسكو14 استفاده از اينترنت به عنوان يك رسانه ارزان قيمت و سهلالوصول جهت حل بحرانهاي اقتصادي و فقر در جوامع توسعه نيافته توصيه ميشود. در سخنراني سال گذشته آقاي كوفي عنان دبير كل سازمان ملل متحد استفاده از اينترنت براي از ميان برداشتن فواصل طبقاتي در جوامع محروم و عقبمانده قاره آفريقا به عنوان سريعترين و عمليترين راه حل پيشنهاد شده بود.
هنگامي كه صحبت از تسهيم دانش15 به ميان ميآيد، حقيقتاً هيچ رسانهاي نميتواند جايگزين اينترنت شود و به مثابه يك پل ارتباطي كارآمد ميان پژوهشگران در سراسر جهان عمل نمايد. در چنين حالتي آيا اينترنت خوب است يا بد؟ زشت است يا زيبا؟ اگر قدري منصفانه به اين موضوع نگاه كنيم در مييابيم كه در بسياري از موارد ملاك قضاوت ما درباره اينترنت سود و زياني است كه به ما و منافع ما ميرساند. چنين ديدگاهي نميتواند يك جايگاه بيطرفانه در قبال اينترنت داشته باشد. كاربران هنگام استفاده از اينترنت به درستي درمييابند كه آيا اينترنت دارد به آنها خدمت ميكند يا خيانت. البته در سنين كودكي يا نوجواني چنين تشخيصي قدري مشكل به نظر ميرسد، اما با رعايت تدابير تربيتي و ايجاد امنيت لازم توسط والدين اين مشكل قابل حل است.
از جمله مهمترين اقداماتي كه ميتوان از طريق اينترنت سازمان داد عضويت استادان و متخصصان رشتههاي مختلف در گروههاي تخصصي است. با عضو شدن كاربران اينترنت در اين گروهها، آنها ميتوانند در جريان آخرين اطلاعات موجود در رشتههاي تخصصي خود قرار گيرند زيرا همه اعضاء در جريان پيامهاي علمي كه توسط يك نفر صادر ميشود قرار دارند. در شرايطي كه خطوط ارتباطي از كيفيت لازم برخوردار باشد و در ايستگاههاي محل كار هر دو يا چند طرف امكانات لازم (دوربين ويدئويي ...) به سيستم اتصال داشته باشد، ميتوانند تصوير و فعاليتهاي يكديگر را نيز مشاهده كنند.
هم اكنون انجام عملهاي مهم جراحي به شكل هدايت از راه دور16 و با شركت چند متخصص كه هر كدام در گوشهاي از دنيا به كار مشغول هستند و ميتوانند در يك آن ناظر عمل جراحي يا راهنماييكننده آن باشند، در تعدادي از مراكز مجهز درماني متداول شده است. يكي ديگر از شكلهاي نسبتاً رايج اخلاق سازنده كه در سطح كشورهاي اروپاي غربي و امريكا مشهود است، كنفرانس از راه دور17 ميباشد كه در آن تعدادي از متخصصان (كه هر كدام در يك گوشه از كره زمين زندگي ميكنند) با يكديگر درباره موضوع مورد علاقه خود به تبادل نظر ميپردازند. اين نوع كنفرانسهاي الكترونيك در آينده رواج زيادي خواهند يافت و احتمال ميرود كه در مقياس وسيعي از اهميت كنفرانسهاي حضوري (كه بسيار پرهزينهتر است) كاسته شود (آيزنتاد و وينسنت 2002).
در طول چند دهه اخير، مجلههاي علمي، در ميان پژوهشگران، نقش ويژهاي در برقراري ارتباطات علمي ايفا كردهاند و تعداد اين مجلهها در سطح جهان همواره رو به افزايش بوده است. اما با توجه به گسترش شبكه اينترنت، به ويژه در طول 5 سال گذشته، به نظر ميرسد كه در سالهاي آينده نتوان افزايش تعداد اين مجلات را مانند سالهاي گذشته انتظار داشت. همه روزه بر تعداد پژوهشگراني كه براي انتشار نتايج پژوهشهاي خود از اين شبكه استفاده ميكنند، افزوده ميشود. آنان ميتوانند اطلاعات توليدي خود را در اختيار تمامي افرادي كه امكان دسترسي به اين شبكه را دارند قرار دهند و از آنان نيز بخواهند، علاوه بر نظرخواهي، برايشان مدارك علمي مشابهي از همين رهگذر ارسال دارند يا با خود آنان همكاري مستمر داشته باشند (آيزنتاد و وينسنت 2002).
همه اين فعاليتها كه در بستر اينترنت انجام ميگيرند و به گونهاي نوآوري، خلاقيت و سازندگي علمي محسوب ميشوند، سبب تبلور شكل گستردهاي از اخلاق در ميان كاربران ميگردد كه اصطلاحاً «اخلاق سازنده» ناميده ميشود.
واقعيت اين است كه گسترش شبكه جهاني اينترنت فاصلهها را كم كرده و به ايجاد نوعي تشابه، به ويژه در جوانان، انجاميده است. اعضاي كميسيون توسعه سازمان ملل متحد (فلوريدي 2002) گزارش دادهاند كه در گردهماييهاي خود در شهرهاي قارههاي گوناگون، شاهد بودهاند كه جوانان خيلي شبيه به هم شدهاند و اين شباهت، با رنگ باختن مرز جوامع و رفتن به سوي نوعي جامعه اطلاعاتي و شبكهاي، بيشتر شده است.
اما بايد توجه داشت كه به يمن گسترش وسايل ارتباطي و رسانهها، جوامع مختلف اگر آگاهانه و با برنامهريزي عمل كنند، ميتوانند براي تحولات مثبت از آن استفاده كنند و به نوعي همزيستي سالم جهاني دست يابند. مبارزه با مواد مخدر در سطح جهاني، حفظ محيط زيست، همبستگي انسانها، احترام به حق حيات، محترم بودن حريم زندگي خصوصي افراد، احياي حقوق مادران و كودكان، تأكيد بر عدالت جهاني، گرامي داشتن كرامت انسانها و توجه به حقوق اقليتهاي ديني و اجتماعي، توسعه پايدار و اجازه مطرح شدن ساير فرهنگها و ارزشها مباحثي هستند كه ميتوانند با بهرهگيري از همين فضاي موجود اطلاعاتي، وجه ديگري را در تعامل فرهنگها نشان دهند.
اصطلاح پديده چندفرهنگي20 ما را به شناسايي و حتي گرامي داشتن ديگران، درست به همان گونهاي كه هستند، بدون سقوط به نژادپرستي، به شكل درست آن دعوت ميكند. در اين عصر، كليد واژه رايج تساهل و تسامح21 بود. اين كليد واژه به معناي پذيرش تفاوت ميان «ما» و «آنها» است اما در كاربرد امروزه خود انسانها را به بردباري در برابر تفاوتهاي يكديگر فرا ميخواند (فلوريدي 2003). اينترنت، با جهانگستري چشمگير خود، فرض را بر اعتبار همه دعاوي درباره حقيقت ميگذارد، بدون آن كه در چاله نسبيگرايي محض بيفتد. نسبيگرايي بيش از حد شالوده هر گونه گزاره اخلاقي و همراه آن، شالودههاي اخلاقي زندگي عمومي را سست ميكند.
جهانگستري جامعه اطلاعاتي كه در قالب اينترنت تبلور يافته است راه را براي كساني كه اقليت ناميده ميشوند و ميخواستند صدايشان شنيده شود هموار ساخته است. بنابراين، پديده چند فرهنگي كه مفهومي تناقضنما است هم بيانگر تنوع است و هم وحدت. تنوع لازمه جهانگستري است زيرا تجلي دلبستگيهاي محلي و هويتهاي خاص را مجاز ميپندارد و در عين حال مستلزم وحدت است زيرا مروج مفهوم دهكده جهاني22 است (فلوريدي و سندرز 2002). پديده چندفرهنگي را بسياري عارضهاي ميدانند كه خاص مرز ملي معيني است. در واقع، اين پديده به سرعت در حال گسترش به قلمرو بينالمللي است. همانند نظام اقتصادي جديد، اهتمام براي نظام فرهنگي جديد تاريخ خاص خود را دارد. عصر چندفرهنگي با پيدايش اقتصاد اطلاعاتي كه محصول اينترنت است نخبگان اطلاعاتي، طبقه ميانگين و به حاشيه راندهشدگان يا فروطبقه را جانشين طبقات پيشين اشراف، متوسط و كارگر ساخت. جامعه جهاني اطلاعاتي كه شكل مجسم آن اينترنت ميباشد، آرمانهاي تجددخواهانه را در زمينه خردورزي، نبوغ هنري و فردگرايي به سود ضديت با سرمايهداري، تحقير اخلاق سنتي و پيروي از برابرخواهي تندروانه طرد كرده است.
مسلماً يك شهروند در عصر چند فرهنگي داراي حقوق و امتيازات خاصي بايد باشد. ازجمله حقوق مسلم و طبيعي آن حق دسترسي به اطلاعات است كه خود منجر به ايجاد حق ديگري به نام حق استفاده از امكانات و ابزارهاي فناوري اطلاعاتي و ارتباطي است. به گونهاي كه يك فرد قادر باشد آزادنه به كاوش اطلاعات بپردازد و نيازمنديهاي اطلاعاتي خود را برآورده سازد. پس از آن آزادي بيان، و مسأله امنيت حريم خصوصي افراد است. برخي از چالشهاي جديد در اين راستا عبارت است از: اداره حقوق فردي در عصر الكترونيك، محافظت در برابر سوء استفادههاي الكترونيكي و اطمنيان از ايمني تعاملات از طريق زيرساختارهاي اطلاعاتي مناسب.
در هر سه دسته موارد مطروحه، عامل اخلاقي و ملاحظات اخلاقي شرط اصلي و ضامن بقاي سالم در اين عصر ميباشد. هر شهروند در ازاي خدمات و حقوقي كه از جامعه دريافت ميدارد موظف به رعايت برخي موارد ميباشد. زندگي در چنين جامعهاي نيازمند كسب يك سري يادگيريها و رعايت آدابي (رفتارهايي) است كه انتظار ميرود هر عضو در جامعه روي خطي23 بدان پايبند باشد.
جهاني شدن همه چيز را تحت الشعاع قرار ميدهد و ساختار و ماهيت نظامهاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي را متحول ميسازد. از طرفي جهاني شدن دو نسبت عمده با فرهنگ ملتها برقرار ميكند. نخست با تشديد كثرتگرايي دروني، فرهنگ را در آستانه تجزيه شدن قرار ميدهد و سپس جهاني شدن با آغاز جهش بسوي حاكميت جهان شمول راه را براي ادغام فرهنگهاي ملي، تحت فرهنگي جهان شمول هموار ميكند (ديلمقاني و ثاني 1382).
امروزه ورود به دنياي مجازي و يا بعبارت بهتر زندگي در محيطهاي مجازي امري بديهي به شمار ميرود. لازمه تعامل در اين محيطها برخورداري از يكسري مهارتهاي فني و رفتاري است. از مهمترين ويژگيهاي اينترنت ايجاد پيوندهاي مناسب بين افراد در اقصي نقاط دنيا ميباشد. فضايي كه درآن امكان ايجاد روابط انساني و اخلاقي ميسر است و ميتواند كانوني براي ايجاد اخلاق سازنده انساني نيز باشد. در نهايت با نزديك كردن ملتها به همراه تقويت تعامل و روابط انساني صحيح ميان آنها ، آرزوي ديرين بشر براي ايجاد آرمان شهر جهاني24 يا به عبارت ديگر جهاني شدن ميسر خواهد شد.
Coleman, K. Gwen. 2001. Android Arete: Toward a Virtue Ethic for Computational Agents Ethics and Information Technology 3(4) 247-265.
Eisenstadt M. and T. Vincent (eds.). 2000. The Knowledge Web: Learning and Collaborating on the Net, paperback edition with new introduction. London: Kogan Page.
Floridi L. 2002. What is the philosophy of information? Metaphilosophy, 33(1/2) 123-145. preprint available at: http://www.wolfson.ox.ac.uk/~floridi/
Floridi L. 2003. Information Ethics: An Environmental Approach to the Digital Divide Philosophy in the Contemporary World 9(1) 39-45. preprint available at: http://www.wolfson.ox.ac.uk/~floridi/
Floridi L. and Sanders J. W. 2002. Computer Ethics: Mapping the Foundationalist Debate Ethics and Information Technology 4(1) 1-9. preprint available at http://www.wolfson.ox.ac.uk/~floridi/
1. E-mail
2. Discussion Group
3. Chat
4. Virtu
5. Tsunami
6. Hackers
7. Right
8. Economy-Oriented
9. Browser
10. Nerd
11. Construction
12. Receiver
13. Consumer
14. UNESCO
15. Knowledge Sharing
16. Remote Control
17. Teleconference
18. Dynamic Identity
19. Cultural Pluralism
20. Multiculturalism
21. Tolerance
22. Global Village
23. Online
24. Utopia
اگر روزي بيايد كه كتابهاي ما به اين شكل درآيند، آن وقت كتابخانه هاي ما چه شكلي خواهند بود؟

يكي از مهمترين دغدغه هاي اطلاع رسانان و كتابداران آگاهي از آن چيزهايي است كه در آينده در انتظار آنان و حرفه و خدمات آنهاست. روند شتابان تغييرات فناوري در زمينه اطلاعرساني و كتابداري سبب گرديده است تا دست اندكاران امر مهم و حياتي مديريت دانش و كتابداراي حساسيت اين تغييرات را بيش از ديگر كارشناسان درك كنند و با چشماني باز و اذهاني هوشيار خود را آماده تغييراتي نمايند كه دانش و فناوري به زودي نه فقط براي آنان بلكه براي كليه دست اندركاران امر اشاعه دانش به ارمغان ميآورد.
از اين رو مطالعه آينده و كاوش پيرامون آن در چارچوب و قالبي علمي و آنچه كه اين روزها از آن به عنوان آينده پژوهي ياد ميشود يكي از مهمترين ضروريات براي كتابداران و اطلاعرسانان امروزي است. در حال حاضر سازمان ها و موسسات بسياري دست اندر كار امر آينده پژوهي با گرايش اطلاع رساني و كتابداري هستند. موسساتي مانند ”رند“ با سابقه اي طولاني در اين زمينه به ياري مراكزي مانند كتابخانه كنگره ايالات متحده شتافته اند تا دغدغه ها و نگراني هاي اطلاع رسانان و كتابداران را مورد توجه و رسيدگي قرار دهند و آنان را براي آينده آماده نمايند.
دردن در سال 1987 گفته بود: ”هماكنون انقلاب ديگري در زمينهي سيستمهاي اطلاعاتي آغاز شده است. هنگامي كه اين انقلاب به پايان برسد، واحدهاي مديريت سيستمهاي اطلاعاتي همانگونه كه اكنون شكل ميگيرند، متلاشي خواهند شد. متخصصان نرمافزاري مستقل، توسعهي سيستمها، برنامهنويسي و ديگر امور را در اختيار خواهند داشت. كاربران نرمافزارها كاملاً كنترل سيستمهاي اطلاعاتي شخصي را بهعهده خواهند داشت.“ اگر چه تحقق اين امور آني و سريع نبوده است، اما در فرايندي تدريجي شاهد همه اين تغييرات بوده ايم.
آينده پژوهان شعار معروفي دارند با اين عبارت كه: ”نبايد منتظر آينده شد، بلكه بايد آينده را ساخت.“ بديهي است كتابداران و اطلاع رسانان نيز نبايد منتظر آينده بنشينند و رويكردي منفعلانه را در اين ارتباط در پيش گيرند، بلكه بايد با ابتكار و خلاقيت زمينه هاي نوآوري در اين عرصه را خودشان ايجاد نمايند و ديگران (از جمله كارشناسان فناوري اطلاعات و ارتباطات) را به گونهاي فعال به دنبال خود بكشند و آنان را بر مبناي نيازهاي اطلاعاتي جامعه هدايت كنند. منبع سایت فناوری اطلاعات.
فصلنامه کتاب |
![]() |
|
وابسته به :
قطع : مجله ای مدير مسئول :دکتر فریبرز خسروی
صاحبان امتياز :کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران
سردبير : دکتر فریبرز خسروی
هيئت تحريريه :دکتر ابراهیم افشار زنجانی، دکتر زهیر حیاتی، پوراندخت سلطانی شیرازی، دکتر ماندانا صدیق بهروزی، دکتر رحمت الله فتاحی، دکتر عبدالحسین فرج پهلو، دکتر مرتضی کوکبی، دکتر جعفر مهرداد
ویراستار: آرزو تجلی
ترجمه چکیده ها: دکتر مهرداد نیکنام طراحی و صفحه آرایی: شهره خوری
نمونه خوان: فریده خوش تراش پسندیده
ویرایش استنادی: فیروز رضایی فر
نظارت فنی: نصرت الله امیر آبادی
لیتوگرافی: راین گرافیک
چاپ و صحافی: پارس سهند
مدير داخلی : فرزانه شادان پور آدرس : تهران، میدان ونک، اتوبان شهید حقانی، بعد از ایستگاه مترو میرداماد، بلوار کتابخانه ملی، ساختمان جدید کتابخانه ملی ، دفتر فصلنامه کتاب صندوق پستی: 3693-15875 تلفن : 886444098-021 فاکس : 886444098-021 پست الکترونيکي : faslnameh@nlai.ir | |
| عوامل مهم در تعيين تيراژ كتاب، در چاپ اول و تجديد چاپ (آرش حجازي) |
|
صنعت نشر، همان طور كه از نامش پيداست، در وهلهي نخست، يك صنعت است، يعني محصول يا محصولاتي را با تعداد معيني توليد ميكند، بهفروش ميرساند، و از نتيجهي اين اقدامات، سود ميبرد. بنابراين تمام اصول اقتصادي حاكم بر صنعت، بر نشر كتاب نيز حاكم است. متأسفانه اغلب ناشران، بهدلايل مختلف، به اصول اقتصادي فعاليت صنعتي توجه نميكنند كه منجر به زيانبار شدن توليد ميشود. يكي از مهمترين عوامل اقتصادي تعيينكننده در صنعت نشر، پس از انتخاب كتابي كه قرار است منتشر شود، تيراژ يا شمارگان كتاب است. تمام ناشران، هنگام چاپ اول يا تجديد چاپ اثري، با اين سؤال روبهرويند كه «اين كتاب را به چه تعدادي منتشر كنم كه مقرون بهصرفه باشد.» سادهترين پاسخي كه به ذهن ميرسد، اين است كه «هرچه بيشتر چاپ كنيم، قيمت تمام شدهي هر نسخه كمتر، و بنابراين سودآوري بيشتر ميشود!» اما اين نتيجهگيري اغلب درست نيست، چرا كه بسياري از ناشران در هنگام محاسبهي تيراژ و تعيين قيمت، به توازن عرضه و تقاضا، هزينههاي سربار و ركود سرمايه توجهي ندارند.
ناشر چارهاي ندارد جز آنكه پيش از اقدام به چاپ كتاب، تيراژ آن را تعيين كند. چرا كه هزينههاي توليد كتاب در مرحلهي چاپ، نه بر اساس يك نسخه، كه بر مبناي تعداد نسخي تعيين ميشود كه قرار است در هر چاپ توليد شود. تعيين تيراژ يكي از مهمترين تصميمهاي ناشر در هنگام انتشار كتاب است. اگر ناشر كتاب را در كمتر از تيراژ مطلوب توليد كند، هزينهي تجديد چاپ كتاب، زودتر از زمان مناسب پيش ميآيد و به هزينههاي اضافي منجر ميشود. اگر بيشتر از تيراژ مطلوب چاپ شود، هزينههاي تجميعشدهي حبس سرمايه، قيمت تمام شدهي نسخههاي بيشتر از تيراژ مطلوب را بيشتر از هزينهي تجديد چاپ آن ميكند. هنگام تصميمگيري در مورد تيراژ و قيمت كتاب، ناشر بايد به دو عامل مهم «هزينه» و «عرضه و تقاضا» توجه داشته باشد. |
اريك (Eric) – مركز اطلاع رساني منابع آموزشي – يك كتابخانه ديجيتالي اينترنتي در عرصه اطلاع رساني وتحقيقات آموزشي است كه حامي آن مؤسسه علوم آموزشي (IES) از وزارت آموزش (وپرورش ) آمريكاست .
اريك ، دسترسي كاربران را به سوابق ِكتابشناسي ِ ادبيات مجله اي و غير مجله اي كه از سال 1966 تاكنون نمايه بندي شده اند ، ميسر و ممكن مي سازد . اريك در ضمن حاوي مجموعه اي در حال رشدي از مطالب تمام متن مي باشد
با وجود مزاياي بسيار زياد كتابهاي الكترونيكي براي سايت هاي اينترنتي تجاري بسياري از افراد هنوز نمي دانند چگونه مي توان از اين ابزار بازاريابي در سايت خود استفاده كنند. در اين مقاله پاسخ تعدادي از پرسشهاي متداول در زمينه كتابهاي الكترونيكي ارائه شده است:
1- ساختن يك كتاب الكترونيكي چقدر هزينه دارد؟
سال اول. شماره دوم. تابستان 86
توليد يك كتاب الكترونيكي بسيار ارزان است. هزينه آن تنها مربوط به خريد نرم افزار آن مي باشد. البته از نرم افزارهاي رايگان هم مي توانيد استفاده نماييد. البته اگر يكي از آن نرم افزارها را خريداري نماييد مي توانيد صد ها كتاب الكترونيكي با آن بسازيد.
2- براي ساختن يك كتاب الكترونيكي از چه فرمت فايلي استفاده كنيم؟
امروزه فرمت هاي زيادي در اينترنت رواج دارند. اما اكثر سايت هاي اينترنتي و به خصوص فروشگاههاي اينترنتي كتاب هاي الكترونيكي PDF و HTML اجرايي شده را عرضه مي كنند. اگر شما صفحات كتابتان را با فرمت HTML بسازيد به سادگي مي توانيد آن را به فايل EXE تبديل كنيد. همچنين تبديل فايل HTML به PDF نيز به سادگي امكان پذير است. انتخاب فرمت HTML يا PDF بستگي به نوع كتاب شما دارد.
3- آيا براي تعداد صفحات يك كتاب الكترونيكي توصيه اي شده است؟
جواب اين سؤال بستگي به موضوع كتاب شما دارد. تعداد صفحات مي تواند از چند صفحه تا بيش از 100 صفحه باشد. مهم اين است كه مطالب خود را درست ارائه دهيد. هرگز بيخود كتاب خود را طولاني نكنيد. طولاني بودن يك كتاب نشان دهنده خوب بودن آن نيست.
4- براي ساختن يك كتاب الكترونيكي به چه چيزي نياز دارم؟
فقط به يك واژه پرداز يا توليد كننده فايل HTML، به همراه يك نرم افزار سازنده كتاب الكترونيكي. براي كارهاي گرافيكي نيز به يك نرم افزار گرافيكي نياز داريد.
5- آيا ساختن يك كتاب الكترونيكي دشوار است؟
ساختن كتاب الكترونيكي هرگز دشوار نيست. ساختن يك كتاب الكترونيكي عبارت است از تايپ مطالب، ساخت فايل HTML، و كامپايل به فايل نهايي توسط يك نرم افزار.
6- آيا كتابهاي الكترونيكي رايج هستند؟
كتاب الكترونيكي يك پديده جديد اينترنت است كه روز به روز بر ميزان محبوبيت و استفاده از آن افزوده مي شود. هدف اصلي استفاده از اينترنت، جستجو براي اطلاعات است. پس هميشه يك بازار براي محصولات اطلاعاتي وجود دارد. زيبايي كتاب الكترونيكي اين است كه خواننده مي تواند به سرعت اطلاعات را دريافت كند، آن را بر روي كامپيوتر خود نگه دارد و بعداً هم مطالعه نمايد. اگر كتاب الكترونيكي را خريداري نمايد نياز به يك ماه وقت براي رسيدن كتاب ندارد.
7- آيا استفاده از كتاب الكترونيكي يك روش زودگذر است؟
كتاب الكترونيكي يك فرصت براي نويسندگان و كارآفرينان است. راحتي ساخت و انتشار كتاب الكترونيكي يك ايده آل است. كتابهاي الكترونيكي فعلاً ماندگار هستند.
8- از چه نرم افزاري براي ساختن كتاب الكترونيكي استفاده كنيم؟
نرم افزارهاي زيادي وجود دارند كه مي توانيد از آنها استفاده كنيد. هر كدام قابليت ها، مزايا و معايبي دارند كه با توجه به موضوع كتاب و هدفي كه شما داريد مي توانيد آن ها را انتخاب نماييد. قيمت نرم افزارها، قابليتهاي مختلف از جمله جستجو در كتاب، راحتي كار با نرم افزار و ساير عوامل ممكن است در انتخاب شما تأثير بگذارند. براي انتخاب يك نرم افزار مناسب نگاهي به سايت ebookcompilers.com بيندازيد.
9- چگونه كتاب خود را در اينترنت انتشار دهيم؟
سايت هاي زيادي وجود دارند كه كتاب الكترونيكي شما را به رايگان در اينترنت انتشار مي دهند. اكثر سايت هايي كه كتاب هاي الكترونيكي رايگان ارائه مي كنند به شما اجازه مي دهند كه كتاب الكترونيكي خود را براي آنها ارسال كنيد.
www.karafariny.com
ترجمه: طاهره كرمي
چگونه مي توان از وبلاگها در خدمات كتابداري و اطلاع رساني استفاده كرد؟
وبلاگها را اساسا بعنوان يك سرويس آگاهي رساني حرفه اي تلقي مي كنم. با در نظر گرفتن خدمات Rss مربوط به آن كه يك تكنولوژي جهت افزايش استفاده از وبلاگها است، در اين مقاله برآنم كه بصورت وسيع تر، به وبلاگها بعنوان يك منبع اطلاعاتي در خدمات كتابداري و اطلاع رساني، نگاه مختصري بيندازم.
جهت دوره كردن رئوس مطالب؛يك وبلاگ يك صفحه وب روزآمد است كه معمولا توسط يك شخص بوجود مي آيد و غالبا اطلاعات آن شخصي است و به شكل روزانه و بر اساس ترتيب تاريخي مطالب و به صورت طبيعي توسط نرم افزار خاصي تنظيم مي شود.مدخلهاي آن كوتاهند و هر چند ساعت يك بار يا بندرت هر چند روز يكبار روزآمد مي شود.محتوي آن موضوعي است و وبلاگها مي توانند نقطه نظرات مخصوص و حتي شخصيتي داشته باشند.
سال اول.شماره اول.بهار86
معمولا يك وبلاگ يك اتوبيوگرافي روزانه،گزارش فعاليتها و گاهي علايق شخصي است[2] (مانند Memex1.1 كه بوسيله آكادمي روزنامه نگاري john naughtonتهيه مي شود) . اما غالبا ارزش محدود شده اي دارد؛چون هر كسي مي تواند نظراتش را منعكس كند.به هر حال ممكن است دنياي آنها جالب باشديانباشد.بيشترين فايده آن مي تواند براي كساني باشد كه مطالب عمومي را گزارش داده و در مورد آنها نظر مي دهند مثل وبلاگ نويسان بغداد[3] كه پس از تجاوز به عراق شروع به گزارش نويسي كردند اما آيا بايد كارآنها را وبلاگ نويسي ناميد يا حضور در زمينه جنگ؟ وبلاگهاي آنها شامل يك ركورد روزانه از پستهاي آمريكايي11/9 [4] و تاثيرآن بر جهان، بعلاوه ي مواد مختلفي از منابع خبري بودند؛اين موارد مي تواند بعنوان روزنامه نگاري تلقي شود وبرخي افراد اين شيوه روزنامه نگاري را به بحث گذاشته اند ؛ در اين شيوه هر كسي بايد قادر به توصيف وقايع ،بدون دخالت ويراستاران ، با تكيه بر هر نقد بعنوان كنترل كيفيت، باشد. ساير اخبار مربوط به وبلاگها ممكن است محتوي حرفه اي داشته باشند مثل: عوامل توسعه اقتصادي(اطلاعات و دانش در موارديكه توسعه اقتصادي در راس امور است)[5] و وبلاگ گوگل[6] .
تعداد زيادي از وبلاگهاشامل ليستي از مقالات جالب مجلات، قسمتهايي از وبلاگها و وب سايتهاي ديگر و... همراه با نظرات ديگران،در يك زمينه موضوعي هستند كه كامپايلر به آنها بر مي خورد مثل مجله الكترونيكيDan Gillmor در زمينه تكنولوژي[7] ،(اخبار، نقدها)يا مجله Things (اخبار نوشته شده در موضوعات،گذشته،حال و آينده آنها)[8] .موارد ديگر مي تواند ليستي از منابع جديد وب باشد مثل منابع مواد آموزشي مهندسي از مركز آموزش مواد در انگلستان [9]يا "Marylaine block's long –established neat new staff" كه من اين هفته روي وب پيدا كردم[10].
موارديكه معمولا در يك وبلاگ ديده مي شود عبارتنداز:
1-يك آرشيو از آيتم هاي گذشته (كه ممكن است قابليت جستجو داشته باشد)؛
2- توانايي خوانندگان جهت نظر دهي روي مطالب وبلاگ؛نظرات مي توانند جامع باشند.در اين قسمت مي توان به وبلاگهاي مربوط ،يا فقط به آنها يي كه به نظر نويسنده جالب هستند، لينك داد.مطالب ممكن است در قالب دسته بنديهايي ظاهر شوند.
يافتن و جستجوي وبلاگها
تعداد زيادي راهنماههاي عمومي وبلاگها مانند:Blograma وجود دارد[11](تا زمانيكه من اين مقاله را نوشتم تقريبا 8000 وبلاگ ليست شده بود) و راهنماهايي كه راهنما ها را ليست مي كنند:(Fagan finderشامل: وبلاگها، مجلات و Rss )[12]. هر دوي راهنماههاي ياهو[13] و Open Directory[14] بخشهاي اختصاصي براي وبلاگها دارند. راهنماههاامكان تورق با موضوع و يا جستجوي توصيفي را دارند.
موتورهاي جستجوي مهم مانند google و alltheweb و موتورهاي جستجوي تخصصي تر مثل Daypop[15] محتوي وبلاگهارا در نتايج جستجوي خودقرار مي دهند اگر چه بستگي به اين دارد كه نتايج جستجوشامل مداخل وبلاگها باشد يا اينكه تحت الشعاع تعداد بسيار زياد صفحات وب قرار گيرند.
اگر دقيق تر به كاربرد وبلاگها نگاه كنيم،سه راه عمده وجود دارد كه از وبلاگها مي توان استفاده كرد:1- استفاده شخصي كتابداران براي روزآمد كردن اطلاعات؛2- بعنوان منابعي براي توجه كاربران؛ 3- بعنوان راهي جهت تهيه اطلاعات در مورد كتابخانه ها و خدمات آنها.
وبلاگها پيشتر توسط كتابداران در ايالات متحده آمريكا مورد استفاده قرار گرفته اند، مثلا ميتوان از وبلاگ Gary Prices resourceshelf [16]نام برد كه منابع و مقالات جديد و خواندني را در انگلستان شناسايي كرده و معرفي مي كند،حتي قبل از اينكه اين منابع در اينجا(انگلستان) شناخته شوند. به هر حال تعداد زيادي از وبلاگهاي مفيد در انگلستان وجود دارند مانند[17] paul pedley در زمينه انتشارات حقوقي موثر بر كار اطلاعاتي، وبلاگ سواد اطلاعاتي[18] Sheila webber يا phil Bradley[19] ستون نويس update كه شخصي ترين آنهاست.شما حتي مي توانيد برخي از سيستمهايي را پيدا كنيد كه كتابداران در جريان آن كار مي كنند مثل:mike gardner's metalib stuff .[20]
پيتر اسكات از كتابخانهsoskatchewan ليستي از وبلاگهاي كتابداري از سراسر دنيا را نگهداري مي كند[21].او همچنين وبلاگ خودش رادر مورد وقايع و فعاليتهاي كتابخانه تهيه مي كند[22] و خلاصه وبلاگ را بهمراه اطلاعات گسترده اي در مورد وبلاگها و Rss شامل اخبار و ابزار و راهنماهها منتشر مي كند.
كتابخانه ها بايد كاربران خود را به وبلاگهاي مناسب راهنمايي كنند، همانگونه كه براي وب سايتها و ليستهاي بحث گروهي اين كاررا انجام مي دهند؛اگرچه تعيين ارزش آنها مشكلتر است و اينكه برخي از آنها درجه جدي بودن مطالبشان پايين است. يك فيلتر اوليه ي ناهنجار ممكن است ناديده گرفته شوداما با افزودن عناويني مثل:Hate vodka و Greed تا حد زيادي راهنمايي شده و داراي يك تمركز واضحي مي شوند،نسبت به وقتيكه بيشتر انتخابها شخصي باشند،اگرچه در اين مورد كوته فكري كردن بسيار مشكل است اما به خوانندگان وبلاگها بستگي دارد.
كتابخانه ها و وبلاگها
هنوز تعداد كمي كتابخانه در انگلستان وجود دارند كه داراي وبلاگ شخصي هستند؛ معروفترين آنها وبلاگ Gateshead's مي باشد كه در اين راه پيشقدم بوده است[23]. وبلاگهاي كتابخانه ها بر اساس مقاصد خود مي توانند اهداف متنوعي داشته باشند.ارزيابي نيازهاي اوليه مهم است و اطمينان از اينكه وبلاگ فرم مناسب براي ارتباطات است.ساير احتمالات ميتوانند شامل اينها باشد:
1- راهنمايي كاربران به منابع جالب، اخبار يا منابع مفيد؛
2- نظردادن در مورد فعاليتها و وقايع ملي، محلي در حوزه IT ، كتاب و دنياي كتابخانه ها؛
3- تهيه اخبار از خدمات كتابداري و اطلاع رساني؛ و
4- تقاضاي بازخورد يا نظرات و معمولا كمك كتابخانه در به كارگيري كاربرانش؛خصوصا آنها كه تا به حال كتابخانه را به صورت فيزيكي نديده اند[24].
نگهداري از تغيير محتوي براي ابقائ علايق خوانندگان مهم است.با اينكه ما تمايل داريم در مورد وبلاگها بعنوان يك پديده ي عمومي فكر كنيم،محدوديتهاي شبكه اينترنت؛ اگر انتشارات ما محرمانه باشند؛ وجود ندارد.
عامل كليدي كه وبلاگ نويسي را آنقدر عمومي كرده اين است كه ايجاد يك وبلاگ بسيار ساده است و بر خلاف تهيه صفحات وب نياز به مهارتهاي HTML ندارد.نرم افزار مورد استفاده چهارچوبهايي با طراحي هاي مختلف و به شكلهاي انتخابي تهيه مي كند كه قادر به ايجاد يك وبلاگ در عرض چند دقيقه است.ضمنا كاربران با مهارتهاي HTML مي توانند اين موارد را تغيير دهند؛ از جمله اينكه:رنگها را تغيير دهند، يك لوگو اضافه كنند، جدول بندي را تغيير دهند يا حتي خودشان چهارچوبي جديد تهيه كنند. مداخل وبلاگ معمولا بوسيله وارد كردن متن در باكس هاي مخصوص ايجاد مي شوند، ضمنا ممكن است راههاي ساده تري هم براي ايجاد لينكها يا گرفتن شكل بندي متن وجود داشته باشد. نرم افزار وبلاگ نويسي مي تواند در يك سرور وب محلي باشد يا بوسيله تهيه كننده و ميزباني بوسيله آنها يا صفحات FTP براي يك سرور محلي استفاده شود.نرم افزار همچنين مي تواند بصورت رايگان باشد يا با پرداخت كمي پول مي توان از برخي مزاياي خاص نرم افزار ها استفاده كرد.برخي سازمانها ترجيح مي دهند كه خودشان نرم افزار ايجاد كنند.
بنابراين از نظر تكنيكي هيچ دليل براي يك سازمان وجود ندارد كه وبلاگ نداشته باشد؛ سهولت استفاده به معني سهيم شدن در ارائه اطلاعات هيچ محدوديتي با اعتماد به گستردگي شبكه ندارد. و در برخي وبلاگهاي سازماني محتوي مي تواند از طرف طيف وسيعي از مردم ارائه شود.اگر شما قصد داريد كه وبلاگ كاملا متعلق به خودتان باشد پس در راهنماهايي كه در بالا معرفي شدند برخي ابزارهاي وبلاگ نويسي وجود دارد سعي كنيد از برخي از آنها كه رايگان هم هستند استفاده كنيد.
گردآوري اخبار و خدماتRss
شما مي توانيد بخوانيد و علامت بزنيد؛ وبلاگها مثل هر صفحه وب هستند و برخي از آنها بوسيله Email هم قابل دريافت اند،اما اگر مي خواهيد تعداد زيادي از آنها را بازنگري كنيد استفاده از گردآورنده اخبار براي دسترسي به آنها آسانتر است. اين برنامه ها از تكنولوژيRss (RDF Site Summary يا Rich Site Summary يا Rich Simple Syndication )[25,26] استفاده مي كنند.اين تكنولوژي يك برچسبXML براي يك صفحه است كه به شماره اجازه مي دهد محتوي يا سرخط اخبار يك وبلاگ يا اخبار ساير سايتها را بصورت اتوماتيك به صفحه هاي وب ديگر منتقل كنيد.بنابراين شماممكن است وب سايتي را ببينيد كه شامل سرخط هايي از سايت BBC با لينكهايي به كل مطلب است.
گردآورندگان اخبار(newsfeeds ) خدماتي هستند كه با استفاده از تكنولوژيRss به شما اجازه مي دهند تا بوسيله يك صفحه تعداد زيادي منابع را دريافت كنيد. اينها مي توانند به وبلاگها يا وب سايتهاي قابل تغيير ديگر مثل راهنماههاي وب سايتها يا مواد آموزشي، روزنامه هاي محلي، ملي و اخبار راديويي، خبر نامه هاي موضوعي تخصي ومانند آن اضافه شوند. اخبار موجود ممكن است كاملا علمي باشند مثل اخبار BBC درمورد تجارت الترونيكي.شما منابعي را انتخاب كرده و از ليست هزاران خدمات موجود در آنها درخواست خود را مي دهيد و آخرين سرخط اخبار را و گاهي كل متن را از موارد انتخابي خود مي بينيد.
سر خط ها مرتبا همراه با آخرين مشاهدات شما در هر زماني كه وارد سايت يا وبلاگ مي شويد، روزآمد مي شوند.شما مي توانيد ديگر منابعي را كه به آنها بر خورد مي كنيد و در ليست موجود نيستند به آنها اضافه كنيد.(يك آيكن نارنجي رنگ xml يا Rss در يك وب سايت نشان دهنده وجود يك feed است)يك گردآورنده اطلاعات ممكن است نرم افزاري باشد كه شما از اينترنت گرفته و روي كامپيوتر شخصي خود نصب كرده ايد؛ مثلAmphetadesk[27] و FeedReader[28] يا سرويس مبتني بر وب باشد مانند:Blogline[29] , MyFeedster[30] NewsIsFree[31],، Syndic[32] كه مي تواند از هر جايي استفاده شود.برخي به شما اجازه خواهند داد كه محتوي وبلاگ خودتان را جستجو كنيد يا از تمام خدمات آن استفاده كنيد.شما اغلب مي توانيد اين جستجوها را به عناوين ساير منابع كه تنها در وقت استراحت شما روزآمد شده اند،اضافه كنيد .برخي گردآورندگان اطلاعات مي توانند بوسيلهemail شما را از وجود چنين منابعي مطلع كنند. اين براي جستجوهاي ذخيره شده و برخي وبلاگها مفيداست ولي براي تغييرات سريع در اخبار سايتهايي مثلBBC توصيه نمي شود.براستي بسيار آسان است،كه شما فقط منابعي را كه بنظرتان جالب تر است انتخاب كنيد وسپس سراغ ساير منابع برويد.و اگر شما چند روز مطالب خود را چك نكنيد ممكن است صدها مورد براي ديدن داشته باشيد بنابراين ممكن است نياز به به اصلاح در مورد مطالبي كه مي خوانيد داشته باشيد.
گردآورندگان اخبار تمايل به استفاده بصورت شخصي دارند تا بعنوان يك سرويس كتابخانه اي ، ولي تعدادي از آنها در زمينه هاي تخصصي هم وجود دارند براي مثال: EEVL OneStep Jobs[33] كه تقاضاهاي استخدام كارهاي تكنولوژيكي را با هم از تمام منابع پيوسته جمعآوري مي كند.چنين گردآورنده هايي ممكن است شامل صفحات وب تخصصي يا منابع سازماني باشند. كتابخانه ها مي تواننند از اين تكنولوژي براي علايق خاص جامعه استفاده كننده از وبلاگهاي خود جهت جستجو كردن استفاده كنند،هم بصورت فردي و هم بعنوان گردآورنده اي براي كنارهم قراردادن گروهي ازگردآورندگان مربوط بهم .ناشران محتوي خدمات خودرا بوسيله يRss توسعه مي دهند، بنابراين واضح است كه پتانسيلي براي خدمات جديد به كاربران وجود دارد.
اين يك نظر شتابزده است، امادر برخي از منابع دنبال مي شود؛ببينيد ديگران چه كاري كرده اند و درنظر بگيريد آيا خدمات شما مي توانست از"انقلاب وبلاگ نويسي" مناسب باشد.
منبع: journal.blogfa.com
در سال 1310 هجري خورشيدي كتابخانه اي اختصاصي در ساختمان مركزي وزارت امورخارجه تاسيس گرديد تا شرايط لازم براي مطالعه و پژوهش در حوزه هاي سياسي ، تاريخي، حقوقي، اقتصادي و اجتماعي را براي كارمندان و منتسبين وزارت امورخارجه فراهم سازد. پس از تشكيل دفتر مطالعات سياسي و بين المللي ، كتابخانه ديگري در اين مركز مطالعاتي ايجاد شد كه وظيفه خدمت رساني به پژوهشگران و كارشناسان اين مركز را به عهده گرفت.
سال اول. شماره دوم. تابستان 86
با گسترش روزافزون علوم اطلاع رساني و لزوم بهره مندي كارشناسان وزارت امورخارجه و مجموعه دانش پژوهان و اساتيد حوزه علوم سياسي و روابط بين الملل از آخرين دستاوردهاي علمي ، وزارت امورخارجه برآن شد كه با گردآوري و ساماندهي منابع نوشتاري و ديداري ـ شنيداري و با بهره گيري از امكانات فناوري نوين اطلاع رساني و اتصال به شبكه هاي اطلاعاتي داخلي و بين المللي ، كتابخانه اي مجهز و تخصصي تاسيس نمايد كه علاوه بر پاسداشت دستاوردهاي گذشته، نظام اطلاع رساني خود را روزآمد نمايد. بدينسان كتابخانه تخصصي وزارت امورخارجه در شكل جديد و حوزه اي وسيع تر در مهرماه 1378 تاسيس گرديد.
مديريت ارشد وزارت امورخارجه با روشن بيني ، كتابخانه مذكور را به روي دانشجويان ، اساتيد و دانش پژوهان كشور گشود.
اينك كتابخانه تخصصي وزارت امورخارجه با دو مجموعه كتابخانه اي شهيد رجايي واقع در ساختمان شماره 8 وزارت امورخارجه كه نسل جديد كتابخانه مركزي سابق است از يك سو و مجموعه نوين خود واقع در محل معاونت پژوهشي واقع در خيابان شهيد باهنر مشغول خدمت رساني به كادر وزارت امورخارجه و جامعه پژوهشگران كشور است.
1- سيستم كتابخانه :
سيستم طبقه بندي منابع كتابخانه با استفاده از رده بندي كتابخانه كنگره ( LC ) است و دامنه موضوعي آن عبارتند از : علوم سياسي ، روابط بين الملل، تاريخ ، جغرافيا، فلسفه، اديان، علوم اجتماعي و …. كه با مخزن باز اداره مي شود و كاربران محترم به سهولت به كتابها دسترسي دارند.
كتابخانه تخصصي وزارت امورخارجه در دو مجموعه كتابخانه اي خود خدمات زير را ارائه مي نمايد
2-امانت:
ارائه خدمات مربوط به عضويت ، امانت ، بازگشت ، رزرو و تمديد مدت در اين قسمت انجام مي شود. لازم به ذكر است كه امانت كتاب از هر مجموعه توسط مجموعه ديگر براي كاركنان وزارت امورخارجه امكان پذير مي باشد.
3- خدمات اطلاع رساني :
بخش جستجوي منابع به كاربران اين امكان را مي دهد تا علاوه بر جستجوي مطالب خود از طريق پايگاههاي داخلي يا اتصال به شبكه جهاني اينترنت به جديدترين و روزآمدترين اطلاعات دسترسي داشته و در صورت نياز ، منابع يافت شده را چاپ نمايند.
4- خدمات نشريات:
الف ـ كتابخانه تخصصي ( شهيد رجايي) : نشريات مجموعه شهيد رجايي شامل نشريه فارسي 125 عنوان ، نشريه لاتين 79 عنوان ،روزنامه فارسي 38 عنوان ، روزنامه لاتين 10 عنوان وروزنامه عربي 2 عنوان مي باشد.
ب ـ كتابخانه تخصصي ( شهيد باهنر): مجموعه شهيد باهنر در دو بخش نشريات جاري و آرشيو فعال است. اعضاء محترم مي توانند منابع جاري اعم از روزنامه و نشريات را با مراجعه به طبقه همكف و منابع دوره هاي گذشته و منابع خاص را بامراجعه به طبقه منهاي يك مورد مطالعه قرار دهند.
نشريات جاري عبارتند از : نشريات فارسي 69 عنوان، نشريات عربي 15 عنوان ، نشريات لاتين 58 عنوان، روزنامه فارسي 32 عنوان، روزنامه انگليسي 4 عنوان و روزنامه عربي 2 عنوان .
بخش آرشيو: اين بخش منابع متعددي را در بر مي گيرد كه شامل موارد زير است:
- رساله هاي ارتقاء مقام، 1106 عنوان، كه توسط كارمندان وزارت امورخارجه تهيه گرديده است.
- پايان نامه هاي فارسي، 877 عنوان ،كه توسط دانشجويان دانشكده روابط بين الملل وزارت امورخارجه در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد نگاشته شده اند.
- پايان نامه هاي لاتين، 547 عنوان، توسط دانشجويان ايراني مقيم كشورهاي خارجي و در زمينه ايران نوشته شده است.
- نشريات فارسي، 416 عنوان
- نشريات لاتين، 1844 عنوان : نشريات لاتين به زبان هاي انگليسي ، آلماني ، فرانسه مي باشد
- روزنامه فارسي، 90 عنوان
- مجموعه معاهدات و مكاتبات دولت ايران با ساير دول
- مذاكرات مجلس قبل از انقلاب
- مجموعه قوانين و مقررات كشور قبل از انقلاب
5- خدمات مخازن:
الف - مخزن فارسي : مجموعه شهيد رجايي شامل 7822 عنوان كتاب و مجموعه شهيد باهنر شامل 34000 عنوان كتاب مي باشد. اين بخش بيشترين مراجعه كننده را دارا است.
ب- مخزن لاتين : مخزن لاتين مجموعه شهيد رجايي داراي 6355 عنوان كتاب و بيشتر به زبان انگليسي است تعداد كتابهاي لاتين مجموعه شهيد باهنر 33000 عنوان كتاب به زبانهاي مختلف از جمله انگليسي ، فرانسه ، آلماني ، روسي و …. در حوزه موضوعي كتابخانه مي باشد.
ج- مخزن مرجع: بخش مرجع كتابخانه تخصصي داراي 2500 عنوان كتاب در مجموعه شهيد رجايي و 8200 عنوان كتاب در مجموعه شهيد باهنر است.
كتابهاي مذكور به زبانهاي گوناگون ( فارسي ، انگليسي، عربي ، فرانسه ، آلماني و … ) است كه شامل انواع دايره المعارف ها ، فرهنگنامه ها ، دانشنامه ها، اطلس ها و …. مي باشد.
همچنين مجموعه شهيد باهنر در راستاي اشاعه اطلاعات در زمينه تاريخ ، فرهنگ ، هنر و ساير زمينه هاي وابسته در خصوص ايران و با توجه به موقعيت خاص كتابخانه تخصصي و حضور بازديدكنندگان داخلي و خارجي علاقمند به اين حوزه ، قسمت جداگانه اي را به كتابهاي ايران شناسي در بخش مرجع اختصاص داده است و در حال حاضر حدود 350 جلد كتاب در اين مجموعه قرار دارد كه در حال گسترش و توسعه است.
- مخزن عربي ( مجموعه شهيد باهنر) : بخش عربي تقريباً شامل 12000 جلد كتاب ( 5400 جلد كتاب فهرست شده و بقيه فهرست نشده ) مي باشد كه از انتشارات مختلف كشورهاي عربي خريداري و برحسب موضوع طبقه بندي شده است .
- بخش ديداري - شنيداري ( مجموعه شهيد باهنر) : اين بخش شامل سه مجموعه مستقل مي باشد كه عبارتند از :
فيلم هاي مستند و تاريخي بالغ بر 1300 حلقه بصورت VHSو DVD
CDهاي مرجع شامل فرهنگ لغات ، دائره المعارف ها ، منابع ايرانشناسي، آموزشي و مطالعات آماري در حدود 400 حلقه CD
كتابهاي شنيداري و آموزشي شامل مجموعه نوارهاي كاست از آثار برجسته ادبي جهان و آموزش زبانهاي مختلف بالغ بر 250 نوار صوتي
مي باشد.
كاربران مي توانند با مراجعه به آدرس سايت كتابخانه تخصصي مشخصات و چكيده منابع ديداري - شنيداري را ملاحظه كرده و براي سفارش اقدام كنند.
6- نسخه هاي خطي و چاپ سنگي:
- بخش نسخه هاي خطي و چاپ سنگي كتابخانه تخصصي وزارت امورخارجه داراي گنجينه اي با ارزش از نسخه هاي خطي و اسناد ، كتاب هاي چاپ سنگي به زبانهاي فارسي ، عربي، تركي و لاتين مي باشد كه در طول ساليان فراهم آمده است. اين گنجينه بالغ بر 1000 جلد نسخه خطي است كه در ميان آنها شماري از مجلات با ارزش ماوراء النهري شامل 64 مجلد وجود دارد . كتب چاپ سنگي نيز كه بالغ بر 2000 جلد مي باشد عموماً چاپ چاپخانه هاي معروفي از هند ، پاكستان ، تركيه ، مصر و ايران مي باشد.
قديمي ترين نسخه فارسي آن نسخه اي از بهارستان جامي و متعلق به قرن 10 ق است و قديمي ترين نسخه عربي موجود در كتابخانه " منها ج المحدثين " نام دارد و كتابت آن متعلق به 694 ق است. قديمي ترين نسخه با جلد ماوراء النهري " حاشيه بر شرح كلمه العين " با تاريخ كتابت 896 ق مي باشد.
اين كتب هم اكنون در دست فهرست نويسي و عكس برداري هستند تا در قالب خدمات الكترونيكي در معرض استفاده پژوهشگران قرار گيرد.
7- نشريه اطلاع رساني :
با آغاز فعاليت كتابخانه تخصصي ، يكي از مهمترين اهداف اين مركز اشاعه اطلاعات در كوتاهترين زمان ممكن بوده است در جهت تحقق اين هدف فصلنامه اطلاع رساني كتابخانه كار خود را از سال 1380 به صورت چاپي آغاز نمود . با گذشت زمان و با افزايش اطلاعات و ضرورت سرعت بخشيدن و كاستن هزينه هاي مربوطه ، از سال 1385 نشريه مذكور در قالب ماهنامه در آمده و با استفاده از امكانات موجود ، نسخه الكترونيكي آن توليد گرديد. اين نشريه كه رسالت ارائه چكيده جديدترين منابع فارسي ، لاتين و عربي واصله به كتابخانه تخصصي را بر عهده دارد، به دليل روزآمد بودن منابع آن مورد توجه محافل علمي قرار گرفته است . اين نشريه به آدرس E- mail كاربران كتابخانه تخصصي ارسال مي گردد و سپس در سايت كتابخانه تخصصي قابل بازيابي است.
8- جايگاه ويژه كتابهاي لانكامرر:
فردريش لانكامرر ، سال 1302 شمسي از پدري آلماني و مادري ايراني و ارمني از اهل جلفاي اصفهان در برلين ديده به جهان گشود. مجموعه صحافي هاي هنري وي هم از نظر شكل ، انتخاب رنگ ، تزيين عطف و انتخاب حروف مجموعه با ارزشي تلقي مي شود. كتابخانه شخصي لانكامرر كه بالغ بر 2000 جلد كتاب به زبان هاي فارسي ، انگليسي ، فرانسه و آلماني است توسط وزارت امورخارجه خريداري گرديده و هم اكنون در مجموعه شهيد باهنر نگهداري مي شود.
منبع خبر فصلنامه اطلاع یایی و اطلاع رسانی
کتابخانه عمومی دارالقرآنکتابخانهای با بیش از 70 هزار جلد کتاب حسن غلامی کتاب به عنوان سرآمدترین و دیرپاترین ابزار اساسی فرهنگ وانتقال دانش و علوم است که رهاورد تمدنهای درخشان و ماندگار تاریخ را باز میتاباند و فرهنگ و تمدن ملتها را چون آیینهای شفاف فراروی آنها قرار میدهد. |