![]() |
|
كار تحقيقي را از چند ديدگاه ميتوان دستهبندي كرد. يكي از اين دستهبنديها ميتواند بر اساس محتواي اطلاعات كار تحقيقي باشد كه از اين منظر كار تحقيقي به چهار نوع تحقيقي، تحليلي، مروري و گردآوري تقسيم ميشوند: 1. كار تحقيقي تحقيقي (پژوهشي): برگرفته از تحقيقي است كه بهتازگي پايان يافته است و چون متكي بر يافتههاي تحقيقاتي است، گزارش تحقيق نيز به آن گفته ميشود. 2. كار تحقيقي تحليلي: اين نوع كار تحقيقي كه به نام كار تحقيقي نظري نيز شناخته ميشود، كار تحقيقياي است كه مؤلف با استفاده از منابع پژوهشي پيشين، نظرية خاصي را در حوزة كار خود مطرح مينمايد. در اين نوع كار تحقيقي نويسنده ممكن است نظريههاي قبلي را گسترش دهد، آنها را با استفاده از شواهد استحكام بخشد، آنها را بهشكل ديگري بيان كند يا آنها را مورد تأمل و ترديد قرار دهد. 3. كار تحقيقي مروري: اين كار تحقيقي به تحليل كلان و ارزيابي انتقادي نوشتههايي ميپردازد كه قبلاً منتشر شده است. مؤلف كار تحقيقي مروري از طريق مقولهبندي، يكپارچهسازي، و ارزشيابي متون منتشر شدة پيشين، سير پيشرفت پژوهشهاي جاري را در جهت روشن ساختن مسئلهاي مشخص دنبال ميكند. 4. كار تحقيقي گردآوري: اين نوع كار تحقيقي صرفاً به گردآوري و انعكاس نقطهنظرهاي مختلف مندرج در نوشتههاي مرتبط با موضوعي خاص ميپردازد و در واقع كار تازهاي را عرضه نميكند. تفاوت آن با كار تحقيقي تحليلي اين است كه به ارائه نظريه جديدي منتهي نميشود و نيز با كار تحقيقي مروري اين تفاوت را دارد كه الزاماً به سنجش و ارزيابي كليه آثار قبلي نميپردازد. البته علاوه بر 4 مورد ذكر شده، گونههاي ديگري از نوشتههاي مجلات وجود دارند كه از فراواني كمتري برخوردارند؛ نظير ياداشتهاي انتقادي، نقد و بررسي، گزارش كوتاه و... كه براي پرهيز از اطاله كلام از توضيح آنها خودداري ميشود (حري، 1380). با توجه به اينكه نوشته حاضر بيشتر بر كار تحقيقي تحقيقي تأكيد دارد، لازم است ابتدا اجزاء كار تحقيقي تحقيقي و در ادامه شيوه نوشتن اينگونه كار تحقيقيها مورد بحث و بررسي واقع شود. اجزاء كار تحقيقي عنوان عنوان هر اثر جلوهاي از هويت آن اثر است؛ خواه اثر هنري باشد يا علمي. عنوان فشردهاي منظبط از مطالب متن است (حري، 1380). عنوان بايد مختصر، گويا و جذاب باشد تا بتواند علاوه بر ايجاد انگيزه مطالعه در خواننده، او را در انتخاب كار تحقيقي مورد نيازش راهنمايي كند. چكيده چكيده خلاصه كوتاهي از كار تحقيقي همراه با نكات اصلي متن كار تحقيقي است و بهگونهاي تنظيم ميشود كه خواننده را در تصميمگيري براي مراجعه يا عدم مراجعه به اصل كار تحقيقي قادر ميسازد. محتواي چكيده حاوي مطالبي است كه نويسنده كار تحقيقي بر آنها تأكيد ورزيده است. طول چكيده معمولاً تابع نوع كار تحقيقي در دست چكيدهنويسي است (نشاط، ج 1). مقدمه مقدمه سرآغاز هر مطلب يا مبحث است و با اشاره به مسائل و مشكلات موجود در آن زمينه، يافتههاي قبلي در باره موضوع مورد بحث را به اختصار شرح ميدهد و در پايان به ارائه راهحل ميپردازد. درواقع پيوند ميان نويسنده و خواننده از طريق مقدمه صورت ميگيرد و ضروري است كه روان و جذاب باشد (ابوالحسني، 1381). متن اصلي متن يا بدنه اصلي كار تحقيقي شامل اهداف، روش كار، پيشينه پژوهش، محدوديتها و نارساييها، يافتهها و نتيجهگيري است. بنابر اين بايد پيام اصلي نويسنده را بهطور مفصل بيان كند به نحوي كه خواننده با مطالعه آن بتواند نتيجه مورد انتظار را دريافت نمايد. معمولاً پس از بدنه اصلي كار تحقيقي، يعني در پايان كار تحقيقي يا تحقيق از كساني كه در تهيه نوشته يا تحقيق به او كمك كردهاند تشكر و قدرداني ميكند. آخرين بخش كار تحقيقي فهرست مآخذ ميباشد. شيوه نوشتن كار تحقيقي براي نوشتن كار تحقيقي، بايد مراحل و اقداماتي بهصورت گام به گام طي كنيم كه در اينجا به بررسي آنها ميپردازيم: 1. مشخص كردن موضوع كلي . داشتن انگيزه لازم براي يافتن موضوع مناسب و توجه به نيازهاي جامعه از مسائل مهم در اين مرحله است. 2. بررسي و تحليل موضوع بهلحاظ ارزشمندي و امكانپذيري. براي ارزشيابي و امكانپذير بودن نگارش كار تحقيقي ميتوان چند سؤال طرح كرد: موضوع كار تحقيقي تا چه اندازه ارزشمند و بديع است؟ از چه جنبهاي و براي چه كساني مفيد خواهد بود؟ آيا تهيه چنين كار تحقيقياي امكانپذير است و موانع ومشكلات احتمالي انجام كار كدام است؟ در صورتي كه بتوانيم براي اين پرسشها پاسخي مناسب بيابيم، طبيعتاً مراحل نوشتن آسانتر خواهد بود. 3. طرحريزي مقدماتي و تدوين ساختار كلي تهيه فهرست مقدماتي مطالب، تهيه عنوان بخشهاي اصلي و فرعي، توجه به هدف و طيف مخاطبين، هماهنگي بين ساختار و نوع كار تحقيقي و مشورت با افراد صاحبنظر از مواردي است كه در اين مرحله بايد در نظر گرفته شود. 4. تعيين برنامه زماني براي انجام كار (مديريت زمان) زمانبندي مناسب و انجام مرحله به مرحله كارها از مسائلي است كه تهيه و تدوين كار تحقيقي را در مدت زمان از پيش تعيين شده امكانپذير ميسازد. 5. جستجو براي يافتن منابع اطلاعاتي پايه منابع اطلاعاتي پايه شامل دايرهالمعارفهاي موضوعي، خلاصه كار تحقيقي و... است. 6. جستجو براي يافتن اطلاعات مرتبط (تهيه كتابشناسي مقدماتي) پس از مطالعه و بررسي منابع پايه، با استفاده از برگهدان كتابخانه و يا از طريق جستجو در شبكههاي اطلاعاتي (اينترنت) ميتوان كتابشناسي اوليه را تهيه و منابع اطلاعاتي تخصصي را شناسايي و گردآوري كرد. 7. مطالعه منابع اطلاعاتي مهم و مرتبط براي محدود و مشخص كردن موضوع و رويكرد كار تحقيقي. با مطالعه منابع اطلاعاتي اصلي و كليدي ميتوان دامنه موضوعي را مشخص كرد. علاوه بر اين اعتبار و غناي كار تحقيقي بستگي به منابعي دارد كه مورد استفاده قرار ميگيرد. 8. مطالعه عميق منابع گردآوري شده و يادداشتبرداري هدفمند 9. مرتب كردن يادداشتها بر اساس فهرست مطالب و بازنگري و پالايش آنها 10. نوشتن متن كار تحقيقي (نسخه اوليه) بهتر است نوشتن كار تحقيقي با مطالب سادهتر شروع و از پرنويسي و اطاله كلام خودداري شود. توجه به هدف، ساختار و مخاطب و رعايت انسجام و پيوند منطقي ميان بخشها و پاراگرافها و رعايت آيين نگارش صحيح از نكات مهمي است كه نويسنده كار تحقيقي بايد به آن توجه كند. 11. مرور متن اوليه و اصلاح آن (تهيه نسخه دوم) بسياري از صاحبنظران پيشنهاد ميكنند كه پس از آماده شدن نسخه اوليه، يك يا چند روز كار تحقيقي را كنار بگذاريم و پس از آن به بررسي و مرور كار تحقيقي بپردازيم. هنگام بررسي كار تحقيقي بايد جملات و پارگرافهاي غير ضروري حذف شوند و نكات مهم كار تحقيقي در مقايسه با كار تحقيقي ديگر برجسته شود. توالي و ترتيب مطالب به درستي كنترل شود. 12. مشورت با افراد متخصص و صاحبنظر و اصلاح نهايي كار تحقيقي 13. تهيه و تدوين چكيده، كليدواژه، مقدمه و فهرست مآخذ و در پايان تهيه نسخه نهايي كار تحقيقي نكته قابل تأمل در اين مورد اين است كه تمام موارد ذكر شده در اين بند بايد پس از اتمام نوشتن متن اصلي صورت گيرد، و در واقع چكيده برگرفته از كل متن است، و مقدمه بر اساس متن نوشته شده تهيه ميگردد، در حاليكه گاهي اوقات برخي افراد در پاسخ به فراخوان كار تحقيقي سمينارها و كنفرانسها ابتدا چكيده يا خلاصه كار تحقيقي خود را تهيه و ارسال ميكنند و اگر چكيده كار تحقيقي مورد قبول برگزار كنندگان واقع شد اقدام به تهيه متن كامل كار تحقيقي ميكنند كه اين كار مسلماً ساختار و محتواي كار تحقيقي لطمه خواهد زد. همچنين در خصوص فهرست مآخذ بايد توجه داشت كه يكي از اصول اخلاقي و مهم در نگارش، استناد به منابع و مآخذي است كه در حين كار مورد استفاده قرار ميگيرد. استناد و ذكر منابع مورد استفاده علاوهبر ارج نهادن به آثار ديگران، باعث افزايش اعتبار و ارزش اثر خواهد شد. 14. انتخاب مجله مناسب و ارسال كار تحقيقي براي چاپ و انتشار آن (فتاحي، 1384). توجه به سابقه، درجه اعتبار ( علمي- پژوهشي، ترويجي و...) و خطمشي مجله (گرايش موضوعي)، مدت زمان انتظار براي چاپ كار تحقيقي، از نكاتي است كه هنگام انتخاب مجله بايد مد نظر گرفته شود. معيارهاي كنترل طرح و ساختار اوليه كار تحقيقي اگر بخواهيم بر اساس پژوهشي كه در حوزه موضوعي مورد علاقه خود انجام دادهايم، كار تحقيقي بنويسيم، ميتوانيم با طرح چند سؤال به ارزيابي طرح و ساختار اوليه كار تحقيقي بپردازيم. - دليل انجام تحقيق چه بود؟ - چه فرضيههايي مورد آزمايش قرار گرفتند و چه نتايجي بهدست آمد؟ - چه روشهايي مورد استفاده قرار گرفت و اطلاعات چگونه جمعآوري شد؟ - چه پيشنهادهايي براي انجام اينگونه پژوهشها در آينده وجود دارد؟ همانطور كه ميدانيم هر نويسندهاي به قصد چاپ و نشر كار تحقيقياش در مجلات معتبر دست به قلم برده و مطلبي را مينويسد. از طرف ديگر ميدانيم كه هر مجلهاي با توجه به خطمشي خود، كيفيت و محتواي كار تحقيقي دريافت شده را مورد بررسي و ارزشيابي قرار ميدهد. بنابراين بهتر است پرسشهايي كه از طرف داوران مجله براي ارزيابي كار تحقيقي مطرح ميشوند، پيشاپيش از سوي نويسنده مطرح و به آنها پاسخ مناسب داده شود. اين روش علاوه بر صيقل خوردن كار تحقيقي باعث ميشود تا نارساييهاي احتمالي آن برطرف شده و از استحكام لازم برخوردار گردد. كلام آخر براي نوشتن بايد از همين امروز شروع كرد. بنويسيد، بنويسيد، اصلاح كنيد و باز بنويسيد و اصلاح كنيد تا ترس از نوشتن را از بين برده و به مرحله ورزيدگي برسيد. هيچوقت انتظار نداشته باشيد كه بدون تمرين عملي، اولين نوشته شما بيعيب و نقص از كار درآيد و مطمئن باشيد نويسندگان سرشناسي كه امروز با آثار ارزشمند آنها آشنا هستيم نيز اين مراحل را گام به گام سپري كردهاند. بنابراين اگر ميخواهيد در اين راه موفقيتي كسب نماييد، بدون هيچ وقفه و ترديدي از همين حالا قلم را برداريد و شروع به نوشتن كنيد. سخن آخر اينكه بنويسيد، بنويسيد، اصلاح كنيد و باز بنويسيد منبع سایت موسسه فرهنگی واطلاع رسانی نمایه. + نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 23 آبان1386 و ساعت
9:15 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در دوشنبه 21 آبان1386 و ساعت
8:21 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت
12:58 بعد از ظهر |
۱- بايد تمامي مشخصات مربوط به متن پاياننامة تايپشده، اعم از مشخصات دانشجو، اساتيد راهنما و مشاور، عنوان پاياننامه و ... دقيقاً مطابق با پروپوزال تصويبشدة دانشجو باشد. براساس آييننامه، براي انجام هرگونه تغيير در مشخصات فوق، بايد قبلاً فرم مخصوص درخواست از ادارة آموزش دريافت شده و پس از تكميل توسط دانشجو و تأييد توسط استاد راهنما، در شوراي آموزشي پژوهشي دانشكدة پزشكي مورد تصويب قرار گيرد. 2- حروفچيني و صفحهآرايي بايد در برنامة ميكروسافت-وُرد (نسخههاي 2000، XP، 2003 يا جديدتر) انجام گيرد. تايپ در برنامههايي از قبيل زرنگار قابل قبول نيست. هنگام تسويه حساب، بايد آخرين نسخة كامپيوتريِ مربوط به پاياننامة اصلاحشده بهصورت يك فايل واحد (مشتمل بر خلاصة فارسي و انگليسي، صفحة عنوان، فهرست، تمامي فصلها، جداول، نمودارها، منابع و مآخذ و ...) بهانضمام دو فايل ديگر، يكي محتوي خلاصة فارسي و ديگري محتوي خلاصة انگليسي بر روي فلاپي يا CD تحویل واحد پژوهش و پاياننامهها گردد. 3- قلم متن پاياننامه بايد لوتوس يا كُمپسِت معمولي و اندازة آن 13 باشد. همچنين، فاصلة خطوط از هم يكونيم برابر است. فاصلة متن از كنارة صفحات عبارتند از 4 سانتيمتر ازپايين، 4 سانتيمتر از راست، 4 سانتيمتر از بالا و 2 سانتيمتر از چپ. نحوة قرارگيري صفحة خلاصة انگليسي و صفحة عنوان انگليسي در انتهاي پاياننامه همانند كتابهاي انگليسي است يعني اگر پاياننامه از آخر ورق زده شود، روي آنها بهطرف بالا قرار ميگيرد. بنابراين، در اين صفحات بايد فاصلة متن از طرف چپ 4 سانتيمتر و از طرف راست 2 سانتيمتر باشد. تذكر: كلية مطالب اين راهنما با رعايت اصول ذكر شده چاپ شده است. 4- كلية بخشهاي پاياننامه كاملاً ساده و بدون كادر بوده و سرصفحه و پانويس ندارند. قبل از شروع هر فصل و همچنين قبل از شروع بخش مراجع، يك صفحة سفيد بدون كادر كه شماره و نام فصل يا عنوان "مراجع" با اندازة درشت و خوانا در آن درج شده قرار ميگيرد. شمارة صفحات در پايين و وسط اوراق درج ميشوند. شروع شمارة صفحه از ابتداي فصل اول و پايان آن، انتهاي بخش مراجع ميباشد. صفحات سفيد عناوين فصول كه قبل از هر فصل قرار ميگيرند، نبايد شمارة صفحه داشته باشند. 5- تمامي بخشهاي پاياننامه (ازجمله جداول، نمودارها، شكلها، اعداد، شمارة صفحات و ...)، بايد كاملاً فارسي بوده و تاحد امكان از لغات فارسي استفاده شود مگر در مواردي كه معادل فارسي واضح و مصطلح براي آنها يافت نشود و يا استفاده از كلمة فارسي به مفهوم اصلي صدمه بزند تذكر: درمورد شكلها و نمودارهايي كه مربوط به تحقيق دانشجو نيستند و معمولاً در فصل مقدمه مورد استفاده قرار ميگيرند، ترجمة فارسي آنها الزامي نيست. واژة انگليسي معادل اصطلاح علمي بهكار برده شده را بايد در اولين محلي كه مورد استفاده قرار ميگيرد، بهصورت زيرنويس درج نمود. بهعنوان مثال: "اين تحقيق، يك كارآزمايي باليني كور دو سويه بهشمار ميرود." در مورد استفاده از كلمات اختصاري نيز بايد در اولين محل مورد استفاده، عنوان كامل اصطلاح نوشته شده و در جلوي آن، در داخل پرانتز كلمة اختصاري درج شود. در اين مورد نيز واژة كامل انگليسي را بايد بهصورت زيرنويس در پايين صفحه نوشت. مثلاً: "از آزمون ازدياد حساسيت تأخيري (آزمون DTH) براي ارزيابي عملكرد ايمني سلولي استفاده ميشود." بديهي است كه در محلهاي بعدي فقط كلمة اختصاري انگليسي نوشته ميشود. در متن، بايد نام اشخاص به فارسي نوشته شود و تلفظ انگليسي آن بهصورت زيرنويس (با ذكر شماره در متن و آوردن نام در پايين صفحه) نگاشته ميشود. مثلاً: "در تحقيقات دكتر روزنبرگ مشخص شد كه فاکتور اکتیوین مترشحه از غدد جنسی سبب پسروی این ناحیه ميشود [20]." البته لازم بهذكر است كه معمولاً ذكر نام محققين هيچ ضرورتي ندارد زيرا ميتوان با توجه به شمارة منبع كه در آخر جمله ميآيد و مراجعه به قسمت منابع، به مشخصات كامل محقق دست يافت مثلاً ميتوان مثال ذكر شده را بهصورت زير نوشت: "تحقيقات نشان دادهاند كه فاکتور اکتیوین مترشحه از غدد جنسی سبب پسروی این ناحیه ميشود [20]." 6- بايد صفحات بسماللهالرحمنالرحيم، صفحة عنوان، تقدير و تشكر و چكيدة فارسي، چكيدة انگليسي و صفحة عنوان انگليسي بدون شمارهصفحه باشند. در مورد فهرست، بهتر است از شمارهگذاري براساس حروف ابجد (الف، ب، ج، د، ه، ...) استفاده شود. شمارهگذاري اصلي از ابتداي فصل اول (مقدمه) شروع ميشود. 7- كلية جداول، نمودارها و شكلها بهطور جداگانه (جداول جدا، شكلها جدا و نمودارها جداگانه) و بهترتيب شمارهگذاري ميشوند. شمارهگذاري بهاين طريق است كه ابتدا شمارة فصل و بعد شمارة ترتيب قرارگيري ذكر ميشود. مثلاً پنجمين شكل مورد استفاده در فصل دوم بهصورت "شكل 2-5: ..." شمارهگذاري ميگردد. بعد از شمارة شكل، توضيح مختصري از محتويات شكل، نمودار يا جدول ارائه ميشود. عناوين توضيح جداول در بالاي جدول نوشته ميشوند و عناوين توضيح نمودارها و شكلها در زير نمودار يا شكل درج ميشوند. 8- ضمائم پاياننامه با حروف ابجد شمارهگذاري ميشوند. شكلها و جداول موجود در هر ضميمه نيز با توجه به شمارة ضميمه، شمارهگذاري خواهند شد. مثلاً سومين جدول موجود در ضميمة ج بهصورت "جدول ج-3: ..." شمارهگذاري ميگردد. 9- روابط رياضي و فرمولها نيز با توجه به فصل مربوطه و ترتيب قرارگيري، شمارهگذاري ميشوند. بهعنوان مثال: "(رابطة 3-7)" نشان دهندة هفتمين فرمول در فصل سوم است. 10- تعداد صفحات در مورد دكتري عمومي بدون احتساب فهرست، چكيدهها و منابع حداقل 40 صفحة استاندارد و در مورد دكتري تخصصي حداقل 50 صفحة استاندارد ميباشد. 11- تعداد خطوط در هر صفحه بين 16 تا 22 خط است. پاياننامه از بخشهاي زير تشكيل شده است كه بهترتيب ذكرشده پشت سر هم قرار ميگيرند: 1- صفحة بسم الله الرحمن الرحيم 2- صفحة عنوان به فارسي (بايد دقيقاً همانند صفحة اول اين راهنما چاپ شود. از ذكر القابي مثل استاد گرانقدر، بهراهنمايي استاد ارجمند، جناب آقاي، سركار خانم و ... اجتناب شود.) 3- كپي برگة نمرة جلسة دفاع از پاياننامه تكميلشده توسط اساتيد راهنما و مشاور، مدير گروه يا نمايندة ايشان، معاون آموزشي و پژوهشي مربوطه يا نمايندة ايشان . 4- تقدير و تشكر (حداكثر 3 صفحه باشد) 5- چكيدة فارسي (چكيدة فارسي بايد داراي چهار بخش باشد كه اين بخشها با عناوين زير از يكديگر جدا شدهاند: مقدمه، روش كار، نتايج و نتيجهگيري، كلمات كليدي. تعداد كل كلمات با احتساب كلماتي مثل "در، به، از، و، يا" بايد بين 200 تا 300 كلمه بوده و ترجيحاً در يك صفحه چاپ شوند.) 6- فهرست 7- فصل اول: مقدمه (در ابتداي اين فصل، قسمتي بهنام پيشگفتار وجود دارد كه در آن موضوع پاياننامه مختصراً بحث شده و اهميت موضوع پژوهش، فرضيات و اهداف مورد مطالعه و شرح مختصري از پيشينه و مطالعات انجامشده در آن ذكر ميشود. در قسمت دوم اين فصل كه كليات نام دارد، مطالب علمي مرتبط با موضوع كه قبل از ورود به بحث لازمند، ذكر ميشود. مثلاً اطلاعات آناتومي و فيزيولوژي در اين قسمت نوشته ميشوند) 8- فصل دوم: بررسي متون (كه در حقيقت، مروري بر مطالعات انجام شده است و فقط مقالات، پاياننامهها و متوني در آن ذكر ميشوند كه مستقيماً با موضوع پاياننامه ارتباط پيدا ميكنند.) 9- فصل سوم: روش كار (مواردي كه در اين فصل مطرح ميشوند عبارتند از: نوع پژوهش، محيط و مواد پژوهش، حجم نمونه و روش نمونهگيري، روش جمعآوري اطلاعات، روش تجزيه و تحليل دادهها و انواع آزمونهاي آماري و مراحل انجام كار.) 10- فصل چهارم: نتايج (در اين قسمت، نتايج بهدستآمده از تحقيق بيان شده و جداول، نمودارها و نتايج آزمونهاي آماري نوشته ميشوند.) 11- فصل پنجم: بحث و نتيجهگيري (در اين فصل، نتايج حاصله مورد بحث و بررسي قرار گرفته و اين نتايج با نتايج حاصل از ساير مطالعات مقايسه ميشوند. محدوديتهاي پژوهش، نتيجهگيري نهايي و ارائة پيشنهادات نيز در اين فصل گنجانده ميشوند.) 12- ضمائم (در صورت نياز) 13- مراجع (راهنماي كامل نحوة نگارش منابع موجود است و دانشجويان ميتوانند آنرا تهيه و مطالعه نمايند. لازم به ذكر است كه در شمارهگذاري منابع بايد از سبك ونكوور استفاده شود و شمارة منابع در داخل علامت كروشه قرار گيرد. مثلاً: "در جوامع پيشرفته، سرطان دومين عامل مرگومير بهشمار ميرود [12]. ...") 14- خلاصة انگليسي (اين خلاصه بايد دقيقاً ترجمة همان خلاصة فارسي باشد و داراي چهار بخش Introduction، Method، Results and Conclusion و Keywords است) 15- صفحة عنوان به انگليسي.
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت
9:21 قبل از ظهر |
کتابخانه ملی ملک یکی از مراکز مهم علمی –فرهنگی وابسته به آستان قدس رضـــوی است. این کتابخانــه از دیرباز کعبـه آمال اهل تحقیق و قبله اقبال صاحبان تدقیق بوده است چنانچه به همه خواسته های پژوهشگران پاسخ مثبت می دهد. طبق ادعاء محققان بعضی از نفائس مخطوطات این کتابخانه در جهان منحصر به فرد است. + نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت
9:13 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت
9:15 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت
9:12 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 17 آبان1386 و ساعت
9:5 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:19 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:16 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:13 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 16 آبان1386 و ساعت
7:10 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در یکشنبه 13 آبان1386 و ساعت
6:51 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در پنجشنبه 10 آبان1386 و ساعت
7:45 قبل از ظهر |
ریشه لغوی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شیالی رامامریتا رانگاناتان (۱۸۹۲-۱۹۷۲)
پدر علم کتابداری و اطلاعرسانی هندوستان

۱ـ کتاب برای استفاده است.
۲ـ هر خوانندهای کتابش.
۳ـ هر کتابی خواننده اش.
۴ـ در وقت خواننده صرفه جویی کنید.
۵ـ کتابخانه موجودی زنده و پویاست.
مدیریت دانش چیست؟
تعاريف مديريت دانش بسيار است. به زبان ساده، مديريت دانش سازمان دادن برای دانستن است. کوششی هماهنگ برای تصرف دانش حياتی سازمان، اشتراک دانش ميان يک سازمان و برجسته کردن در حافظه جمعی سازمانی برای بهبود تصميم گيري، افزايش بهره وری و نوآوری است. مديريت دانش شامل تصرف دانش، خرد، تجربيات باارزش افزوده کارکنان سازمان، آسان کردن بازيابی دوباره و نگهداری آن بعنوان دارايی سازمانيست. مديريت دانش کوششی برای تبديل دانش کارکنان (سرمايه انسانی) به دارايی مشترک سازمانی (سرمايه فکری ساختاری) است.
هدف مديريت دانش ايجاد يک سازمان يادگيری و شراکت با ايجاد جريانی بين مخازن اطلاعات ايجاد شده توسط افراد قسمتهای مختلف شرکت( مالی، عملکرد، هوش رقابتی و غيره) و مرتبط کردن آنها به یکدگر است. بيشتر افراد و سازمانها مديريت دانش را بدلايل ذيل بکار ميگيرند:
· افزايش همکاری
· بهبود بهره وری
· تشويق و قادر ساختن نوآوری
· غلبه بر اطلاعات زيادی و تحويل فقط آنچه مورد نياز است
· تسهيل جريان دانش مناسب از تامين کنندگان به دريافت کنندگان بدون محدوديت زمان و فضا
· تسهيل اشتراک دانش ميان کارمندان و بازداشتن آنان از اختراع دوباره چرخ به کرات
· تصرف و ثبت دانش کارکنان قبل از اينکه آنان شرکت را ترک نمايند، اطمينان يافتن از اينکه دانش باارزش بهنگام ترک کارمند از دست نميرود.
· افزايش آگاهی سازمانی از خلاهای دانش سازمان
· کمک به شرکتها که سبقت جو باقی بمانند با افزايش آگاهی آنان از استراتژيها، محصولات و بهترين کارکردهای رقيبانشان
· بهبود خدمات مشتری
مدیریت دانش دو قسمت دارد: اول مدیریث داده و اطلاعات و دوم مدیریت افرادی که واجد نظر، دانش و توانائی های خاص هستند. این دو قسمت- محتوا و افراد- برای تسهیل مدیریت دانش با کمک فرایندها و تکنولوژی خاصی بهم متصل شده اند. محک زنی، تصرف بهترین عملها، ایجاد سازمانهای یادگیرنده، توسعه جوامع یادگیری، دیتا ماینینگ، ایجاد فرهنگ تغییر، بهبود جریان کاری و گردآوری نظام مند هوشمندی رقابتی و تجاری فقط چند نمونه از ابرازها، تمرینها، مداخلات و رهیافتهای زیربنا محور هستند که برای مدیریت دانش و اطلاعات بکار گرفته شده اند.
دو جزء عبارت مدیریت دانش یعنی مدیریت و دانش با کمک دو عنصر تواناساز تکنولوژی و فرهنگ سازمانی برای تحت کنترل درآوردن حافظه جمعی سازمانها با هم مختلط شده اند. برای فهم مدیریت دانش مسأله حیاتی اینست که مسائل زیر را بدانیم:
· زنجیره اطلاعات و تمایز بین داده، اطلاعات، دانش و معرفت
· نقش چهارعنصر اساسی مدیریت دانش: دانش، مدیریت، تکنولوژی و فرهنگ سازمانی
· تفاوت میان مدیریت داده، مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش و فرایند مدیریت دانش
* ادامه مقاله را در پستهای بعدی ارسال می کنم.
این مقاله ترجمه ای است از:
Gandhi, S 2004, 'Knowledge management and reference services', The journal of academic librarianship, vol. 30, no. 5, pp. 368-81.
ضرورت رويآوري کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني به پژوهش
محمود سالاري[1][1]
چکيده
اهميّت و ضرورت پژوهش در مراکز اطلاعرساني به منظور دستيابي به شيوههاي مناسبتر حفظ ميراث فرهنگي فراهمآوري تا اشاعه اطلاعات و تسهيل دسترسي به منابع براي عموم . توجه به پژوهش براي آسيبشناسي کتابخانه ، توجيه علمي نيازها ، تصميمگيري مطمئنتر ، ايجاد ارزش افزوده و جلوگيري از دوباره کاريها ، موانع پژوهش شامل بيتفاوتي نسبت به پژوهش ، ناکارآيي در انتقال يافتههاي پژوهش ، سابقه تاريخي کوتاه مدت ، کمبود منابع مالي ، نامشخص بودن اولويتها و ضعف نظامهاي اطلاعرساني . راهکارهاي پيشنهادي شامل : نهادينه کردن پژوهش ، فراهمآوري تجهيزات ، امکانات ، انواع نرمافزارها و طراحي ساختار مناسب براي پژوهش .
مقدمه
مراکز اطلاعرساني و کتابخانه ها در دهههاي اخير دستخوش تغييرات شگرف بودهاند . وظايف ، فعاليتها و کارکردهاي کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني به گونهاي چشمگير متحول شده است . نقش و رسالت کتابداران و اطلاعرسانان و به تعبيري نو ” دانش ورزان “[2][2] با چالش روبرو شده است و هر روز اين تغييرات شتاب بيشتري به خود ميگيرد .
اکنون پژوهشگران متوقع هستند که کتابخانهها از انبارهاي کتاب (مدارک ) خارج شده و به مراکز توليد اطلاعات تبديل شود ، تا مقدمات و امکانات عمومي پژوهش و مطالعه براي محققان فراهم آيد . در اين ايام ، اين تحولات در کتابخانههاي کشورهاي توسعه يافته و برخي کتابخانههاي ايران نيز آشکارا مشهود است .
عصري که در آن بسر ميبريم عصر اطلاعات ناميده ميشود . زيرا ، اطلاعات نقش مهمي در فرآيندهاي پيچيده اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي امروز ايفا ميکند . کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني نيز به عنوان فراهم کنندگان ، ساماندهندگان ، پردازشگران و اشاعهدهندگان اطلاعات ، در پيشبرد دانش نوين ، رفاه اجتماعي ، تصميم گيرهاي کلان توليد و فنآوري نقش برجستهاي برعهده دارد . با اطمينان بسيار ميتوان گفت : هيچ طرح پژوهشي و هيچ برنامه توسعه ملي بدون اتکاء به اطلاعات به نتيجهاي مطلوب نميانجامد .
خوشبختانه چشمانداز روشني از آينده کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني پيشروي داريم ، آنها با درک موقعيت حساسشان هر چه بيشتر خود را براي انجام رسالتي و مسئوليت خطيري که جامعه به عهده آنها گذاشته است ، آماده ميسازند .
تعداد زيادي از کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني از رويارويي با محيط جديد اطلاعاتي استقبال کرده و با پذيرش اهداف متفاوت و پيروي از خط مشيهاي اصولي ، خود را با محيط جديد انطباق داده و به بسياري از خواستههاي جامعه استفاده کنندگان خود پاسخ مثبت دادهاند ، ولي هنوز برخي از کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني در مواجهه با چالشهاي جديد سردرگم و حيرت زدهاند و ناتوانتر از آن مي نمايند که پاسخگوي نيازهاي اطلاعاتي مراجعان خود باشند .
عوامل متعددي ميتواند در سازگاري کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني با محيط جديد اطلاعاتي نقش داشته باشد . از اين عوامل ميتوان به ” مديريت کارآفرين “ ، ” آموزش بهينه نيروي انساني “ ، ” نهادينه کردن پژوهش “ و . . . اشاره داشت . توجّه و عمل به هر يک از اين عوامل ميتواند کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني را در جهت خدمات دهي مطلوب گامي به جلو برد . يکي از اين عناصر سوق دهنده و کارآفرين که موضوع بحث اين مقاله است ” پژوهش “ است .
عنصر ” پژوهش “ اين توان را دارد که سهم چشمگيري در فرايند آماده سازي و افزايش توان خدماتي و ارتقاء بهروري کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني در شرايط جديد برعهده گيرد . اين مقاله بر آن است تا با طرح چند بحث پيرامون ” پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني “ بر اهميت پژوهش در حل دشواريهاي سازگاري با شرايط جديد تأکيد کند .
ضرورت پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
1 ـ در جهان معاصر خون پژوهش در رگها و جانهاي سازمانهاي پويا و بالنده جاري است ، اين سازمانها به تمامي مسايل مطرح در سازمانهايشان با رويکرد علمي برخورد ميکنند و مشکلات خود را به دست تواناي تحقيق حل ميکنند . کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نيز براي حفظ و ارتقاء موقعيت تأثيرگذار خويش ، لزوماً بايد بيش از پيش براي تحقيق و پژوهش آفريني اهميّت قائل شوند . با اتکاي به پژوهش است که کتابخانهها اين توانايي را کسب ميکنند که خدمات عميقتر و مطلوبتري ارائه دهند و در سطح گستردهتري نيازهاي اطلاعاتي جامعه استفاده کننده (بالقوه و بالفعل) خود را برطرف سازند .
2 ـ نکته ديگري که بر ضرورت پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني تأکيد دارد اين واقعيت است که کتابخانهها براي نيل به اهداف و وظايف خود از جمله :
ـ حفظ ميراث فرهنگي براي آيندگان (حفاظت و مرمت مدارک ) ،
ـ فراهم آوري ، سازماندهي ، پردازش و اشاعه و توليد اطلاعات ،
ـ تسهيل در دسترسي به منابع ،
به برنامه ريزي منسجم و همه جانبهاي نياز دارند . تدوين برنامهريزي اصولي و پايدار به جز تأثير مسائل مالي و مديريتي تا حد بسياري با عامل آموزش و پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني در پيوند است . آموزش و پژوهش بسان دو بالي مطمئن براي حرکت صحيح کتابخانهها بسوي آرمانهاي متعالي عمل ميکند . اصولاً تفاوت ميان کتابخانههاي فعال و پويا با کتابخانههاي منفعل و سنتي با درجه توجّه آنها به پژوهش و آموزش آشکار ميشود .
با نگاه جستجوگر به کارکردهاي کتابخانه و مراکز اطلاعرساني ، ضرورت بکارگيري پژوهش آشکارتر ميشود . شاهد هستيم که بسياري از فعاليتهاي کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني مانند نيازشناسي اطلاعات ، فراهمآوري اطلاعات ، نمايهسازي و چکيدهنويسي و . . . بدون بهرهگيري از تحقيقات علمي نتايج مطلوبي به بار نمي آورد . بطور مثال اگر ساخت مجموعهاي متناسب با نيازهاي اطلاعاتي جامعه استفاده کننده در نظر است ، لازم است از نيازهاي اطلاعاتي استفاده کنندگان شناخت کافي بدست آيد . اين شناخت قاعدتاً بايد دقيق و منطبق بر واقعيت باشد تا بتوان بر مبناي آن به مجموعهسازي اصولي پرداخت و اين شناخت جز با پژوهش و تحقيق ميسّر نخواهد شد .
3 ـ سوّمين نکتهاي را که ميتوان براي ضرورت پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ذکر کرد اين است که در حال حاضر حداقل بخشي از مشکلات بسياري که گريبانگير کتابخانههاست ناشي از نبود اطلاعات با پشتوانههاي تحقيقاتي است .
فوايد پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
فوايد متعددي را ميتوان براي پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بيان کرد . در زير به چند مورد اشاره ميشود :
1 ـ اصولاً با پژوهش ميتوان به آسيبشناسي کتابخانه پرداخت . با ابزار پژوهش کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني قادر خواهند بود مسير و روند اطلاعرساني خود را در هر نقطهاي مورد بررسي قرار داده و با کنکاش علمي مسائل متعدد و متنوعي را که پيش روي آنهاست تجزيه و تحليل کنند و بهترين و مطمئنترين و اصوليترين راه ممکن را براي حل مسأله موجود در هر نقطه از مسير اطلاعرساني انتخاب کرد .
2 ـ مديران کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني با بيان مسائل خود به زبان علمي بهتر ميتوانند فعاليتها و اقدامات خود را براي جامعه و مسئولان رده بالاتر توجيه کنند .
3 ـ مديران کتابخانهها با اتکاء و بهرهوري از پژوهش ، مطمئنتر و صحيحتر تصميمگيري ميکنند .
4 ـ پژوهش باعث ارزش افزوده در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ميشود . مطالعات انجام شده نشان ميدهد در ازاي هر مبلغي که صرف پژوهش ميشود حداقل 5 الي 10 برابر آن درآمد اضافه به جامعه برميگردد ( قنبري ، 1373 ، ص 36 ) . البته اين نسبت در سازمانهايي که فرآيند تحقيق به درستي جريان مييابد چشمگيرتر است . کتابخانهها نيز از اين قاعده مستثني نيستند .
5 ـ با نهادينه کردن پژوهش از بسياري دوباره کاريها و اهمال کاريها جلوگيري بعمل ميآيد و همچنين ضمن صرفهجويي در هزينه و زمان ، کارها با صحت و دقت بيشتري انجام ميشود .
6 ـ با انجام پژوهش جايگاه و وجهه و مقبوليت علمي کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بطور قابل ملاحظهاي ارتقاء مييابد .
7 ـ زمينه پيادهسازي استاندارد ايزو 9000 با نهادينه کردن پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني هموارهتر ميشود . بکارگيري نظام استاندارد در فعاليتها و خدمات کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني تبعات مثبت فراواني دارد که چند مورد آن فهرستوار ذکر ميشود :
الف ـ امکان هماهنگي بين فعاليتهاي مراکز اطلاعرساني و کتابخانههاي مختلف فراهم ميشود ، در نتيجه بطور قابل ملاحظهاي در هزينههاي تکراري صرفهجويي ميشود .
ب ـ امکان ارائه خدمات کيفي بجاي ارائه خدمات کمّي ميسر ميشود در نتيجه امکان ارائه اطلاعات مرتبط فراهم ميگردد .
ج ـ خود ارزيابي مستمر در مراکز اطلاعرساني و کتابخانهها امکان اجرايي يافته و به عبارت ديگر روشهاي لازم براي انجام چنين کارهايي شناسايي ميشود .
د ـ استراتژيهاي کلان مراکز اطلاعرساني و کتابخانهها جهتدار ميشود و امکان سياستگذاري ، برنامهريزي ، نظارت و کنترل فعاليتها فراهم ميشود .
هـ ـ کنترل مداوم پروژهها فراهم ميشود و امکان بهرهوري کامل از امکانات و نيروي انساني ميسر ميشود ( شيري ، 1379 ، پيشگفتار ) .
تنگناهاي پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
تنگناهاي پژوهشي که کم و بيش در اغلب کتابخانهها ، مراکز اطلاعرساني و حوزه کتابداري به چشم ميخورد توسط کومار ( 1374 ، ص 10 ) بشرح زير اعلام شده است .
1 ـ نه تنها نوعي بيتفاوتي شديد نسبت به فرايند پژوهش در حوزه کتابداري و اطلاعرساني وجود دارد ، بلکه نتايج پژوهش نيز از اين بيتفاوتي بينصيب نيست . خود کتابداران به ندرت به نتايج تحقيقات توجّه ميکنند و علاوه بر بيتوجهي ، برخوردشان نسبت به پژوهشگران و فرايند و نتايج پژوهش غالباً با بياعتمادي و بعضاً دشمني همراه است .
2 ـ مبادله يافتههاي پژوهش در ارتباطات علمي و پژوهشي در اين زمينه رضايت بخش نيست در حاليکه براي بهبود بخشيدن به اين وضعيت زمينه هاي مناسبي وجود دارد .
3 ـ در اين رشته سنت پژوهش طولاني نيست . در بسياري از کشورها از جمله ايران پژوهش در رشته کتابداري و اطلاعرساني پديده تازهاي است و در نتيجه اين کشورها فاقد سنّت و سابقه پژوهشي در اين زمينهاند . هر چند سنّت پژوهش در اين رشته در کشور آمريکا نيز به دهه 1930 باز ميگردد .
4 ـ کمبود منابع مالي ، تسهيلات ، مدارک و پشتيباني هاي اداري و سازماني در اکثر کشورهاي در حال رشد وجود دارد . به ويژه کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني وابسته به دولت بيشتر از کمبود منابع و امکانات پژوهشي رنج ميبرند . اين امر در کشورهاي در حال توسعه که بودجههاي سالانه آنها نوسان بيشتري دارد . به گونه آشکارتري صادق است .
5 ـ عدم هماهنگي در تعيين اولويتهاي پژوهشي در زمينه کتابداري و اطلاعرساني ، اين مشکل درکشورهاي که فاقد متولي مشخص براي تعيين سياستهاي کلان پژوهشي هستند ، بيشتر نمايانگر است . کشور ايران نيز دچار سردرگمي و بيبرنامهگي در پژوهشهاي کتابداري و اطلاعرساني است .
6 ـ بانک اطلاعاتي جامع از تحقيقات انجام شده و يا در حال اجرا در زمينه کتابداري و اطلاعرساني وجود ندارد . وجود چنين بانکي ، ضمن اينکه به پژوهشگران کتابداري کمک فراوان ميکند ، از بسياري دوباره کاريها جلوگيري به عمل مي آورد و آخرين يافتهها را در اين حوزه ارائه ميدهد .
7 ـ فقدان فرهنگ گرايش به تحقيق در کتابداران و اطلاعرسانان .
به عقيده کومار ( 1374 ، ص 10 ) بين کتابداران و اطلاعرسانان تقريباً نوعي بيميلي به پژوهش به چشم ميخورد . وي اين جريان را ناشي از اين امر ميداند که صاحبنظران اين حرفه نتوانستهاند شناخت و دلگرمي کافي نسبت به نتايج و پيشرفتهاي پژوهشي ايجاد کنند .
فتاحي (1379 ، ص 33 ) نيز تلويحاًعلت عدم گرايش کتابداران و اطلاعرسانان ايران را به امر تحقيق ناشي از برنامهها و شيوههاي تدريس حوزه کتابداري و اطلاعرساني ميداند . وي معتقد است برنامهها و شيوههاي تدريس در اين حوزه از يک زير بناي محکم و مبتني بر نظريههاي نوين آموزشي برخوردار نبوده است .
از اين رو شاهد هستيم فقط تعداد قليلي از کتابداران و اطلاعرسانان از توانايي تحقيق و نگارش مقالههاي تحقيقي برخوردارند .
انگيزه لازم براي انجام تحقيق در آنها وجود دارد . اين وضعيت اخير را ميتوان با مقايسه بين تعداد فرهيختگان اين حوزه و تعداد توليدات علمي آنها نيز دريافت .
دياني ( 1379 ، ص 1 ) و فتاحي ( 1379 ، ص 31 ) خواستار تحول در نحوه آموزش رشته کتابداري و اطلاعرساني شدهاند تا آموختهگان اين حوزه توانايي لازم را براي پژوهش بيابند .
راهکارهاي پيشنهادي براي بسترسازي پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني
عوامل بسياري لازم است تا فرايند پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نهادينه شود . در اين بخش به برخي از آن عوامل که وجود آنها در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ضروري است تامحيط مناسب و بستري مطمئن براي پژوهش فراهم شود ، اشاره ميگردد :
1 ـ مهمترين عامل که مي تواند تأثير بسزايي در نهادينه کردن پژوهش داشته باشد ايجاد بينش علمي و اعتقادي دروني در کارکنان کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نسبت به پژوهش و تحقيقات است . بينش علمي وضع موجود را طبيعي تلقي نميکند . راز تحولات علمي و تسلط به طبيعت در طول تاريخ همين انديشه بوده است . انديشهگراني چون گاليله ، کپرنيک ، بيکن و دهها انديشهگر ديگر که کوشندگان علوم جديد هستند ، نخست بر طبيعي بودن وضع موجود ، شک کردند . به دنبال اين شک علمي بود که به پژوهش پرداختند و به يافتههاي نو دست يافتند . انسان جستجوگر از شک علمي نميهراسد . انسان داراي بينش علمي به تغيير و تحول مستمر اعتقاد دارد و پيوسته به دنبال تجربه و نوآوري است ( قاسمي پويا ، 1375 ، ص 593 ) .
بنابراين ضرورت دارد با هر نوع تدبيري ، بينش علمي لازم و آمادگي پژوهش را در محيط کتابخانه و مراکز اطلاعرساني ايجاد کنيم . اين باور جدّي را ميتوان به روشهاي گوناگون که از پشتوانههاي تحقيقاتي برخوردار باشد بوجود آورد . البته اين نوع تغييرات بنيادي نياز به زمان طولاني دارد و لازم است با برنامهريزي و سياستگذاري دراز مدت بينش علمي را ايجاد کرد . بينش علمي هر چند بايد از دوران کودکي آغاز شود ولي براي آموختن هيچوقت دير نيست . در کتابخانهها در درجه نخست ميبايست آموزش اصولي را پايهگذاري کرد . آموزشي که به توليد علمي و بهرهوري در کار بيانجامد .
2 ـ فراهم کردن امکانات و تجهيزات ضروري پژوهش
بدون امکانات پژوهشي در داخل هر سازمان تحقيقاتي ، پژوهش يا به کُندي پيش ميرود يا امکانپذير نخواهد بود . خوشبختانه با توجّه به ماهيت مراکز اطلاعرساني و کتابخانهها ، برخي امکانات از قبل آماده است . صرفاً بايد امکانات لازم پژوهشي را به خدمت گرفت . از چند مورد از امکانات و تسهيلات ضروري براي پژوهش موارد زير است :
الف ـ فراهم بودن امکان دسترسي به منابع چاپي و منابع الکترونيکي داخل و خارج از کتابخانه .
ب ـ تهيه کپي مقالههاي مورد نياز پژوهشگران چه از داخل و چه از خارج کشور .
براي انجام اين کار ، بخش سفارش و فراهمآوري کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بايد به گونهاي فعال عمل کند . براي نمونه تهيه کپي از مقالههاي نشريات ادواري در ايران ميتوان از لوح مجله نمايه ، از بانک اطلاعاتي نشريات لاتين مرکز اسناد و مدارک علمي ايران و از طريق پايگاه اطلاعاتي مقالات فارسي مجلات در کتابخانه منطقهاي علوم و تکنولوژي شيراز استفاده کرد . براي مقالههايي که در ايران امکان تهيه آن نيست ميتوان از کتابخانه بريتانيا ( British library ) مرکز تأمين مدارک اين کتابخانه ( British Library Document Supply Center ) کپي مقالهها يا در برخي مواقع اصل منبع را براي پژوهشگران درخواست کرد . کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ميتوانند با عقد قرارداد با کتابخانه بريتانيا يا نمايندگان کتابخانه بريتانيا مانند کتابخانه منطقهاي علوم و تکنولوژي شيراز منابع مورد نياز خود را درخواست کنند .
ج ـ فراهم کردن انواع نرم افزارهاي عمومي براي تحقيق
توسعه رايانهها و برنامههاي رايانهاي محقق را در زمينههاي مختلف تحقيق ياري ميکند بطوريکه در اجراي پژوهش سرعت و دقت بيشتري را باعث مي شود . به چند نوع نرمافزار که لازم است محققان با آنها آشنايي کافي داشته باشد در زير اشاره ميگردد :
ـ نرمافزارهاي متننگار يا واژهنگار : نوعي نرمافزار است که براي نوشتن متون مختلف مانند يک گزارش تحقيقي ، مقاله و پاياننامه به کار ميرود . مانند نرمافزار Word و زرنگار.
ـ نرمافزارهاي ترسيمي : اين نوع نرمافزار در هنگام ارائه يافتهها و نتايج پژوهش به کار ميآيد . معمولاً ارائه نتايج با ترسيم منحني دادهها بصورت نمودارهاي علمي انجام ميشود . محقق با استفاده از اينگونه نرمافزارهاي رايانهاي توانايي مييابد که تفسير نتايج تحقيق خود را سادهتر انجام دهد . از جمله اين نرمافزارها EXCel است .
ـ نرمافزارهاي آماري : امروزه اغلب تحقيقات نياز به بررسي آماري دادهها دارند . کمتر تحقيقي در زمينههاي علوماجتماعي از جمله کتابداري و اطلاعرساني يافت ميشود که محقق نياز به بررسي ساده يا مفصل آماري ، نداشته باشد . از طرف ديگر توسعه روزافزون نرمافزارهاي آماري و ساده شدن نحوه به کارگيري روشهاي آماري موجب ترغيب محققان به استفاده بيشتر از روشهاي آماري شده است که در مجموع ضرورت بکارگيري هر چه بيشتر آنها را ميرساند . دونمونه برجسته اينگونه نرمافزارها SAS و SPSS است .
ـ نرمافزارهاي بانک داده (Database ) : از اينگونه نرمافزارها براي نگهداري و استفاده مطلوب از داده ها يا به عبارت ديگر براي تشکيل بانک دادهها در کارهاي تحقيقي استفاده ميگردد . از جمله اين نرمافزارها ميتوان Access , Foxpro , Endnot , Idealist را نام برد ( فاخر ، 1378 ، ص 37 ـ 51 ) .
3 ـ ايجاد فضاي مناسب تحقيقاتي
براي ايجاد محيط مناسب پژوهشي ضرورت دارد به چند جنبه توجه شود .
الف ـ جنبه مالي : ناگفته پيداست که وضعيت مالي مناسب تا چه حد ميتواند به گونه قابل ملاحظهاي گستره پژوهش را به لحاظ کيفي و کمّي افزايش دهد . همانگونه که دکتر منصوري (1373 ، ص 86 ) بيان ميدارد : ” صرف بودجه تحقيقاتي کلان مانند ديناميت تمامي موانع را منفجر ميکند و موتور قوي براي تحقيقات خواهد شد “ ، وجود حمايت مالي به ويژه در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني که در شروع کار پژوهشي بسر ميبرند براي دادن شتاب اوليه امر ضروري به نظر ميرسد .
معمولاً چون بهرهگيري از سرمايهگذاري تحقيقي نيازمند زمان است ، مديران کمتر راغب به سرمايهگذاري پژوهشي هستند . امّا با توجيه کافي فؤايد و ثمرات پژوهش ، مديران نيز علاقمند به سرمايه گذاري در امر پژوهش خواهند شد .
ب ـ جنبه اداري : يکي ديگر از عوامل لازم جهت بهبود پژوهش ، وجود ساختار اداري مطلوب بخش پژوهش است . به نظر چنانچه مؤسسههاي پژوهشي يا بخشهاي پژوهش هر سازمان از استقلال بيشتري برخوردار باشند ، کارآيي آنها به طور قابل ملاحظهاي افزايش پيدا خواهد کرد . به گونهاي که مسئولان پژوهشي در امور خود سريعتر به تصميمگيري ميپردازند . استقلال نسبي بخش پژوهش در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني با ساختار مناسب نقش بورکراسي را کم رنگتر ميکند . با تمرکز اختيارات بيشتر به بخش پژوهشي ، جريان پژوهش از سرعت بيشتري برخوردار خواهد شد . بهتر است در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بخش پژوهش به طور مستقيم زير نظر رئيس کتابخانه و مرکز اطلاعرساني به وظايف خود عمل کند .
ج ـ جنبه رواني : اين جنبه بسيار حساستر و به تعبيري مؤثرتر از ديگر جنبههاي لازم در محيط پژوهشي است . از آنجائيکه اين جنبه نامحسوستر از ديگر جنبههاي مطرح شده ميباشد . بايد توجّه بيشتري به اين قضيه معطوف گردد تا محيط مناسب و خوشايندي براي امر پژوهش فراهم آيد . اصولاً ايجاد محيط مناسب و آرامش بخش رواني جزو عناصر اجتنابناپذير تحقيق محسوب ميشود و بدون آرامش رواني از پژوهش نميتوان نتيجهاي گرفت . آرامش واقعي در محيط پژوهشي به عوامل مختلفي بستگي دارد از جمله :
1 ـ رفع تنشهاي رواني در محيط پژوهشي لازم است موانع احتمالي ايجاد تنش شناسائي و مرتفع گردد تا هر پژوهشگري بدون دغدغه و مانعي به پژوهش بپردازند .
2 ـ به جز حمايت مالي ، شايسته است پژوهشگران از حمايت معنوي لازم نيز برخوردار باشد . اين حمايت بايد به گونهاي باشد که محققان در سازمانهايشان جايگاه ويژهاي داشته باشند . از وجود آنها در اموري که لااقل مرتبط با زمينه پژوهشي آنهاست . به عنوان يک کارشناس استفاده شود تا ضمن اينکه کتابخانهها و مراکز اطلاع رساني از نظرات آنها بهرهمند ميشوند . پژوهشگران احساس کنند که پژوهش آنها را جدي گرفتهاند . حمايت معنوي در روحيه و انگيزه محققان تأثير بسزايي دارد و در جذب و ترغيب ديگر کارکنان به سوي پژوهش ، کارآفرين است .
3 ـ براي تکريم کتابداران و اطلاعرسانان محقق و تسريع در فعاليتهاي پژوهشي شايسته است ، حداقل ، کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني بزرگ داراي کتابخانه تخصصي کتابداري و اطلاعرساني باشند . با وجود کتابخانه تخصصي کارکنان پژوهشي بهتر ميتوانند با فراغ بال و با صرف کمترين زمان به منابع تحقيق خود دست يابند .
خلاصه و نتيجهگيري
” تتبع و پژوهش در عصر امروز ، بيش از هر زمان ديگر به عامل اصلي تحرک و پويايي روابط اجتماعي بدل شده است . پيش از ظهور عصر جديد ، پژوهش اشتغال مدام گروه اندک نخبگان و عموماً معطوف به مسائل ذهني آنان بود “ (مشايخي ، 1373 ، ص 9) . اما در حال حاضر پژوهش ديگر به افراد و مکانهاي خاص تعلق ندارد ، بلکه متعلق به همگان است و به گونهاي است که تمامي ارکان زندگي را تحت تأثير قرار داده است .
کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني نيز از اين تحول بينصيب نماندهاند . کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني از اين رهگذر به تناسب آمادگي خود بهرهگرفتهاند . آنهايي که زمينه و بستر پژوهشي مناسبتري فراهم کردهاند بهتر توانستهاند از پژوهش استقبال کنند .
با توجّه به مطالب ارائه شده ، چنانچه کتابخانه ها و مراکز اطلاعرساني خواستار تحول و نقش آفريني بيش از پيش باشند ، بيترديد بايد به پژوهش و کند و کاو علمي روي آورند . به نظر اولين گام براي حرکت بسوي وادي پژوهش ، شناخت کافي و صحيح از امر تحقيق است درک اين نکته پشتوانه غني براي ايجاد انگيزه در کتابداران و اطلاعرسانان خواهد بود . بعد از رسيدن به شناخت لازم شايسته است ، موانع پژوهشي که ميتواند مزاحم روند پژوهش باشد ، شناسائي و در جهت رفع آنها کوشيده شود . به دنبال رفع موانع و مشکلات پژوهشي ميتوان به بسترسازي و تقويت راهکارهاي پژوهشي در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني پرداخت .
در مجموع اگر کتابداران و اطلاعرسانان به اين باور رسيده باشند که کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني ميتوانند به عنوان يک پژوهشکده ايفاي نقش کنند ، احتمالاً در آينده نزديک شاهد تحولات و تغييرات چشمگير در جايگاه کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني و به تبع آن در نقش کتابداران و اطلاعرسانان خواهيم بود .
منـابـع :
1 ـ اليس دبي ، نوتين ، باب ، « پيادهسازي استاندارد ايزو 9000 در کتابخانهها و مراکز اطلاعرساني » ترجمه علي اصغر شيري ، تهران : جهادسازندگي ، معاونت آموزش و تحقيقات مرکز اطلاع رساني و خدمات علمي ، 1375 .
2 ـ دياني ، محمد حسين ، « برنامه آموزش دوره کارشناسي کتابداري و اطلاعرساني ، پيشنهادي براي تحول کتابداري و اطلاعرساني » ، جلد سوّم ، شماره 1 ، سال 1379 ، ص 1 ـ20 .
3 ـ فاخر ، علي ، « ابزار عمومي تحقيق » ، تهران : دانشگاه تهران ، مؤسسه انتشارات و چاپ ، 1378 .
4 ـ فتاحي ، رحمت الله ، « الگويي براي بازنگري و تجديد ساختار آموزشي کتابداري و اطلاعرساني در ايران با توجّه به تحولات جديد در محيط اطلاعاتي کتابداري و اطلاعرساني » جلد سوّم ، شماره 1 ، سال 1379 ، ص 21 ـ 44 .
5 ـ قاسمي پويا ، اقبال ، « تأثير بينش علمي و پژوهشي و آموزشي در بهرهوري » ارائه شده در کتاب « شيوههاي علمي ارتقاي بهرهوري نيروي انساني » نوشته گروهي از اساتيد مديريت ، تهران : مرکز آموزش مديريت دولتي ، 1375 ، ص 590 ـ 609 .
6 ـ قنبري ، افسانه ؛ تنکابني ، حميد ، « درآمدي بر وضعيت مؤسسات پژوهشي ( شناخت تنگناها و مسائل موجود ) » ، رهيافت ، شماره هفتم ، پاييز و زمستان 1373 ، ص 32 ـ 44 .
7 ـ کومار ، کريشان ، « روشهاي پژوهش در کتابداري و اطلاعرساني » ترجمه فاطمه رهادوست با همکاري فريبرز خسروي ، تهران : کتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ، 1374 .
8 ـ « گفتمان با دکتر حسين علينقي مشايخي ، دکتر محمد ميرزايي ، دکتر محمد گلشني و دکتر خطيب الله صدرنژاد درباره « پژوهش ، دغدغهها و اميدها » ، رهيافت ، شماره ششم ، بهار 1373 ، ص 6 ـ 21 .
9 ـ منصوري ، رضا ، « توسعه علمي ايران » ، تهران : مرکز نشر انتشارات کميسيون ملي يونسکو در ايران ، 1373 .
دکتر اسدالله آزاد[1]
مريم اخوتي[2]
پيشرفت فناوري رايانه و نرمافزار و پيدايش حوزههايي همچون هوش مصنوعي و نظامهاي مبتني بر دانش، افقهاي تازهاي را پيشروي بشر نهاده است. از طرف ديگر، بهدليل حجم بالاي اطلاعات، ديگر ابزارها و شيوههاي سنتي سازماندهي اطلاعات کافي نيستند و استفاده از روشهاي سنتي، وقتگير و غيراقتصادي است. اکنون چند دهه از راهيافتن رايانه به کتابخانهها ميگذرد و روز به روز بر تعداد کتابخانههايي که از رايانه براي انجام امور مختلف استفاده ميکنند افزوده ميشود. با پيشرفت در حوزههايي همچون هوش مصنوعي[3] و نظامهاي خبره[4] و مبتني بر دانش، کتابداران و اطلاعرسانان نيز کوشيدهاند با استفاده از فناوريهاي جديد، کميّت و کيفيت ارائة خدمات به کاربران را بهبود بخشند. اگرچه تاکنون اين پيشرفتها تا حدود زيادي بر سرعت فعاليتها افزوده، اما فقط چند سالي است که پژوهشگران تلاش نمودهاند در طراحي نظامهاي هوشمند که از فعاليتهاي انسان تقليد ميکنند، از حوزههاي جديد بهره ببرند. هرچند که اکثر اين نظامهاي طراحيشده نيمهوشمندند، اما به سمت هوشمندترشدن پيش ميروند.
نظام عبارت است از سلسله عناصري که به عنوان يک موجوديت واحد و بر اساس هدف، عمل ميکند و هوشمند يعني سطح عملکرد نظام در رسيدن به اهدافش.[5] طبق لغتنامة آکسفورد، منظور از هوشمند نظامي است که در امر يادگيري، درک و فکرکردن به روش منطقي از سطح خوبي برخوردار باشد و رايانهاي هوشمند است که قادر باشد اطلاعات را ذخيره نمايد و در موقعيت جديد از آن استفاده کند.[6] به عبارت ديگر، نظامي هوشمند است که اهداف خاص خود را دنبال ميکند و داراي محرک و حس است.[7] به طور کلي نظامهاي هوشمند، يا طبيعي هستند يا مصنوعي. بارزترين نمونة نظام هوشمند طبيعي، انسان است؛ در نظامهاي هوشمند مصنوعي نيز تلاش ميشود که رفتار هوشمندانة بشر تقليد شود. «تربان» کاربردهاي تجاري هوش مصنوعي را نظام هوشمند ميداند.[8] طبق تعريفي ديگر، آن نظام اطلاعاتي که يک جزء دانش مثل نظام خبره يا شبکة عصبي[9] داشته باشد نظام هوشمند است. در اينجا ميتوان به دو نظريه دربارة نظامهاي هوشمند اشاره کرد. نظرية اول نظام هوشمند را نظامي مبتني بر محرک و پاسخ تعريف ميکند. محرک مجموعهاي است از ارتباطاتي که از طريق حواس وارد نظام ميشود و مغز، اطلاعاتي از آن استخراج ميکند و به عنوان يک موقعيت ارائه ميدهد؛ بعد نظام هوشمند پاسخي متناسب با موقعيت عرضه ميکند و اين پاسخ را از ميان آنچه قبلاً از طريق تجربه کسب کرده و در حافظه ذخيره نموده است، انتخاب ميکند. طبق اين نظر، نظام هوشمند نظامي است که در طي حيات خود، ميآموزد؛ به عبارت ديگر محيط را حس ميکند، ياد ميگيرد و براي هر موقعيت پاسخي ارائه ميکند تا به هدفش برسد.[10]
نظرية ديگر، نظرية کنش[11] است که مبتني بر رفتار هدفمدار ميباشد و به موجب آن، هر نظام بر آن است که محيط را از حالت نامطلوب به مطلوب تغيير دهد؛ از اينرو بايد يک نمونه و مثال دروني از آن محيط داشته باشد تا به هدفش برسد.[12]
به هر حال اگر نظامي داراي تواناييهاي زير باشد هوشمند تلقي ميشود:
ـ يادگيري از تجربه، ـ بهکارگيري دانش براي مهار محيط،
ـ درک و مداخله در مسائل عقلاني روزمره، ـ پاسخ سريع و بموقع به موقعيت جديد،
ـ برداشت و درک صحيح از پيامهاي متضاد و مبهم،
ـ استفادة مؤثر از استدلال براي حل مشکلات،
ـ تشخيص اهميت نسبي عناصر مختلف در يک موقعيت.[13]
نظامهاي هوشمند بهتدريج ارتقا يافتهاند و اکنون در برخي از کارها که به هوش بشري نياز است، از اين نظامها استفاده ميشود.
تعدادي از نظامهاي هوشمند اصلي عبارتاند از نظامهاي خبره، تشخيص صدا،[14] پردازش زبان طبيعي،[15] غلامکها (رباتها) و نظامهاي حسي،[16] آموزش هوشمند رايانهاي،[17] يادگيري ماشيني[18] و عاملهاي هوشمند.[19] از ميان نظامهاي هوشمند مذکور، نظامهاي خبره، پردازش زبان طبيعي، غلامکها، آموزش هوشمند رايانهاي و عاملهاي هوشمند، کاربرد بيشتري دارند. پردازش زبان طبيعي به کاربران اين امکان را ميدهد که با رايانه به زبان انساني ارتباط برقرار کنند. در آموزش هوشمند رايانهاي، از هوش مصنوعي استفاده ميشود و هدف، ايجاد معلمهاي رايانهاي است که بتوانند فنون آموزشي مناسب با نمونة فرد يادگيرنده را بسازند. اکنون از اين فناوري در سطح وسيع در اينترنت استفاده ميشود که منجر به ايجاد دانشگاهها و مدارس مجازي شده و در آموزش از راه دور کاربرد دارد.[20]
«غلامک» ابزار الکترومکانيکي است که قابل برنامهنويسي ميباشد و وظايفي را بهطور خودکار انجام ميدهد. اما غلامک نرمافزاري يا عناصر نرمافزاري هوشمند عبارتاست از «يک برنامة خودکار و مستقل که اطلاعاتي را به درخواست کاربر و در صورت امکان با تکرار خود در رايانة ميزبانهاي ديگر در شبکه فراهم ميکند. وقتي غلامک اطلاعاتي کار خود را انجام ميدهد، گزارشهايي براي کاربر بازميفرستد و زماني که وظيفة خود را بهطور کامل انجام داد، محو ميشود» («هي»، 1379).
عامل هوشمند، فناوري نسبتاً جديدي است که امکان دارد به مهمترين ابزار فناوري اطلاعاتي قرن بيست و يکم تبديل شود. عامل هوشمند به نامهاي ديگري همچون عامل نرمافزاري و «ويزارد»[21] هم مشهور است. عامل هوشمند، موجوديت نرمافزاري است که برخي از کارها را به جاي کاربر يا برنامهاي ديگر، با درجهاي از استقلال انجام ميدهد.[22]
خصوصيات عامل هوشمند عبارتاند از:
1. استقلال دارد و بدون مداخلة مستقيم انسان عمل ميکند؛
2. ميتواند با ديگر عاملهاي هوشمند و انسان ارتباط برقرار کند؛
3. واکنشپذير است، محيط را درک ميکند و بموقع به تغييرات محيط پاسخ ميدهد؛
4. هدفمدار است و ميتواند اعمال پيچيده و سطح بالايي انجام دهد. به طوري که کارها و وظايف پيچيده را به وظايف کوچکتر تقسيم ميکند و انجام ميدهد؛
5. صرفاً در پاسخ به محيط عمل نميکند، بلکه ميتواند با ابتکار عمل، رفتاري هدفمدار داشته باشد؛
6. مدام در حال انجام فرايندهايي است.[23]
عامل هوشمند قادر به انجام فعاليتهاي زير است:
1. دسترسي به اطلاعات و جستجو و بازيابي اطلاعات؛
2. پشتيباني و تقويت تصميمگيري؛
3. انجام فعاليتهاي تکراري و يکنواخت؛
4. آموزش؛
5. کاربرد عامل متحرک در شبکه.[24]
عامل هوشمند در طراحي رابط کاربر[25] در سيستمهاي عامل از جمله در «ويندوز انتي»[26] و شبکهها مورد استفاده قرار ميگيرد. نمونة ديگر استفاده از آن را ميتوان در برنامة صفحههاي گسترده از جمله «اکسل»[27] مشاهده کرد. «اکسل» داراي «ويزارد» است. اين ويژگي مراقب کاربر است و اگر کاربر براي انجام عملياتي مسير نادرست را انتخاب کند، «ويزارد» به او در مورد مسير درست تذکر ميدهد.[28]
عامل هوشمند در نظامهاي رايانهاي چندرسانهاي، داراي پنج عملکرد است. 1) مهار پايگاههاي چندرسانهاي و به دست آوردن اطلاعات مرتبط جديد، 2) کمک به کاربر در شناسايي و جستجوي پايگاههاي چندرسانهاي مناسب، 3) کمک به کاربر در مديريت و دستيابي به پايگاههاي شخصي، 4) راهنمايي کاربر در تجزيه و تحليل اطلاعات بازيابيشده با استفاده از ابزارهاي آماري، 5) کمک به کاربر در خلق محصولات فکري جديد با استفاده از اطلاعات بازيابيشده و اصلي.[29]
دو نکته بايد در رابطه با عامل هوشمند درنظر گرفته شوند: اول اين که بايد به کاربر اطمينان داد که عامل هوشمند، همان کاري را که کاربر ميخواهد انجام ميدهد؛ دوم، قابليت عامل است، بدين معنا که عامل بايد ابتدا مهارتهايي را براي انجام وظايف محول شده کسب کند تا بتواند در مورد اينکه چه زمان و چگونه به کاربر کمک کند، تصميم بگيرد.[30] مثلاً «کوکس»[31] نظام هوشمندي است که با استفاده از عامل هوشمند طراحي شده و ميتواند با ديگر عاملان ارتباط برقرار کند و به انجام کارهاي مشترک از جمله تهيه و گردآوري گزارش بپردازد.[32]
نظام خبره بر آن است تا فرايندهاي استدلال متخصصان را در حل مسئلههاي پيچيده تقليد کند و بيش از ديگر فناوريهاي هوش مصنوعي، کاربرد داشته است. نظام خبره، برنامة پيچيدهاي است که فرايند حل مسئله در انسانهاي خبره را تقليد ميکند و نظامي دانشپايه است که دو جزء اساسي دارد: 1. دانشپاية مناسب براي حوزة موضوعي موردنظر، که دربردارندة قواعد کاربردي است؛ 2. يک موتور استنتاجي که راهکارهاي حل مسئله را ارائه ميدهد. «مايسين»[33] و «اينترنيست»[34] دو نمونه از نظامهاي خبره هستند: «مايسين» براي تشخيص و درمان بيماريهاي عفوني و «اينترنيست» براي تشخيص بيماريهاي داخلي است. البته هدف از استفاده از نظامهاي خبره، جايگزين ساختن انسان خبره با ماشين نميباشد («پائو»، 1378).
در نظامهاي هوشمند کتابخانهاي:
1. سلسله عملياتي که در طي آن، اطلاعات مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد بايد به قدري واضح و عميق باشد که مرتبطترين اطلاعات مبتني بر درخواستهاي اطلاعاتي کاربران را در اختيار آنان قرار دهد؛
2. امکان بيان درخواست اطلاعاتي کاربر به بهترين نحو ممکن فراهم باشد؛
3. يک مدرک با استفاده از فرمولهاي مختلف قابل بازيابي باشد؛
4. ضريب همبستگي بين کلمات براساس «هموقوعي» کلمات و دفعات تکرار اين هموقوعيها سنجيده شود؛
5. با استفاده از روشهاي تجزيه و تحليل نحوي، عباراتي براي شناسايي هر مدرک مشخص گردد و بين اين عبارات نيز روابطي برقرار شود؛
6. با استفاده از روشهاي شناسايي آماري عبارات، با استفاده از يک واژهنامة ازپيشساخته (همانند روش تجزيه و تحليل نحوي)، عباراتي براي شناسايي مدرک معرفي گردد، با اين تفاوت که ميزان همبستگي بين ترکيبات سنجيده نشود؛
7. رويههايي وجود دارند که با استفاده از آنها درخواست کاربر مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد و آنگاه با مدارک از قبل تحليل شده، مقايسه ميشود و سپس بازيابي اطلاعات صورت ميگيرد («گزني»، 1380).
عناصر نظامهاي هوشمند به سه دسته تقسيم ميشوند: دستة اول، عناصر رابط کاربر هستند که با کاربردر تعاملاند و مشخصات موردنظر کاربر را دريافت و نتايج را ارائه ميکنند. دستة دوم، داراي دانش مربوط به حوزة موردنظر هستند و با تدوين نقشههاي حل مسئله، زمينة تصميمگيري را فراهم ميکنند. اين نقشهها را از طريق سؤال و تبادل اطلاعات با ساير عناصر نرمافزاري اجرا ميکنند. اينها عناصر وظيفهمند ناميده ميشوند. دستة سوم، عناصر اطلاعاتي ميباشند که دسترسي هوشمندانه به مجموعههاي نايکنواخت منابع اطلاعاتي را فراهم ميآورند («هي»، 1379).
آنچه که در طراحي نظامهاي هوشمند نبايد فراموش کرد، ارزيابي اين نظامها است. نظامهاي هوشمند از دو بُعد تأييد[35] و اعتبارسنجي،[36] ارزيابي ميشوند. در تأييد، بررسي ميکنيم که آيا نظام را درست ساختهايم، آيا همة عملکردهاي لازم را در نظام درنظر گرفتهايم، و آيا نظام، قابل اعتماد است يا نه. اين بُعد از ارزيابي، ثبات نظام را تضمين ميکند. اما در اعتبارسنجي، بررسي ميکنيم که آيا نظام مناسب و درستي را ساختهايم. به عبارت ديگر منظور از اعتبارسنجي، تکميل موفق (آيا مناسبترين عملکرد مدنظر قرار گرفته است؟) و تطبيق برونداد با شرايط تعيين شده ميباشد (آيا نظام طوري طراحي شده است که با شرايط و استفادة ازپيشتعيينشده مطابقت داشته باشد؟). فنون تأييد نظامهاي هوشمند، با فنون سنتي ارزيابي تفاوت دارند، اما فنون اعتبارسنجي بسيار شبيه همان روشهاي سنتي هستند. به هرحال هدف از هر دو، کاهش و حذف خطاها است. از آنجا که نظامهاي هوشمند به تقليد رفتار هوشمند بشر ميپردازند، در ارزيابي به مقايسة رفتار نظام هوشمند و رفتار انسان پرداخته ميشود و يکي از ابزارهايي که کاربرد زيادي در ارزيابي اين نظامها دارد آزمون «ترينگ»[37] است.[38]
نکتة ديگر در ارتباط با نظامهاي هوشمند اين است که در طراحي اين نظامها به مسائل فني توجه شده، اما موضوع تعامل بين انسان و رايانه کمتر مدنظر بوده است.[39]
طراحي نظامهاي هوشمند بسيار خطير و مشکل است و در طراحي آنها بايد نکات زير در نظر گرفته شوند:
هزينه و توجيه: اگرچه نظامهاي هوشمند مزاياي بسياري دارند، امّا به سادگي نميتوان روي آنها قيمت گذاشت، چرا که کيفيّت و امنيّت مهمتر است و اين موارد را نميتوان با معيارهاي کمّي اندازهگيري کرد؛
توقعات و انتظارات موردنظر؛
کسب دانش: اين نظامها بر دانش افراد متخصص متکي هستند و نحوة کسب اين دانش، مشکل اصلي است؛
پذيرش نظام: برخي دلايل روانشناختي، اجتماعي و فني و سياسي براي رد نظامهاي هوشمند وجود دارند؛
انسجام نظام؛
فناوري مورد استفاده؛
مسائل اخلاقي: اين احتمال وجود دارد که نظامهاي هوشمند طبق پيشبيني عمل نکنند و باعث خساراتي بشوند. مواردي گزارش شده که کار غلامکها موجب مرگ افرادي هم شده.
نکتة ديگر در ارتباط با دانش فرد متخصص استـ مثلاً آيا وقتي از دانش کسي استفاده ميشود، آيا بايد فرد متخصص به ديگران معرفي شود يا خير. موضوع ديگري که درخصوص استفاده از نظامهاي هوشمند موجبات نگراني بسياري از متخصصان و از جمله کتابداران و اطلاعرسانان را فراهم نموده، موضوع انسانزدايي است.[40]
نظامهاي هوشمند در بسياري از حوزههاي علوم، کاربرد پيدا کردهاند، از جمله در پزشکي، آموزش، فناوري اطلاعات، تجارت و بازرگاني. اگرچه از اين نظامها ميتوان در کتابداري و اطلاعرساني بهره گرفت، اما هنوز کاربرد چندان گستردهاي در اين حوزه پيدا نکردهاند. از اين نظامها ميتوان در فهرستنويسي، ردهبندي، بازيابي اطلاعات، جستجوي پايگاهها، خدمات مرجع، امانت بين کتابخانهاي، و بسياري از فعاليتهاي ديگر کتابداري براي کمک به کتابداران و اطلاعرسانان و همچنين کاربران استفاده کرد.
با ظهور لوحههاي نوري،[41] «ديويدي»[42] و ديگر ابزارهاي مختلف، تحولي اساسي در امر ذخيرة اطلاعات به وجود آمد؛ اما درخصوص بازيابي اطلاعات، با وجود پايگاههاي پيوسته و اينترنت، کاربران با انبوهي از اطلاعات بازيابيشده مواجهاند و در هر جستجو، پيشينههاي بسياري بازيابي ميشوند که تعداد نسبتاً زيادي از آنها ربط چنداني با موضوع موردنظر کاربر ندارند. شايد علت اين باشد که در بازيابي، به معناي کلمات در بافت زبانشناختيـ اجتماعي توجه نميشود. بهطورکلي در طراحي و ساخت پايگاههاي اطلاعاتي، در زمينة ساختشناسي، واژگان و نحو، موفقيتهاي چشمگيري حاصل شده، اما در زمينة معناشناسي که ميتواند در بازيابي پيشينههاي مرتبط نقش مهمي داشته باشد هنوز به کار بيشتري نياز است. يک راهحل، اين است که به نمايهسازي مفهومي و استخراج کليدواژهها بپردازيم، و اين عملاً ممکن نيست، زيرا نميتوان ميليونها صفحة وب را بررسي و نمايهسازي مفهومي کرد. راهحل ديگر، استفاده از عاملهاي هوشمند است.[43]
يکي از موارد استفاده از غلامکهاي اطلاعاتي در حوزة کتابداري و اطلاعرساني است. نمونة غلامکهاي اطلاعاتي اينترنتي که روزبهروز قويتر و پيشرفتهتر هم ميشوند، غلامکهاي اطلاعاتي وب ميباشند. نمونههاي اولية اين غلامکها، بيشتر به فنون ابتدايي بازيابي شبيه بودند و با برنامهريزي براي تکرار جستجو، نمونة پيشرفتهاي از برنامة «اشاعة گزينشي اطلاعات» در پايگاههاي پيوستة سنتي خواهند بود. «شکارچي اخبار»[44] نمونهاي است که براساس تمايلات موضوعي کاربر، به طور خودکار مقالات را در طيف وسيعي از روزنامهها و شبکههاي خبري جستجو ميکند و مدارک مرتبط را به صندوق پست الکترونيکي کاربر مربوطه ارسال ميدارد. اين غلامکهاي ارتباطي ميتوانند روي شبکه مستقر شوند و شبکه را جستجو کنند و از يک رايانه به رايانة ديگر بروند. بنابراين برنامههاي خودگرداني هستند که قادرند اطلاعات اينترنت را جستجو و پردازش کنند.
به طور کلي دو نسل غلامک اطلاعاتي عرضه شده: غلامکهاي نسل اول، سراسر وب را ميپيمايند و دادههاي خام را بدون پردازش بعدي بازيابي ميکنند. ـ شکارچي اخبار يکي از اين نمونهها است. اما غلامکهاي نسل دوم از نوعي نظام خبره استفاده ميکنند، و از اينرو پيچيدهترند و اطلاعات برگرفته از اينترنت را پالايش ميکنند ـ مانند «وجينگر اخبار»[45] («هي»، 1379). بنابراين يکي از مهمترين کاربردهاي نظامهاي هوشمند در جستجو و بازيابي اطلاعات است.
اولين نظامهاي هوشمند بازيابي اطلاعات بين سالهاي 1962 تا 1965 در دانشگاه هاروارد طراحي شدند. منظور از نظامهاي هوشمند بازيابي اطلاعات، نظامهايياند که در آنها، تمام پردازشها روي متن به صورت خودکار انجام ميشود، جستجو صورت ميگيرد، و مرتبطترين اطلاعات برمبناي درخواست کاربر مورد ارزيابي قرار ميگيرد («گزني»، 1380). «کُنيت»[46] که در انستيتو فناوري ماساچوست طراحي شده، يک نظام واسطة خودکار براي جستجو است. نظام ديگر با ويژگيهاي هوشمندانه، سايت کتابخانة ملي پزشکي امريکا ميباشد که نظامي است با ويژگيهاي پيشرفته براي کمک به جستجوگر. اين نظام، سياههاي از واژهها را بر مبناي ريشهيابي واژة مورد جستجو ايجاد ميکند و درنتيجه، ديگر واژههاي سودمند براي جستجو را نيز نمايش ميدهد. «پِيپرچِيس»[47] نظام ديگري است که داراي زيرمجموعهاي از مشخصات کتابشناختي مجلات پراستفاده ميباشد و از ويژگيهاي قوي براي کمک به کاربر در حين جستجو برخوردار است. «اکسپِرت»[48] نمونة ديگري از نظامهاي هوشمند است که به کاربران بيتجربة خود در جستجو در نظامهاي بازيابي اطلاعات کتابشناختي کمک ميکند. «ايندکسينگ ايد»[49] طرحي نمونه است که توسط کتابخانة ملي پزشکي امريکا براي نمايهسازان «مدلاين»[50] طراحي شده و از فنون هوش مصنوعي براي ايجاد يکدستي در نمايهسازي مقالات بهره برده است («پائو»، 1378).[51] براي ارزيابي نظامهاي هوشمند در بازيابي از ضريب دقت و ضريب بازيابي استفاده ميشود («گزني»، 1380).
«پلوکس»[52] نظام هوشمند ارجاعي است. اين طرح براي ارائة دانش تدوين گرديده و ميتواند پرسشهاي به زبان طبيعي را بفهمد. در اين طرح، واژههاي ردهبنديشده و دستهبنديهاي معنايي، همراه با زيرگروههاي سلسلهمراتبي تعبيه شدهاند و بين ردههاي معنايي و اصطلاحها ارتباط برقرار شده و قابليتهايي در خصوص تشخيص مترادفها و همنويسهها نيز به آن افزوده شده. «انسرمن»[53] نظام هوشمند در زمينة مرجع است که به کاربر در پاسخ به سؤالات مرجع کشاورزي کمک ميکند. در حوزة فهرستنويسي هم تلاشهايي صورت گرفته است. «اگزتر»،[54] «مپر»[55] و «کاتالوگ ايد»[56] نيز نمونههايي از نظامهاي هوشمند فهرستنويسي هستند («پائو»، 1378).[57] اولين کاربرد نظام خبره براي فهرستنويسي در 1984 در دانشگاه «اگزتر» انگلستان صورت گرفت.[58]
همچنين تکامل و همگرايي چندين فناوري (شامل کشف خودکار، چندرسانهاي، شيءگرايي، نظامهاي خبره و پايگاههاي سنتي) باعث ايجاد پايگاههاي هوشمند شده.[59] از نظامهاي هوشمند در طراحي کتابخانههاي مجازي نيز بهره بردهاند.[60]
قدم مثبت ديگر، ترجمة متون از يک زبان به زبان ديگر است که اکنون در وب به کمک برخي موتورهاي کاوش صورت ميگيرد. «گوگل»،[61] ترجمه از زبانهاي آلماني، پرتغالي، ايتاليايي، فرانسوي، اسپانيايي به انگليسي و برعکس را انجام ميدهد.
با ظهور عاملهاي هوشمند، اين تصور وجود داشت که نظامهاي تخصصي همچون «گريتفول مد»[62] جايگزين واسطههاي انساني ميشوند. اما در عمل، فقط نقش متخصصان اطلاعاتي از جستجوگر به مربي و آموزشدهنده تغيير خواهد يافت.[63]
اکثر نظامهاي هوشمند در حوزه کتابداري و اطلاعرساني، توسط افراد غيرکتابدار طراحي شدهاند. از اينرو هنوز با نيازهاي کتابداران و کاربران مطابقت چنداني ندارند. اگرچه کتابداران نيز در اين حوزه تلاشهايي را شروع کردهاند اما طرحهاي آنان اکثراً سادهاند. دستيابي به نظامهاي هوشمند کتابخانهاي مستلزم همکاري و همفکري کتابداران و اطلاعرسانان و متخصصان هوش مصنوعي ميباشد. لازم نيست هر کتابخانهاي جداگانه به طراحي نظامي جامع و منسجم براي انواع فعاليتهاي خود بپردازد، بلکه اگر نظام جامعي طراحي گردد، کتابخانهها ميتوانند از آن استفاده کنند و برحسب نيازهاي خود و جامعة خود در آنها تعديلاتي بهعمل آورندـ همانطور که براي نرمافزارهاي کتابخانهاي نيز وضعيت به همين شکل بود و هر کتابخانه اقدام به طراحي نرمافزار خود نکرد، بلکه برخي کتابخانهها به طراحي نرمافزار پرداختند يا شرکتهايي خارج از کتابخانهها، اين طراحيها را به عهده گرفتند و کتابخانههاي ديگر از اين نرمافزارهاي آماده استفاده کردند، اما در کيفيت و ويژگيهاي آنها اعمال نظر کردند.
دلايل نپرداختن کتابداران و اطلاعرسانان به طراحي نظامهاي هوشمند عبارتاند از محدوديتهاي مالي کتابخانهها براي طراحي و پشتيباني اين نظامها، محدوديتهاي مهارتي کاربران، وظايف و فعاليتهاي متنوع کتابخانهها که در اولويتبندي فعاليتها، اين کار از اولويت برخوردار نميباشد، کمبود وقت کتابداران براي طراحي اين قبيل نظامها، ناآشنايي يا کمآشنايي کتابداران با مفاهيمي همچون هوش مصنوعي، نظامهاي خبره، و... ـ و مهمترين نکته اين که فعاليتهاي کتابخانه خطي نميباشد، از اينرو تقليد از آنها کار آساني نيست.[64]
استفاده از هوش مصنوعي در طراحي نظامها باعث ايجاد نظامهاي هوشمندي گرديده که رفتار انسانهاي خبره و استدلال آنها را تقليد ميکند. اگرچه نظامهاي اوليه بيشتر شبههوشمند بودند، اما به تدريج به سمت نظامهاي هوشمندتر پيش ميرويم. اين نظامها که انواع متنوعي همچون نظامهاي خبره، غلامکها، و ... دارند خدماتي را براي بشر و به جاي بشر انجام ميدهند، اما جايگزين انسانهاي خبره نميگردند. با وجود مزايايي که ميتوان براي اين نظامها برشمرد، برخي مسائل روانشناختي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و اخلاقي در عدم پذيرش اين نظامها دخالت دارند.[65]
در حوزة کتابداري و اطلاعرساني، همانطور که ورود رايانه و استفاده از نرمافزارهاي کتابخانهاي و پايگاههاي اطلاعاتي رايانهاي، کتابخانههاي رقومي، و ... توانسته است بر سرعت و دقت دسترسي به اطلاعات اثرگذار باشد، بهرهگيري از نظامهاي هوشمند ميتواند در بسياري از فعاليتهاي کتابخانهها از جمله فهرستنويسي، ردهبندي، کتابخانههاي رقومي، امانت، امانت بينکتابخانهاي، و جستجو و بازيابي اطلاعات مفيد واقع گردد. البته نظامهايي همچون «ايندکسينگ ايد» در نمايهسازي، «انسرمن» در زمينة مرجع، و ... طراحي شدهاند، اما اکثر اين نظامها اولاً چندان پيشرفته نيستند و به عنوان نمونه تهيه شدهاند؛ ثانياً طراح تعداد زيادي از اين نظامها، غيرکتابداران ميباشند. البته طراحي نظامهاي هوشمند کتابخانهاي کار آساني نيست، زيرا اولاً کتابخانه با کاربراني با نيازهاي متعدد و متفاوت سروکار دارد؛ ثانياً فعاليتها و کارکردهاي کتابخانه متنوعاند؛ ثالثاً بسياري از فعاليتهاي کتابخانه (از جمله فهرستنويسي) خطي نيستند و بنابراين تقليد و استفاده از استدلال يک فرد متخصص کتابداري به دليل بسياري از ريزهکاريهاي فرايندهاي کتابخانهاي آسان نيست. در کتابخانه بايد هم به مسائل فني و هم به مسائل روانشناختي و ... کاربران و انتظارات متفاوت آنان توجه نمود. با توجه به محدوديتهايي همچون بودجة کتابخانه، کمبود وقت و تخصص کتابداران، تعدد فعاليتها و بسياري مسائل ديگر انتظار نميرود که هر کتابخانهاي اقدام به طراحي نظام هوشمند خاص خود نمايد، بلکه به دليل صرفهجويي در وقت، نيروي انساني و بودجه، لازم است کتابخانهها يا مؤسساتي در اين زمينه فعاليت جدي بنمايند تا نظامهايي منسجم و جامع ارائه گردد و از پراکندگي جلوگيري شود. اما همة کتابخانهها بايد با طراحان اين نظامها در تعامل باشند و در هنگام انتخاب، نيازهاي داخلي خود را مدنظر قرار دهند و از طراحان، نظامي مناسب با نيازهاي خود را طلب کنند. با اين همه انتظار ميرود که کتابداران تا حدي با مفاهيمي همچون هوش مصنوعي آشنا گردند. از طرف ديگر، با بهرهگيري از اين فناوري جديد، نه تنها از نقش کتابداران کاسته نميشود، بلکه نقش آموزشي برعهده خواهند گرفت.
پائو، ميراندا لي، مفاهيم بازيابي اطلاعات، ترجمه اسدالله آزاد و رحمتالله فتاحي. مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1378.
گزني، علي. «سازماندهي اطلاعات در نظامهاي بازيابي اطلاعات». کتابداري و اطلاعرساني، فصلنامه کتابخانه مرکزي و مرکز اسناد آستان قدس رضوي. دوره چهارم 1 (بهار 1380): 95ـ70.
هي، جسي. «متخصصان اطلاعاتي به عنوان عناصر هوشمند». ترجمه رحمت الله فتاحي. فراگامهايي در اطلاعرساني (3): گزيده مقالات بيستمين کنفرانس بينالمللي اطلاعرساني پيوسته، دسامبر 1996. تهران: مرکز اطلاعرساني و خدمات علمي جهاد سازندگي، 1379، ص. 42ـ20.
Bailey, C. W. "Intelligent multimedia computer systems: emerging information resources in the network environment", Library Hi. Tech 1990, 8: pp. 29-41.
Bailey, C. W. Intelligent Library Systems: Artificial intelligence technology and library automation systems. http://info.lib.ub.edu/cwb/intlibs.pdf, 1991.
Blandford, A. "Intelligent interaction design: The role of human- computer interaction research in the design of intelligent system". Expert Systems 2001: pp. 3-18.
Cronin, B. "Information professionals in the digital age". Intl Inform. & Libr. Rev. 1998, 30: pp. 37-50.
Fritz, W. Intelligent Systems and their societies. http://www.Anice.net.ar./intsyst/index.htm,1997.
Gonzaez, A. J. & Barr V. "Validitation and verification of intelligent systems. What are they and why are they different? "J. Expt. Theor. Artif Intell. 2000, 12: pp. 407-20.
Hermans, B. Intelligent software agents on the Internet. An inventory of currently offered intelligent agents. http://KSICPSC.Ucalgary.Ca/Courses/547-95/benttey/S47talk.html#agent.
Jansen, J. Using an Intelligent agent to enhance search engine performance. www.firstmonday.dk/issues/issue2-3/jansen/index.html#note23.
Juhta. Intelligent agents for information retrieval and integration. http://www.ida.liu.se/labs/iislab/courses/Agents/paper/section54.html,1998.
Kohout, L. A perspective on intelligent systems: A framework for analysis and design.
Mizzaro, S. Intelligent interfaces for information retrieval: A review. http://citeseer.nj.nec.com/mizzaro96intelligent.html,1996.
Olmstadt, W. "Cataloging expert systems: Optimism and frustrated reality". Journal of Southern Academic and special librarianship. 2000. http://southernlibrarianship.icaap.org/content/vol1no3/olmstadt_wd.html
Onoyama, T. & Tsuruta, S. "Validitation method for intelligent systems". J. Expt. Theor. Artif. Intell. 2000, 12: pp. 461-72.
Rasmusson A., Olsson, T. & Hansen, P. A virtual community library: SICS digital library infrastructure project. http://www.sics.se/isl/diglib.
Turban, E. Mclean, E. & Wetherbe, J. Information technology for management, transforming business in the digital economy. 3rd ed.