نويسنده: كامران فاني
در علم كتابداري <مجموعه> نقش زيادي دارد، چراكه به مجموعه دانش هاي يك جامعه شكل مي دهد. ناشران هر كشوري هر قدر بيشتر به اهميت مجموعه ها توجه كنند، نشان مي دهد بيشتر به هدف دانش گستري نزديك تر شده اند. ما سابقه اي قديمي هم در اين زمينه داريم كه يكسري كتاب براي عامه مردم و مخاطب عام چاپ كنيم و يكي از معروف ترين شان كه هزار سال پيش به صورت مجموعه درآمده است، <رسائل اخوان الصفا> است.
اخوان الصفا در قرن چهارم ظهور كردند و متوجه شدند كه مردم عادي نياز دارند تا با فكر زمانه خودشان و گذشتگانشان آشنا شوند. بنابراين بايد زبان ساده اي انتخاب مي كردند و بايد سعي مي كردند مجموعه دانش ها و معارف عصر را با زبان ساده و بياني روشن، منظم و منسجم در اختيار مردم قرار دهند. اين مجموعه نبايد خيلي مفصل باشد و تا جايي كه امكان داشت بايد نوعي هماهنگي هم بين اين مجموعه ها وجود مي داشت، بنابراين گروهي به طور مخفي در بصره گردهم آمدند و بعد در جنوب ايران انجمن سري تشكيل دادند و در كنار آن تاليف رساله هاي بيست يا سي صفحه اي را شروع كردند. 52 رساله را درباره كل معارف زمان خودشان تهيه كردند؛ به زبان ساده و با بيان روشن و آن را بين مردم پخش كردند. واقعا ما خيلي نمي دانيم كه اين مجموعه ها چه تاثيري بر روي مردم گذاشت اما امروزه رسائل اخوان الصفا را بهترين مجموعه فكر انديشه اسلامي و ايراني مي دانيم.
مجموعه سازي به اين صورت در غرب خيلي مورد توجه قرار گرفت، خصوصا از قرن نوزدهم به بعد كه صنعت چاپ هم دگرگون شد. با اختراع دستگاه هاي چاپ سريع و توليد كاغذ زياد و به خصوص با ورود مردم عادي در حوزه اجتماع، سياست و گسترش دموكراسي مجموعه سازي براي مردم در غرب بسيار رواج يافت. مجموعه هاي مختلفي - خصوصا در انگلستان قرن نوزدهم - نوشته شد و اين مجموعه ها را افراد درجه يك تهيه مي كردند. سعي مي كردند قيمت اين كتاب ها در حد يك پني باشد و با تيراژ خيلي بالاچاپ شود، حتي گاهي تيراژ آن در انگلستان به صدهزار مي رسيد، در حالي كه هنوز اكثر جامعه هم بي سواد بودند. به هر حال اين مجموعه سازي آنقدر مورد توجه قرار گرفت كه امروزه در غرب كمتر ناشري است كه در سلسله انتشارات خود مجموعه نداشته باشد و مخاطبان هم فرق مي كند اما هدف از مجموعه ها اين است كه اطلاعات روشن، گويا و با بياني ساده را در اختيار مخاطبان عام قرار دهد تا پاسخ به نيازهاي جامعه باشد. مهم ترين مجموعه اي كه ايرانيان از حدود شصت سال پيش مي شناختند، مجموعه <چه مي دانم؟> است. اين مجموعه اي بود كه انتشارات دانشگاه پاريس درمي آورد كه حدود سه هزار تا از آن هم تا به حال چاپ شده است. از اين تعداد حدود سيصد تا به فارسي ترجمه شده است. كتاب هايي كه صد صفحه اي است در زمينه علوم و معارف بشري مي باشد و معمولاآن را يك متخصص نوشته و سعي شده با زباني ساده علم را در اختيار عامه مردم قرار دهد. اهميت اين مجموعه خيلي زياد است و تاثير زيادي در گسترش انديشه علمي در ايران گذاشته است. در ايران در دوره رضاشاه موسسه اي با نام <موسسه وعظ و خطابه> تاسيس شد و هدفش اين بود كه علما و دانشمندان با زبان ساده براي مردم در زمينه موضوعات مختلف صحبت كنند و اين سخنراني ها بعدها منقح و چاپ شود. افراد خيلي معروفي مثل فروزانفر و عبدالحسين خان رهنما هر يك درباره موضوعي صحبت كردند و بيست جزوه را اين موسسه چاپ كرد كه بعدها به صورت كتاب درآمد و هيچ وقت هم تجديد چاپ نشد. اين برنامه با جنگ جهاني دوم و اشغال ايران متوقف شد. بعد از آن ناشران ايراني به مجموعه سازي كم و بيش توجه كردند و برخي از ناشران هم اين مساله را جدي گرفتند. يكي از آنها <بنگاه ترجمه نشر كتاب> بود. اين بنگاه در حوزه هاي مختلف سلسله كتاب هايي را درآورد. انتشارات خوارزمي هم حدود ده يا پانزده كتاب را با عنوان پيشروان انديشه نو درآورد و بنا بود كه حدود 50 كتاب درباره متفكران معاصر جهان در حوزه هاي مختلف باشد. اين مجموعه خيلي هم مورد استقبال قرار مي گرفت. براي اولين بار بود كه مطمئن بوديد كه اگر يكسري را تهيه كنيد و بخوانيد، در زمينه آن حوزه، اطلاعات كلي و به دردخوري به دست مي آوريد. در ايران امروز هم خيلي از ناشران اين كار را انجام مي دهند.
نكته مهم ديگر كه درباره مجموعه سازي، مساله استمرار است. اگر ناشر يا موسسه اي خيال مجموعه سازي دارد، واقعا بايد فكر كند كه اين كار چقدر استمرار دارد؛ با پنج يا شش كتاب درآوردن، مجموعه ساز و تاثيرگذار نخواهند شد و اين تاثير در كوتاه مدت نيست. تاثير آرام آرامي است كه اثر خود را به تدريج مي گذارد. دومين مساله اين است كه در مجموعه سازي بايد مخاطب شناس بود، يعني بدانيد كه مجموعه را براي چه كسي درمي آوريد. مساله ديگر لحن كتاب و تناسب مجموعه هاست، چون مجموعه را افراد مختلف مي نويسند و در اين صورت است كه نقش دبير مجموعه بسيار مهم مي شود. فايده مجموعه اين است كه كم كم خريدار ثابتي مي يابد و بعدها كساني كه يك يا دو اثر از يك مجموعه را خوانده باشند، به طور خودكار سعي مي كنند بقيه مجموعه را هم داشته باشند و آنها را نگهداري كنند. بنابراين بعد از مدتي خريدار مطمئني براي آن مجموعه پيدا مي شود و با اين عمل ناشر مطمئن تر مي شود كه به كار خودش ادامه دهد.
تاريخ فكر خيلي چيز عجيبي نيست و در 50 يا 60 سال اخير از مهم ترين مباحث معرفت شناسي شده است. از حدود سال هاي 1930 به بعد مساله تاريخ فكر را اولين بار لاوجوي مطرح كرد. امروزه ما يك دايره المعارف فرهنگ تاريخ انديشه داريم كه به فارسي هم در سه جلد چاپ شده است. تاريخ فكر تا 50 سال پيش به اين معني نبوده، اما در نيمه دوم قرن بيستم توجه زيادي به سير تحول تاريخ فكر در جهان شده و خيلي كتاب هم در اين خصوص نوشته شده است. اگر امروزه بخواهيم تاريخ فكر در ايران را براي مخاطبان مختلف بنويسيم، اين الگو در مقابل ما هست. نوشتن تاريخ انديشه امروزه به عنوان يكي از امور لازم و واجب براي جامعه تبديل شده است. مساله اصلي اين است كه فكر به عنوان يك نيرو تاثيرگذار است و شايد هم اصلي ترين تاثير را در يك جامعه در درازمدت بگذارد.
مجموعه <داستان فكر ايراني> به نظرم مجموعه اي خواندني است و شايد براي اولين بار باشد كه به اين معني، تاريخ فكر ايراني مطرح مي شود، گرچه تا حد زيادي تاريخ اجتماعي ايران است و آن معني تاريخ انديشه و تاريخ فكري كه امروز به عنوان يك مبحث مهم معرفت شناسي و حوزه تحقيق است، در اينجا تا حدي كم است. بعضي از مسائل به تاريخ فكر نمي خورد و مسائلي هم هست كه آمدنش ضروري است اما در اين مجموعه نيامده است. به طور كل اين مجموعه، حوزه تاريخ فكر را در حوزه جغرافيايي ايران نشان مي دهد. جاذبه داستاني براي كتابي كه مخاطبانش نوجوانان يا افراد عادي باشند خيلي مهم است تا خواننده را جذب كند و به دنبال خود بكشاند. در بعضي جلدها و در بعضي از بخش ها اين مساله رعايت شده و شايد در آينده بتوان بيشتر به آن جاذبه داد. فلسفه با تمام پيچيدگي هايش وقتي روايت داستاني آن را بدانيد بدون آنكه از اهميت و جدي بودن كار كاسته شود، تاثير عظيمي روي همه مي گذارد. مهم ترين كتابي كه در اين زمينه درآمده، <دنياي سوفي> است. اين كتاب تاريخ فلسفه به صورت داستاني است. تاكنون بيش از 20 ميليون نسخه از اين اثر در دنيا به فروش رفته و حتي در ايران چندين بار تجديد چاپ شده و اين نشان مي دهد كه چقدر نياز وجود داشته كه رشته غامض و پيچيده اي مثل فلسفه در حوزه داستان بيان شود بدون اينكه از جديت آن كم شود بنابراين در هر حوزه اي مي توان يك <دنياي صوفي> نوشت.
دبير مجموعه اين اثر خيلي زحمت كشيده تا اين تناسب حفظ شود. مقدمه اي كه نوشته اند خيلي خوب است. خصوصا يك جمله خيلي خوب نوشتند كه آن را نقل مي كنم چون به هر حال نگاه و نگرش كلي نويسندگان اين مجموعه را نشان مي دهد: <هر كه سفري دور به گذشته ايران بكند با سوغاتي خاص خود پيش مي رود.> در اينجا هم مي گويند ما سفري به گذشته دور به ايران كرديم و فكر كرديم اين چيزها سوغاتي خوبي است كه به ارمغان بياوريم. بنابراين كاملاذوق و سليقه خودمان است. بعد هم گفتند: خداوند همه ما را با تمام اختلافاتمان آفريده است و نمي خواهد همه با يك عينك و از يك پنجره به دنيا نگاه كنيم. هر كتابي كه درمي آيد با نگاه خاصي است و هر آدمي فكر مي كند كه نگاهش نگاه مهمي است. مهم اين است كه اين نگاه مختلف در جامعه مطرح شود و مجموعه اين نگاه، آرا و افكار است كه در انتها حاصلش را جامعه مي برد. لازم است كه با نگاه و ديد مختلف به گذشته جامعه بنگريم و قبول هم كنيم كه اين نگاه ها در كنار هم مي توانند همزيستي مسالمت آميزي داشته باشند. در اين كتاب اين مساله ديده مي شود چون كتابي نيست كه بخواهد نگاه خاصي را القا كند و سعي كرده تصويري از گذشته بدهد. اين تصوير هم با زاويه خاص نويسنده اش گرفته شده و نويسنده ديگري ممكن است زاويه دوربينش را عوض كند. با اين كار، نگاه چندبعدي پيدا مي شود و جامعه بيشتر به حقيقت نزديك مي شود.
اما نكته اي كه بايد به آن توجه كرد اين است كه مي بايست مشخص شود حوزه فكر ايراني چيست. دين، فلسفه، عرفان، ادبيات و هنر در اين حوزه مي آيد اما معتقدم دليلي ندارد كه به مسائل فني و اقتصادي توجهي نشود.اما واقعا دلمان مي خواهد بدانيم كه مردمان مان در دوره سلجوقي چطور زندگي مي كردند. در تمام اين مجموعه جاي اقتصاد خالي است، جز تاريخ مشروطيت كه محيط اقتصادي معين شده بود. يكي از جذابيت اين كتاب عنوان اين جلدهاست.
جلد اول <سپيده دم انديشه>است كه عنوان زيبايي است و تاريخ ايران در آن خيلي خوب شروع شده است. اين دفعه از مادها شروع نكردند، بلكه از عصر نوسنگي، جامعه ايراني را شروع كردند و همين طور جلو آمدند تا رسيدند به ايران قبل از دوره آريايي ها و بعد فكر آريايي ها و اين درست بود.
جلد دوم آن <فراز و فرود> است كه عنوان خوبي است چون در واقع سقوط دولت هخامنشي است كه يك فرود است و بعد روي كار آمدن اشكانيان و ساسانيان است و فرودش هم سقوط اشكانيان است. در اين دوره بيشترين توجه به دين صورت گرفته است، حتي مزدك و ماني هم جنبش هايي بودند كه به عنوان فكر ديني در ايران بررسي شدند. فكر ديني در ايران هميشه مهم و تاثيرگذار بوده است. در كنارش هنر و علوم را مطرح كردند كه خوب است، اما اشكالش اين است كه موسيقي ندارد در حالي كه موسيقي دوره ساساني خيلي مهم بوده است و موسيقي بر موسيقي صدر اسلام و پس از آن بسيار تاثير گذاشته است.
جلد سوم، <تولدي دوباره> است. اينجا براي اولين بار شروع كتاب جنبه داستاني مي گيرد و حالت روايي پيدا مي كند. اين جلد راجع به اسلام است و بيشتر به مسائل كفر و ايمان مي پردازد. مهم ترين مساله اين است كه اين رنسانس چگونه آغاز مي شود و آيا ايرانيان نقش اصلي داشتند.
جلد چهارم كه جلد مهمي است <دوران طلايي> نام دارد. اوج تمدن ايراني كه از دوره سامانيان و صفاريان شروع مي شود و تقريبا تا آخر سلجوقيان ادامه مي يابد. اين دوره از نظر علم و فلسفه مهم ترين دوره تاريخ ايران بوده است. اين دوران طلايي اوج فكر ايراني را در قرون وسطي نشان مي دهد.
جلد پنجم، <فرار از عقل>، دوران سلجوقيان و مغول را در برمي گيرد، يعني بعد از آن دوران طلايي عقل گرايي ظاهرا ايرانيان از عقل زود خسته مي شوند و برمي گردند به گريزگاه عقل؛ گريزگاه عقل هم شعر است. شعر هم به عرفان ختم مي شود. بالاخره اين دوره، دوره فرار از عقل است. البته در اينجا هنوز گذشته وجود دارد اما نشان مي دهد گرايش جامعه اين است كه عقل را پشت سرش بگذارد و با دنياي اشراق و شهود سروكار مي يابد و آفرينش ها و نوآوري هايش هم بيشتر در اين حوزه است؛ ديگر نه ابوريحان بيروني مي آيد نه فارابي و نه ديگران.
بعد مي رسيم به حمله مغول كه نام آن را <مغول ها> گذاشته اند. اينجا براي اولين بار كتاب خيلي خوب شروع مي شود چون جنبه داستاني دارد. تصويري كه اول اين كتاب درباره نحوه حمله مغول ارائه مي شود مخاطب را يك دفعه در حوزه فضاسازي و شخصيت پردازي داستاني مي برد. دوره مغول از نظر تاريخ نگاري، هنر و علوم آن مهم است و نبايد تنها به اين پرداخت كه مغول آمد همه چيز را برد و رفت، به هر حال اين دوران دستاوردهايي هم داشته است.
جلد هفتم آن با عنوان <دوباره ايران> بازگشتي است به گذشته براي جست وجوي نام و جاي ايران كه اصلاايران كي چنين نامي پيدا كرد و اصلاايران كجاست و اين نگاه به گذشته را خوب درآورده است. جايي كه هويت ايراني شكل مي گيرد. هويت ايرانيان از اواخر دوره ايلخانيان است كه براي اولين بار شكل مي گيرد اما دوره صفويه است كه ايران به اين مفهوم شكل مي گيرد. خصوصا كه دين هم با مليت يكي مي شود يعني شيعه و ايراني بودن براي اولين بار يكي مي شود و ايران يك هويت مستقل و يكپارچه براي اولين بار در جهان اسلام مي يابد. جلد هشتم <ايران در آستانه تغيير> است كه مي رسيم به دنياي مدرن و دنياي مدرن هم اولين آشنايي با غرب است. جلد نهم اوج برخورد اوليه ما با جهان مدرن است كه انقلاب مشروطيت است. در اينجا يك نكته جالب اين است كه چهار نگاه را مطرح كردند: نگاه به غرب، نگاه به ايران باستان، نگاه به شرق و نگاه به اسلام. چهار نگاه جديد در اين دوره پيدا مي شود كه براي هريك نمونه اي هم آمده است. نگاه به غرب باعث مي شود كه ما نگاه مان به گذشته خودمان تغيير كند و يك نوع بازنگري و بازسنجي نسبت به عقايد قبلي داشته باشيم. فهرست اعلام و نمايه كتاب خيلي اشكال دارد و بايد اصلاح شود اما جز اينها كتاب خيلي خوب چاپ شده، تصاوير و نقشه هايش تا حدي كه هزينه كتاب را بالانبرد خيلي چشمنواز و شكيل است و به نظرم اين كتاب براي همه از نه ساله تا نودساله قابل استفاده است.
* متن سخنراني كامران فاني در نشست نقد و بررسي مجموعه داستان فكر ايراني در شهر كتاب









نام کتاب:سردار کربلا(ترجمهی العباس) 

