محمد علي علومي ،داستان نويس و منتقد:ادبيات كودك، مقولهاي خارج از ادبيات كليمان كه در دايرهاي بسته قرار گرفته و مدام به تكرار خود و اسلاف پيش از خود مشغول است، يا تبديل شده به گرتهبرداري و مشابهسازي از آثار خارجي در حجمي عظيم و تأسف برانگيز نيست._
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) محمد علي علومي ،داستان نويس و منتقد:ادبيات كودك، مقولهاي خارج از ادبيات كليمان كه در دايرهاي بسته قرار گرفته و مدام به تكرار خود و اسلاف پيش از خود مشغول است، يا تبديل شده به گرتهبرداري و مشابهسازي از آثار خارجي در حجمي عظيم و تأسف برانگيز نيست.
فقر موضوع در داستانهاي فعلي نكتهاي است برجسته و آشكار بر همگان. داستانهايي كه براي كودكان نوشته و چاپ ميشود – يا در هر گونه زمينه ديگري مانند علمي، آموزشي، تربيتي و ... عمدتاً داراي طرحها و موضوعاتي ثابت و مشابهند. كودك با هوش است و كم حافظه هم نيست؛ به راحتي و سريع ميتوانند مشابهتها و هماننديهاي موضوعات دو كتاب را دريابد و طبعاً هم از تكرار و دوبارهگويي گريزان است و زود خسته ميشود. همه ما به ياد ميآوريم در دوران كودكي هنگامي كه مطلبي را چندبار – حال به هر نحوي – برايمان تعريف و تكرار ميكردند احساس دلزدگي و تنفر از آن پيدا ميكرديم – مگر اينكه به طور مثال داستاني مورد علاقه خاص ما قرار ميداشت و دوستدار باز شدن چند باره آن ميبوديم – اما متاسفانه بيشتر نوشتههاي براي كودك در قالبي و با موضوعي تكراري بيان ميشوند و از آن بدتر لحن و بياني نصيحتكننده دارند؛ چيزي كه به هيچ عنوان موافق طبع و خواست كودك نيست.
ارائه آموزش و دادن اطلاعات به كودك داراي ظرايف و نكات ويژهاي است كه بايد مورد توجه نويسندگان محترم قرار گيرد؛ همزباني و مخاطب قرار دادن كودك از جايگاهي نه بسيار بلند نسبت به جايگاه او و همچنين گزينش گفتاري مناسب به دور از حالت پندگويي (افاضات فرمودن) ميتواند كمك بسياري به جلب توجه كودك به نوشته كتاب باشد. او نميخواهد مدام پند بشنود، بلكه ميخواهد به زبان خودش و با دلايلي قابل فهم و محكم چرايي خوب يا بد بودن چيز يا عملي را بداند. براي دانستن هم انتظار دارد كسي با زباني دوستانه و نزديك به زبان و ديدگاه خود او، آموزشش داده و مجهولات را به او نشان بدهد. در يك كلام كودك در پي و نيازمند دوست است، نه يك پندگو و ناصح پرحرف.
همه اين نكات مبين يك مورد است؛ نوشتن براي كودك برخلاف آنچه از ظواهر امر بر ميآيد و پيروي ميشود كاري ساده و آسان نيست. كودك هر دوره به ميزان بسياري تحت تأثير شرايط محيطي دوره خاص خود است و به همين دليل نويسنده بايد در تماس مداوم و اطلاع مستمر از حال و هوا و دنياي خاص كودكان دورهاي باشد كه براي آنها مينويسد – البته بعضي نوشتهها(داستان) را نميتوان به دوره زماني خاص نسبت داد و به موضوعاتي پرداختهاند كه دغدغههايي هميشگي را تشكيل داده و شامل ميشوند - موضوعاتي چون مسواك زدن، شستن دست و صورت و مانند اينها سالهاست كه در داستانها و قوالب گوناگون براي كودكان گفته و تعريف شدهاند، ديگر همه كودكان با اين مقولهها آشنا هستند و بهتر از خود نويسنده ميتوانند درباره مزاياي اين اعمال داد سخن بدهند و اظهار فضل كنند و بهتر آن است كه به جاي پرداختن به اين موضوعات تكراري و تقريباً بيتأثير به موضوعاتي كليتر و مهمتر پرداخته شود كه ميتوانند در زندگي آينده و بزرگسالي كودك تأثير بسزايي داشته باشند و اين در حالي است كه بسياري از كتابهاي كودك، امروزه سخن چندان و پر فايده اي براي كودكان ندارند. منبع خبرگزاری کتاب ایران
|
فقر موضوع در داستانهاي فعلي نكتهاي است برجسته و آشكار بر همگان. داستانهايي كه براي كودكان نوشته و چاپ ميشود – يا در هر گونه زمينه ديگري مانند علمي، آموزشي، تربيتي و ... عمدتاً داراي طرحها و موضوعاتي ثابت و مشابهند. كودك با هوش است و كم حافظه هم نيست؛ به راحتي و سريع ميتوانند مشابهتها و هماننديهاي موضوعات دو كتاب را دريابد و طبعاً هم از تكرار و دوبارهگويي گريزان است و زود خسته ميشود. همه ما به ياد ميآوريم در دوران كودكي هنگامي كه مطلبي را چندبار – حال به هر نحوي – برايمان تعريف و تكرار ميكردند احساس دلزدگي و تنفر از آن پيدا ميكرديم – مگر اينكه به طور مثال داستاني مورد علاقه خاص ما قرار ميداشت و دوستدار باز شدن چند باره آن ميبوديم – اما متاسفانه بيشتر نوشتههاي براي كودك در قالبي و با موضوعي تكراري بيان ميشوند و از آن بدتر لحن و بياني نصيحتكننده دارند؛ چيزي كه به هيچ عنوان موافق طبع و خواست كودك نيست.
ارائه آموزش و دادن اطلاعات به كودك داراي ظرايف و نكات ويژهاي است كه بايد مورد توجه نويسندگان محترم قرار گيرد؛ همزباني و مخاطب قرار دادن كودك از جايگاهي نه بسيار بلند نسبت به جايگاه او و همچنين گزينش گفتاري مناسب به دور از حالت پندگويي (افاضات فرمودن) ميتواند كمك بسياري به جلب توجه كودك به نوشته كتاب باشد. او نميخواهد مدام پند بشنود، بلكه ميخواهد به زبان خودش و با دلايلي قابل فهم و محكم چرايي خوب يا بد بودن چيز يا عملي را بداند. براي دانستن هم انتظار دارد كسي با زباني دوستانه و نزديك به زبان و ديدگاه خود او، آموزشش داده و مجهولات را به او نشان بدهد. در يك كلام كودك در پي و نيازمند دوست است، نه يك پندگو و ناصح پرحرف.
همه اين نكات مبين يك مورد است؛ نوشتن براي كودك برخلاف آنچه از ظواهر امر بر ميآيد و پيروي ميشود كاري ساده و آسان نيست. كودك هر دوره به ميزان بسياري تحت تأثير شرايط محيطي دوره خاص خود است و به همين دليل نويسنده بايد در تماس مداوم و اطلاع مستمر از حال و هوا و دنياي خاص كودكان دورهاي باشد كه براي آنها مينويسد – البته بعضي نوشتهها(داستان) را نميتوان به دوره زماني خاص نسبت داد و به موضوعاتي پرداختهاند كه دغدغههايي هميشگي را تشكيل داده و شامل ميشوند - موضوعاتي چون مسواك زدن، شستن دست و صورت و مانند اينها سالهاست كه در داستانها و قوالب گوناگون براي كودكان گفته و تعريف شدهاند، ديگر همه كودكان با اين مقولهها آشنا هستند و بهتر از خود نويسنده ميتوانند درباره مزاياي اين اعمال داد سخن بدهند و اظهار فضل كنند و بهتر آن است كه به جاي پرداختن به اين موضوعات تكراري و تقريباً بيتأثير به موضوعاتي كليتر و مهمتر پرداخته شود كه ميتوانند در زندگي آينده و بزرگسالي كودك تأثير بسزايي داشته باشند و اين در حالي است كه بسياري از كتابهاي كودك، امروزه سخن چندان و پر فايده اي براي كودكان ندارند. منبع خبرگزاری کتاب ایران
+ نوشته شده توسط علی حسنوند در چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 و ساعت
9:33 قبل از ظهر |


